سید حسن گفته بود «زن ها افتخار مقاومت‌اند»

از دختران فعال مقاومت لبنان بشمار می‌رود اما ساکن آمریکاست. رقیه شمس‌الدین ۲۱ ساله‌ و اصالتا هم اهل جنوب لبنان و بزرگ شده آمریکاست. در حال حاضر نیز دانشجوی سال آخر دانشگاه در دو رشته علوم سیاسی/ حقوق و روزنامه‌نگاری‌ست.

به عنوان فعال حقوق بشر و وکیل جنایات بین الملل فعالیت دارد و باز امیدوارست در جاهایی مثل عراق و افغانستان و فلسطین اشغالی نیز کار کند و تا آنجا که میتواند علیه امپریالیسم اشغالگر بنویسد، به خانواده ها کمک برساند و با استفاده از تحصیلاتش در پروژه های سازمان های حقوق بشر همکاری کند تا شاید از این طریق بتواند زندگی را برای دیگران بهتر کند.

وبلاگ‌نویس است. برخلاف تصورم که فکر می کردم باید با زبان عربی مصاحبه را آغاز کنم، او انگلیسی صحبت می‌کند. شروعش کردم و با استقبال گرمی هم روبرو شدم و اگر نبود راهنمایی دوست بسیار خوبم شهرزاد شاید این مصاحبه به سرانجام نمی‌رسید. متن انگلیسی این مصاحبه هم‌اکنون در وب‌سایت شخصی شهرزادبانو قرار دارد.


شما فعال مقاومت هستی. مقاومت برای چیست؟

من خودم رو غیر معمول محسوب نمی کنم. زنان در هر سنی و از هر گروه نژادی و یا دینی که باشند در برابر ظلم و ستمگری مبارزه کرده اند. مبارزه با فساد، ظلم و سلطه گری رسالت اصلی هر انسانی است. تا زمانی که بشری مظلوم وجود دارد، وظیفه ماست که به آنها کمک کنیم، حالا این کمک میخواهد روحی، جسمی یا مالی باشد.

تا چه حد زنان مثل تو هم فعال‌ند، چه بطورکل و چه در گروه های مقاومت؟

من اعتقاد دارم که زنان بیشتری باید وارد سیاست و گروه های مقاومت شوند، مخصوصا زنان مسلمان. خداوند سبحانه و تعالی برای زنان تجویز نکرده که لزوما خانه دار باشند یا خودشان را به نقشی که جامعه و فرهنگشان به آنها دیکته میکند محدود کنند. خداوند بر ما مقرر کرده که دین خدا و اهداف الهی را محقق کنیم. این وظیفه بر عهده همه ماست، چه زن باشیم و چه مرد. من باور دارم که زنان میتوانند در کنار تشکیل خانواده و پیروی از وظایفی که خدا برایشان مقرر کرده، به برادران و خواهرانشان هم کمک برسانند.

به نظر تو اصلا جنسیت مطرح است؟

من خودم به تنهایی یک سایت کامل را اداره میکنم، کمکی هم از کسی دریافت نمیکنم. البته این سایت را به طور ناشناس اداره میکنم و خیلی از کسانی که بازدیدکننده سایت هستند فکر میکنند من مرد هستم! تنها به این دلیل که فرهنگشان به انها دیکته کرده که زنها نمیتوانند نظرشان را بلند ابراز کنند و موجودات ترسویی هستند. من اینطور بزرگ نشده ام. الحمدلله. یاد گرفته ام که میتوانم به خوبی یک مرد – اگر نه بهتر – از عقایدم دفاع کنم.

زنان مسلمان در کشورهای غربی با چه مشکلاتی مواجه هستند؟ مخصوصا در کشور شما، آمریکا

زنان مسلمان در آمریکا آنطور که باید، آنطور که خبرگزاری ها به شما میگویند و آنطور که بعضی دوستان تبلیغ میکنند، آزاد نیستند. نوعی دیدگاه نسبت به مسلمانان و زنان مسلمان در آمریکا وجود دارد که خیلی کم در موردش بحث میشود و آن “زنوفوبیا” است به معنی ترس از بیگانه. مادرم، ماشاءالله محجبه است و تا به حال مستقیم از طرف غیر مسلمانان مورد حمله قرار نگرفته، اما خیلی های دیگر را میشناسم که به خاطر پوشیدن حجاب که آنها را به عنوان “مسلمان” مشخص میکند، مورد حمله قرار گرفته اند.

به طور کلی زن ها توسط فرهنگ غرب و پروپاگاندای جنسیت گرای منزجر کننده اش مورد ظلم واقع میشوند. در یک طرف شما توده جاهل را دارید که از مسلمان ها میترسند یا متنفرند. در طرف دیگر کسانی هستند که به قول خودشان میخواهند با منحرف کردنمان، “آزادمان کنند”. آنها آرزو دارند که ما را مجبور کنند بین الله و آسایش طلبی دنیازده غربی یکی را انتخاب کنیم. جهاد برای هر زن مسلمان در غرب این است که وقار و شرف خود را در برابر این “زنوفوبیا” حفظ کند.

فعالان غربی که برای مقاومت فعالیت میکنند چطور؟

من این افتخار را داشتم که با مسئول بخش دانشجویی و کمیته مدیای غزه فریدم مارچ باشم و سعی کردیم [از طریق مرز رفح در مصر] وارد غزه شویم. من در این تلاش با مردان و زنان آمریکایی زیادی آشنا شدم، مسلمان، غیر مسلمان و حتی آتئیست و غیره که حدودا ۱۳۰۰ نفر بودند و برای رساندن کمک به مردم در محاصره غزه به گروه پیوسته بودند. مردها و زنها از همه نوع طبقه اجتماعی خانواده ها و کار و زندگیشان را رها کرده بودند فقط به این دلیل که امکان شکستن محاصره را فراهم کنند.

اگر مخالف سیاست های کشورتان باشید، با چه مشکلاتی روبرو هستید؟

من بزرگ شده آمریکا هستم و تحت لوای دولت ظالمی زندگی کرده ام که اشغالگر است و مردم را در سراسر جهان به زور تحت سلطه میگیرد. امریکا رژیمی امپریالیسیتی است و تا زمانی که رمقی برایم باقی است در برابر این رژیم مقاومت میکنم. خداوند چیزی که نتوانیم از عهده اش بر آییم به ما نمیدهد. اگر برادر و خواهر من در غزه میتوانند بدون غذا، آب، برق و پناهگاه زندگی را بگذرانند، من هم میتوانم فشارهایی که رژیم ظالم آمریکا به خاطر مبارزه ام بر من تحمیل میکند تحمل کنم.

از آنجایی که اصالتا لبنانی هستی، بنظرت این جمله درست است که “زنان لبنانی از حجابشان برای نشان دادن تملایلات سیاسی شان استفاده میکنند”؟

امام جعفر صادق میفرماید: “عفت سمبل ایمان است” حجاب در لبنان مخصوصا در جنوب که پدر و مادرم اهل آنجا هستند اهمیت زیادی دارد. زنها به خاطر وابستگی های سیاسی و سیاست حجاب نمیپوشند، اما مواقعی هست مثلا در سالگرد های جنگ و غیره که حجاب بیشتر پوشیده میشود و در مواردی هم برای نشان دادن همبستگی با گروه های مقاومت مثل حزب الله و جنبش امل

حجاب زنان در مقاومت دقیقا چه نقشی دارد؟

جنوب لبنان، خانه مقاومت است. زنان ما همانطور که سید حسن نصرالله گفته است غرور ما و مایه سرور ما هستند. زنان در مقاومت بار سنگینی را به دوش میکشند و آن کمک به برادرانشان و فراهم کردن نوری است که باعث پیشرفت کل حرکت مقاومت میشود. حجاب برای خیلی از زنان ما مثل نشان شرف است. حجاب نه تنها زنان ما را کم ارزش یا کوچک نمیکند، به آنها نیرو و قدرت داده است.

مقاومت در جامعه عربی و فرهنگ و ادبیات عرب چقدر نفوذ و تاثیر دارد؟

به عنوان یک عرب، برای من اصلا مساله ای نیست که بگویم مردم ما ملت بی تفاوتی هستند. جنگ ۳۳ روزه در جولای ۲۰۰۶ در لبنان و دیگر جنگ ها باعث شد دنیای عرب کمی به خودش بیاید. مثل این بود که کسی سرُم زندگی به رگ هایشان تزریق کرده باشد. آنها به پیروزی های مقاومت در برابر رژیم نژادپرست “اسرائیل” واکنش نشان دادند و خودشان را در پیروزی ها شریک میدانستند. کتاب هایی در مورد حزب الله چاپ شده که سعی میکنند تحلیل کنند چطور یک گروه کوچک توانست یک رژیم کاملا مسلح را به زانو در آورد. نویسنده ها میخواهند بدانند مردان حزب الله چطور اسرائیل را شکست داده اند و هنوز هم در شوک هستند.

فکر میکنی مقاومت یک پدیده اسلامی است یا یک حرکت جهانی؟

با توجه به اینکه عضو گروه های سیاسی و گروه های انسان دوستانه زیادی بوده ام، میدانم که مقاومت یک پیام جهانی است که مردان و زنان از هر طبقه اجتماعی را در بر میگیرد. به عنوان انسان وظیفه ماست که مقاومت کنیم. به عنوان مسلمان این وظیفه و “حق” ماست.

در لبنان موسسات ویژه ای برای دخترها و خانم ها وجود دارد؟

بله؛ گروه های زیادی در لبنان ویژه‌ی زن ها وجود دارد.

چه خدماتی ارائه میدهند؟

بیشتر این گروه ها برای بالابردن سطح تحصیلات و مشارکت زنان در مقاطع مختلف احتماعی فعالیت میکنند. پروژه هایی دارند و با زنان جوان کار میکنند تا بتوانند استعداد های پنهانیشان را شکوفا کنند.

میتوانی مثالی هم از این موسسات بزنی؟

انستیتو مطالعات زنان در جهان عرب، اجتماع زنان دموکرات لبنان، جامعه زنان لبنان، شورای ملی زنان لبنان و غیره.

در زمان جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ کجا بودی؟

در سال ۲۰۰۶، من ۱۶ ، ۱۷ ساله و دانش آموز دبیرستان بودم.

چه احساسی داشتی؟

هر لحظه از آن روزهای دلهره اور یادم هست انگار همین دیروز بود. خانواده ام برای روزها دست به دعا بودند و سعی میکردند به همدیگر آرامش بدهند. از همانجا شیوه برخورد من با امپریالیسم تغییر کرد به چیزی بسیار قوی- احساس بیچارگی میکردم و نیاز داشتم کاری بکنم، هر کاری.

چه کار کردی که بتوانی واقعیت و حقیقت را در مورد تجاوزگری اسرائیل به گوش دیگران برسانی؟

تصمیم گرفتم برای الوعید که یک گروه از شبکه تلویزیونی المنار است ایمیل بزنم و نامه ای در حمایت از مقاومت و علیه اشغالگری اسرائیل بنویسم. آن ایمیل با عنوان “نامه ای از یک نوجوان آمریکایی” شد اولین مطلب من که خیلی زود در اینترنت پخش شد و از من خواستند که یک بار دیگر بنویسم. این آخر سر به تاسیس وبسایتم ختم شد.
هرچند من نتوانستم حضورا به مردمم کمک کنم، اما میدانستم که میتوانم عده ای را که دور و برم هستند در مورد مصیبتی که به ملتم وارد شده آگاه کنم.
نزدیک ترین دوستانم که از سیاست بین المللی اطلاعی نداشتند، حالا از من سوال هایی میپرسیدند که من جواب همه شان را داشتم.

زنان مسلمان قدرت این را دارند که به مردمشان کمک کنند، از طریق دانششان، استعدادشان و توانایی فکری و استقامتشان.

زمان جنگ زنان لبنانی چطور به کشورشان کمک کردند؟

زمان جنگ، زنانی بودند که خانه هایشان را حتی زیر بمباران شدید اسراییلی ها رها نکردند. آنها از مبارزین حمایت معنوی و خانواده هایشان را محافظت میکردند. من با زنانی مشابه ملاقات کرده ام که در مناطق تحت ظلمی مثل لبنان و با رنج و شکنجه زندگی کرده اند و مردم در قرن های آینده از آنها به نیکی یاد خواهند کرد.

جنگ در لبنان چیز جدیدی نیست و خانواده من هم عزیزشان را در این جنگ از دست داده اند. زنان در لبنان این نوع مرگ را رستگاری میدانند. آنها همه چیز را در دستان آگاه خدا قرار میدهند و به همین دلیل مقاوم ترند.

چقدر ایران و زنان ایرانی را میشناسی؟

من همیشه یک ارادت و نزدیکی نسبت به ایران احساس میکنم. پدرم برایم تعریف کرده که چقدر کشور زیبایی است.

هیچوقت به ایران سفر کردی؟

نه، من همیشه میخواستم و انشالله که بتوانم به ایران سفر کنم وقتیکه از نظر مالی توانایی داشته باشم.

چیزی در مورد ایران هست که توجه تو را جلب کرده باشد مثلا زبان فارسی، فرهنگ، سیاست و غیره؟

خب من به مردم ایران افتخار میکنم مخصوصا کسانی که غرب را رها کردند تا وحدت و شرف را در مردمشان تقویت کنند. چیزی که بیشتر از همه برایم جالب است حمایت همه جانبه ایرانی ها از برادران و خواهرانشان در کشورهای دیگر است مخصوصا در جنگ های فلسطین و لبنان. من یک ویدئو از المنار یادم هست که راهپیمایی های گستره را در ایران نشان میداد و شعار های مردم که در حمایت و اعتقاد به مقاومت بود.

من دوست دارم فارسی یاد بگیرم چون به نظرم زبان زیبایی است. من دوستانی کمی دارم از بین زنان ایرانی که طرز فکرشان بسیار شبیه من و به همان قدرت و ثبات است که باعث میشود آرزو کنم با زنان بیشتری مانند آنها پرشور و محترم دوست شوم.

برای ما از هدفهایت در زندگی بگو. چه آرزوها و چه نگرانی هایی داری؟

میخواهم قبل از اینکه از دنیا بروم، تغییراتی در این دنیا ایجاد کرده باشم. انشاءالله یکی از آنها بهتر کردن زندگی آدم های دیگر است، زن یا مرد. میخواهم به اندازه کافی عمر کنم تا آزادی کامل فلسطین و شکست رژیم غیر قانونی و نژاد پرست اسرائیل را ببینم. همچین تصمیم دارم خانواده ای تشکیل بدهم و بچه هایم را طوری بار بیاورم که فقط از یک نفر بترسند – الله – و نیکوکار و صالح باشند.

و حرف آخرت برای زنان ایرانی؟

هیچ! چیزی ندارم بگویم که وضعیت الان زنان ایران را تغییر دهد. زنان ایرانی به اندازه ای که میخواهند و آرزو دارند قوی و با استقامتند. تا زمانی که از “انسان” نترسند و به الله اعتماد کنند همه چیز برایشان ممکن میشود.

در قلب هر زن، شمعی است، که شعله کوچکش با اعتماد به خدا روشن و روشن تر میشود. اجازه ندهید آن شعله کوچک خاموش شود، محافظتش کنید تا پرفروغ تر شود.