“شارون و مادر شوهرم”

کاپوچینو در رام الله روایتی است زنانه از اشغال و تجاوز. همراه با سرکشی و عصیان دخترانه. از ابتدای ورود نویسنده به فرودگاه تل آویو و شروع برای عصیان زن لائیک جوان و البته استاد دانشگاهی در کرانه باختری بر علیه اشغال و تجاوز.

دکتر سُعاد امیری؛ متولد دمشق و بزرگ شده ی امان است؛ پایتخت ملال آور اردن. خاطرات نوجوانی اش در لبنان شکل گرفته. زنی تحصیل کرده اما گرفتار در روزمرگی و سکون ملال آورحکومت نظامی.

سُعاد نه اهل مبارزه است نه اهل جامعه فقیر و تیپیکالِ فلسطین. زنی است از طبقه متوسط چپ گرا تحصیل کرده ی اسکاتلند که دلش می خواهد در رام الله بماند حتی زیر باران گلوله.

کتاب، نگارش روان و جذابی دارد و بیش از هر چیز طعنه ها، نیش زبان و حاضر جوابی نویسنده و بازی با کلماتش برای سرکوب کردن اعتراضش به سربازان اشغالگر قابل توجه است.

آغاز کتاب: سعاد از لندن به فرودگاه تل آویو رسیده و به حکم فلسطینی بودن باید بازجویی شود.

بازجو: برای چه رفته بودی لندن
سعاد: برای رقص
بازجو فکر کردی خیلی بامزه ای؟
سعاد: نه ،بنظر شما رقصیدن عیبی داره؟
بازجو: برای چه رفته بودی لندن
سعاد: برای رقص…!

این لج بازی های زنانه که گاهی به عصیان می رسد بارها و بارها در زندگی سعاد در مواجه با اشغالگران تکرار می شود. از گریه کردن و فریاد زدن بر سر افسر اسرائیلی تا زل زدن ِ جغد گونه به سرباز جوانی یهودی که تحمل نگاه سها برایش سخت تر از هر شرایط جنگی است.

این خیره شدن البته پایان خنده آوری دارد. بازداشت سها و همسرش و طرح اتهام سرباز که زن این مرد به من زل زده و فحاشی افسر اسرائیلی به سرباز و همسر سها که گویی اورا مسخره کرده اند. هرچند در اواخر کتاب می بینیم ام سلیم یعنی مادر شوهر سعاد هم از این نیش زبان و کنایه و حاضر جوابی سها بی نصیب نیست.

روایت وی ازحوادث سیاسی ِ چندان عمیق نیست اما هضم این حوادت در دل کلمات کمک بزرگی به لمس واقعی یک زندگی روزمره سخت و تحت فشار حکومت نظامی است و این روایت کاملا زنانه، خواننده را دنبال خودش می کشاند.

روایتی ساده از آن رو که زندگی به داستان های پیچیده نمی رسد و روایت ها دربین مربا و سگ خانگی، ظرف غذا، کاپوچینو، تلویزیون و اسباب اثاثیه، برداشت های فمینیستی و مادر شوهر گم می شود.

“من نفهمیدم اسراییلی ها این قهوه آشغال را چطور می خورند.در ارتش اسراییل چون وقت ندارند ، آب جوش را روی دانه های قهوه می ریزند و این گِل را می خورند.البته که وقت ندارند چون بیست چهار ساعت روز را به عذاب دادن ما می گذرانند. اگر آزار و اذیت مارا کنار بگذراند شاید زندگی بهتری داشته باشند و یک فنجان قهوه حسابی بخورند.
ایتالیایی ها ، ترک ها و فرانسوی ها را ببین، همه آن ها از وقتی فهمیدند بدون اشغال سرزمین دیگران هم می شود زندگی خوبی داشت قهوه های خوبی دارند.” ص .۲۷

گاهی برخورد سعاد کاملا فمینیسیتی است و برایش سرباز اسرائیلی یا مرد فلسطینی فرقی ندارد. به نظر او هردوشان زن را موجود دیگری می بیند که حاضرند برای رودرو نشدن با اون مسائل و مشکلات را مردانه حل کنند.

جالب ترین مورد تظاهرات زنانه شان در هشتم مارس است که باعث دستگیری مردی بی گناه و بی خبر ازموضوع می شود و همین هم صدای سعاد را در می آورد. هرچند روایت ها فمینیستی هم باشد سعاد از نتیجه گیری دلخواه برای نشان دادن وضع فلسطینی ها غفلت نمی کند.

آنجا که می گوید مرگ ۱۴۶ کارگر که بیشترشان زن بودند باعث شد قوانین حمایتی سختی برای کارگران تصویب شود اما مرگ ده ها هزار فلسطینی موجب تصویب هیچ قانون حمایتی و امنیتی نشد.

این تفکر عمیقا زنانه و فمینیستی باعث نمی شود سها عاشق سلیم نشود، بخاطر او آزادی و رفاه و آسایشش در خارج از مرزهای فلسطین را رها نکند و ۷ سال زندگی مخفی و بدون هویت در رام الله را نپذیرد.

سعاد دایم در جنگ است، با خودش بیشتر از اسرائیلی ها.. بعد از ۲۰ روز حکومت نظامی و سه ساعت زمان تردد باز هم در خانه می ماند…

هرچند نگاه سعاد به اشغال و جنایات اسرائیلی ها ساده و سطحی است اما تاثیر گذاری اش به همان میزان بخاطر صداقت زنانه اش ماندگار و تحریک کننده است. هرچند درادامه ی داستان لابلای قصه گم می شوی و شرایط زمانی روایت را می بینی و بس.

شرح جنایات اسرائیلی ها بسیار تکان دهنده است و سهای لامذهب چپ گرا هنگامه ی جنگ به یاد خدا می افتد و می گوید خدایی هست هرچند من او را نپرستیده باشم.

سعاد به علت ارتباطات وسیعش با دوستانی مسیحی و اسرائیلی و مسلمان رفت آمد دارد و برای او اسرائیلی خوب هم وجود دارد اما برای اسرائیلی ها فلسطینی خوب فلسطینی مرده است.

در فصول پایانی، طنز ها و حاضر جوابی و عصیان زنانه جایش را به فشار های عصبی و زندگی کسالت آور و خرد کننده و دیوار بتونی هشت متری حایل می دهد که زندگی فلسطینی ها را چند تکه نموده و این پایانی رقت آور و درد ناک از زن حاضر جواب بذله گوی ماست.

کتاب خلاصه ای از کتابی قطورتر با عنوان ” شارون و مادر شوهرم” است. عنوان طنز آمیز کتاب خود گویای ذوق و حاضر جوابی خاص زنانه ای است و حداقل در شرایط جنگی هم قرار نیست دعوای تاریخی و چند صد ساله مادر شوهر و عروس، تبدیل به صلح شده و جنگ های تاریخی همچنان درسایه اشغال ادامه دارد.

کتاب در ۱۵۵ صفحه توسط روایت فتح چاپ چیدمان تکه پاره و جذاب عکس ها از رام الله و مردمانش، نشان دهنده تفکر نویسنده از چندپارگی جمعیتی بخاطر اشغال است .