چادر مشکی‌های‌مان را باد برد!

زمانی که سیما، انیمیشن آموزشی پلیس رو نشون می‌داد، همون انیمیشنی که بازیگر نقش اول‌ش داداش سیا بود و لهجه‌ی خاصی داشت. شاید لهجه‌ش رو یادتون باشه. یکی از قسمت‌ها که داداش‌سیا با پسرخاله‌ی شمالی‌ش تو یه روز بارونی کنار خیابون ایستاده بود، راننده‌یی با سرعت از جلوشون می‌گذره و کلی سروپاشون رو خیس می‌کنه. بعد داداش‌سیا با همون لهجه‌ی مخلوط شمالی و فارسی‌ش میگه این واقعا ما رو ندید؟

حالا شده حکایت ِ ما؛ اینکه مدتی از چادر مشکی‌هامون حرف نزدیم و سعی کردیم چند صباحی دختر رو ورای پوشش‌ش بنویسیم دلیل داشت که اگر خدا توفیق دهد و طرح ارتقای چارقدمان بدون مشکل به‌پایان برسد؛ و البته سرور ِ چارقد ِ فعلی هم چند وقت کوتاهی را قبول زحمت کند و دوام آورد و صبحگاهی خون‌ ِ مان را با ارورهایش به‌جوش نیاورد تاکمی کمتر پیامک‌های دوستان را بخوانم که چارقد خرابه؟… خواهید فهمید.

نمی‌گذارن. هِی مدام لبریز، رگ ِ غیرت ِ چادرمشکی‌مان می‌زند بالا و بقول داداش سیا: ” اینا واقعا ما رو نمی‌بینن”؟

Great important scandal for me, for iran

ماه گذشته دانشجوهای مترجمی و ادبیات زبان انگلیسی زحمات فراوانی رو برای مقالات و برگزاری همایش اسلامی‌کردن زبان‌انگلیسی به‌خرج دادن اما هنوز چند روزی از امتحانات پایان‌ترم درس به‌اصطلاح تخصصی‌مون نمی‌گذره، با تأسف باید بگم یکی از سوالات امتحانی، ریدینگی بود درمورد زنان چادری.

به‌ قول گوشه ای از ریدینگ که تو این مایه ها بود: The old woman put on her cloak and left her room اصلا کاری ندارم که باید چادر رو ترجمه نکنن و تو این عبارت چه لفظی به‌جاش بکار ببرن، کاری ندارم که قسمت مهم ریدینگ رو ربط به این خط ندادن اما تفکر جالبی پشتش خوابیده‌س.

واقعا استاد گرامی دختران دانشجوی ِ چادرمشکی ندیده؟ لابد ایراد را باید جای دیگر بررسی کرد و هزار تا ارگان و مسئول را موظف دانست. شاید چند روزی که چارقد بستری بود و با فشار و زور و البته قبلش ملایمت، سر ِ پا کردیم‌ش، معنی لغوی و مفهومی “جوان” در متون فارسی تغییر کرد و ما و چادرمشکی‌هامان هم بی خبر؟

چارقد در ماهی که خواهد گذشت

دو ستون بلاگچه‌ی شادی رمضانی و بی‌بهونه‌ی زهرا رضاییان انصافا خواننده‌های مخصوص‌به‌خودش را پیدا کرده‌است. این‌هفته که مشکلات فنی ِ چارقد امان برید و فرصت آپ‌شدن شنبه و سه‌شنبه را از دستمان گرفت متوجه شدیم که چه افرادی انتظار این ستون را می‌کشند و منتظرند ببینند شهیده‌ی بعدی کیست و شادی رمضانی می خواهد از کدام در ِ نسبتا چارقدی وارد شود و حرف بزند… دست و پنجه‌ی قلمتان درست دختران نویسنده.

سری ِ دوم مصاحبه با عضو هیئت‌علمی دفتر مطالعات زنان در قم؛ زهرا امین‌مجد توسط زهرا دهقانی “که دقیقا بعد از به‌پایان‌رسیدن امتحان ارشدش قرار مصاحبه داشت؛ داستانش مفصل‌ست که وقت و صفحه‌یی دیگر را می‌طلبد”. لینک سری اول مصاحبه

ادامه‌ی مصاحبه‌های وزرای زن کشورهای اسلامی توسط دو خبرنگار عزیز چارقد؛ هدی فکری و مهدیه شاه‌مرادی

دختری با روسری قرمز از آزاده رهجو

دو متن بنامهای “شهره خانم نذر کرده بود ختم انعام بگیرد” و “دید خود را نسبت به زنان اصلاح کنید” از سنیه اسماء

عوامل تأثیرگذار در انتخاب پوشش از مریم حاتمی

از حجاب عشقی تا عشق حجابی از علیرضا ایرانشاهی

من به چادر نیاز دارم از گلسا ایمانی

و یادداشت‌ها و مصاحبه‌های متعدد دیگری که در طول ماه خواهیم خواند.

۱ دیدگاه در “چادر مشکی‌های‌مان را باد برد!”

  1. سلام سمیه جان. خوبی؟ فکر کنم یه “دید خود را نسبت به زنان اصلاح کنید” هم گلسا ایمانی نوشته بود ها!

    چارقد:

    سردبیر: سلام گلساجان. چه دقتی! :) فدای تو. من همه متنها رو ننوشتم، من باب عناوین معرفی کردم :)

دیدگاه‌ها بسته شده است.