به چشم خویش دیدم در بیابان
که آهسته سبق برد از شتابان
سمند تیزپای از تک فرو ماند
شتربان همچنان آهسته میراند
شما هم گاهی که پنجره دلتان را به روی حقیقت میگشایید، تردیدی نمیبینید که زن، آن تک آفریده لطیف و عاطفی خالق بیهمتا به لحاظ روابط درونی و ارتباطات و فعالیتهای بیرونیاش با محیط پیرامون، بخواهد مورد بحث قرار گیرد. ادامه تک آفریده لطیف خدا
دسته: اشتغال
شماره دوم – بیستوهشتم آذر ۸۶ – ویژهنامه اشتغال
حس غریب آشنا
کارش را خیلی دوست داشت و با علاقهای خاص به آن میپرداخت. میگفتند «آخه دختر مگه بازاریابی هم میشه شغل واسه تو». شوهرش احمد هم میگفت: «مینا جان! لازم نیست خودتو اینقدر به زحمت بندازی. من اینو وظیفهی خودم میدونم؛ خرج و درآمد بر عهدهی منه و… .» ولی مینا بدون توجه به حرفهای آنها روز به روز علاقهاش به کارش بیشتر میشد. تا وقتی توی اداره بود مرتب با این رییس شرکت و آن مدیر کارخانه صحبت میکرد؛ و تا میرسید خانه باز هم همیشه تلفن دستش بود و با این و آن در حال حرف زدن بود. روز به روز پیشرفتش هم توی کارش بیشتر میشد و مورد تشویق صاحب کارش قرار میگرفت. ادامه حس غریب آشنا
اوضاع خزان زده!
۱۰ دقیقه ای می شود که ازتاکسی پیاده شده ام وبه یمن راهنمایی های درست ودرمون! راننده ی تاکسی وبعد هم خانمی رهگذر،هنوز خیابان مورد نظررا نیافته ام و کماکان به طواف پل سید خندان مشغولم! چاله های ابدی کوچه ها وپیاده روها هم که دیگر به عضو تفکیک ناپذیرمعماری مدرن! شهرمان تبدیل شده اند واین روزها آغوش برای باران پاییزی هم گشوده اند،هرازچند گاهی پیاده روی اجباری بنده را شدیدا نم می زنند.صدای کفش های زمستانی ام چیزی شده شبیه لعن ونفرین به عالم وآدم، ازسردبیرگرامی گرفته با این سوژه یابی نابش! تا همشهری های محترمی که به محض پرسیدن آدرس چنان عاقل اندر سفیه نگاهت می کنند که گویا خود تا
کوچه پس کوچه های بورکینافاسو!! را بلدند وبعد که پی راهنمایی شان می روی متوجه می شوی ۴ تا کوچه بالاتررا هم نمی شناسند! گفتن یک نمی دانم واقعا اینقدر سخت است؟!
درچنین اوضاع و احوال خزان زده ای! پس از ۴۵ دقیقه پیاده روی سرانجام به دفترمجله ی دختران می رسم وبلیط ، ببخشید، کارت دعوت جشن سالروز ازدواج
حضرت زهرا -سلام الله علیها- و حضرت علی -علیه السلام- را خریداری،ببخشید یعنی دریافت می کنم.
زن بازرگان
اشتغال اگر مهمترین دغدغه دختران نباشد لااقل یکی از اولویتهای آنهاست. این روزها دیگر همه دختران به استقلال مالی فکر میکنند و میخواهند روی پای خودشان بایستند. با این حال یک سوال اساسی برای همه وجود دارد و آن اینکه چگونه؟ چگونه میشود یک شغل مناسب پیدا کرد که هم درآمد خوبی داشته باشد و هم از لحاظ شرایط کاری مناسب باشد؟
شاید شما هم از آن دسته کسانی باشید که با طرح این سوال بلافاصله به یاد پارتی و … میافتید. با خود فکر میکنید پس امیدی به یافتن یک شغل خوب نمیتوان داشت. اگر اینطور است مصاحبه ما با مریم احمدی، جوانترین زن بازرگان را بخوانید.
بازرگانی احمدی با همت و تلاش مریم احمدی از مردادماه امسال فعالیت خود را در شهر همدان آغاز کرده و نام او را به عنوان جوانترین زن بازرگان به ثبت رسانده است.
آنچه میخوانید حاصل گفتگوی ما با وی است.