زنان از ورزش‌های خشن دوری کنند

[ms 0]

بدون تردید ورزش برای سلامتی تمام افراد جامعه ضروری و لازم بوده و توجه به ورزش همگانی و گسترش آن در جامعه از وظایف اصلی مسئولان ورزش کشور است.

در این میان نباید از یاد برد که زنان به‌عنوان نیمی از پیکره‌ی اجتماع و مدیر خانه و مسئول نظم و تربیت کودکان خود، برای حفظ نشاط، شادابی و سلامتی به ورزش نیاز دارند.

ورزش برای بانوان به‌عنوان حرفه و شغل مطرح نیست، بلکه نوعی تفریح سالم است که زن نیز به‌عنوان یک فرد از اجتماع باید از آن بهره‌مند باشد.

امروزه زنان زیادی در سطح جهان به ورزش‌های مختلف اشتغال دارند که گروهی ورزشکار حرفه‌ای‌اند و تعدادی ورزشکار آماتور؛ گروهی به ورزش‌های سبک می‌پردازند و برخی به ورزش‌های سنگین و خشن؛ گروهی از آن‌ها برای رسیدن به مقامات و قهرمانی تلاش می‌کنند و برخی برای حفظ سلامتی و یا تناسب اندام و این در حالی است که عده‌ی زیادی از زنان نسبت به ورزش و ورزشکار، بیگانه و یا حتی از آن بیزارند.

فواید ورزش بر سلامتی زنان بر کسی پوشیده است و همگان می‌دانند که تمرینات منظم برای زنان سبب بهبود تنفس، سیستم هاضمه، سیستم تخلیه‌ی بدن و بهبود ماهیچه‌ها و قوی‌تر شدن آن‌ها می‌شود.

به علاوه، محیط صمیمانه و مطلوب ورزشی اغلب فرصتی مناسب برای ایجاد روابط انسانی و شکل‌گیری روحیات است؛ محیط ورزشی مناسب باعث می‌شود زنان و دخترانی که ترسو و کم‌رو هستند، به این گروه‌های ورزشی روی آورند و بتوانند از این طریق با آن‌ها ارتباط داشته باشند. هم‌چنین این افراد می‌توانند در زندگی روزانه‌ی خویش با افراد مختلف بهتر سازگاری یابند.

اسلام با ورزش زنان مخالفتی ندارد، بلکه آن را از ضروریات زندگی یک زن مسلمان می‌داند و زنان را به آن توصیه می‌کند، اما زنان باید در انتخاب ورزش‌ها توجه داشته باشند تا رشته‌ی ورزشی مورد نظرشان مناسب با قدر و منزلت انسانی زن و خصوصیات جسمی و روانی آن‌ها باشد.

ورزش زنان از نظر اسلام موقعی مجاز است که با رعایت‌‌ها همراه باشد؛ یعنی با آن‌چه در اسلام به حفظ شخصیت و وقار و احترام زن و جلوگیری از آلوده شدن محیط اجتماعی و لطمات خانوادگی دستور داده شده، متناسب باشد. اسلام این چنین ورزشی را مطلوب می‌داند.

به علاوه، از دیدگاه اسلام باید این نکته را در نظر داشت که پرداختن بانوان به ورزش‌های گوناگون تا آن‌جا که برای آن‌ها ضرری نداشته و مستلزم فعل حرام دیگری نباشد، جایز است؛ زیرا هر کاری، تا زمانی که دلیل بر حرمت آن نداشته باشیم، جایز خواهد بود.

ورزش بانوان نیز مشمول همین قاعده‌ی کلی است و تا زمانی که دلیلی قاطع بر حرمت ورزش بانوان وجود نداشته باشد، اصل، جواز آن خواهد بود.

باید توجه داشت که اسلام نمی‌خواهد زنان را از ورزش کردن منع کند، بلکه همان‌گونه که از فرمایشات حضرت علی (علیه السلام) خطاب به امام حسن (علیه السلام) فهمیده می‌شود، می‌خواهد تماس زنان با مردان نامحرم را به حداقل برساند؛ زیرا هر چه این تماس بیش‌تر باشد، خطر فساد و به سقوط کشیده شدن زنان و در نتیجه جامعه، بیش‌تر خواهد بود.

[ms 1]

البته باید این نکته را در نظر داشت که از نظر اسلام، پرداختن به ورزش‌هایی که به واقع برای حفظ سلامتی، زیبایی و شادابی زن مفید بوده و به جسم و روح او لطمه وارد نسازد، اشکالی ندارد، ولی همه‌ی این کارها باید در پوشش و حجاب لازم و محیط سالم و امن و تحت کنترل و مراقبت تام صورت گیرد؛ اگر ورزش به منظور سالم‌سازی فرد و جامعه صورت می‌گیرد، نباید نتیجه‌ی معکوس داده و فرد و جامعه را به فساد و تباهی بکشد.

برخی از کارشناسان نیز مخالف ورزش بانوان در رشته‌های ورزشی خاصی هستند؛ زیرا برخی از رشته‌های ورزشی را برای بانوان سنگین و طاقت‌فرسا می‌دانند و بر این عقیده‌اند که لطافت و ظرافت زن با ورزش‌های سنگین و خشن سازگار نیست و زن اگر در آن رشته‌ها به تمرین و مسابقه بپردازد، از حالت لطافت و ظرافت بیرون می‌رود و از نظر جسمی و روحی خشن و دچار شکست جسمی و پیری زودرس می‌گردد و حتی در برخی از موارد در نوع صحبت زن تغییر ایجاد می‌شود.

یکی از ورزش‌های خشن که در کشور ما رایج بود و با ورود معاون ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان حکم تعطیلی باشگاه‌های آن صادر شد، موی‌تای و کیک‌بوکسینگ بود که مرضیه اکبرآبادی در این باره گفت: “با توجه به خشونتی که در این رشته‌هاست و خطری که برای سلامتی بانوان به جهت آن‌که مادران آینده خواهند بود دارد، هم‌چنین نحوه‌ی برگزاری مسابقات، بافت رینگ و تماشاگران، برنامه‌هایی که قبل و بعد از مسابقات انجام می‌شود و در کل فرهنگ غالب بر این نوع رشته‌ها و مسابقات آن‌ها که مغایر با فرهنگ اسلامی و ایرانی ماست، چنین تصمیمی اتخاذ شد.”

وی در ادامه افزود: “در ایران رشته‌های رزمی که بانوان می‌توانند در آن به‌راحتی فعالیت کنند، کم نیستند. ضمن این‌که در سایر رشته‌های ورزشی نیز گستردگی خوبی از حضور بانوان دارند. در یک مورد با سفر تیم بانوان موی‌تای به مسابقات جهانی موافقت کردیم که آن هم فقط به دلیل بررسی و ارزیابی فنی بود که بررسی‌های ما در نهایت به اتخاذ چنین تصمیمی انجامید.”

شهید دکتر سیدرضا پاک‌نژاد درباره آثار منفی ورزش، به‌ویژه ورزش‌های سنگین و خشن بر روی زنان می‌نویسد: «صادقانه باید قبول کنیم که حضور زنان ورزشکار در رشته‌های ورزشی خشن مناسب نیست؛ چراکه متخصصان امر عقیده دارند که ۵۰ درصد زنان ورزشکار، روحیه‌ی زنانه خود را از دست می‌دهند؛ چون زن‌های نامبرده برای رسیدن به مقام قهرمانی بین‌المللی، متحمل ممارست و تمرین‌های مداوم و مشکلی شده‌اند، خواه ناخواه خشن بار آمده‌اند و به درشتی حرف می‌زنند. برای آن‌ها خوشایند مرد بودن مطرح نیست، بلکه کمال مطلوب آن‌ها، ثانیه‌‌ها و سانتی‌مترها و جلو افتادن‌ها و مدال‌هاست.»

در پایان باید با در نظر گرفتن تأثیرات ورزش بر سلامتی، در انتخاب ورزش‌های صحیح و متناسب با شأن و روحیات زنان توجه کنیم تا این گروه در جامعه بهترین بهره را از ورزش ببرند.

مدالی طلایی به نام «حجاب» بر گردن زنان مسلمان در المپیک

[ms 0]

در زمانی که دنیای غرب سعی در تضعیف اسلام دارد، در روزهایی که مسلمانان در گوشه و کنار جهان مورد ظلم و ستم واقع می‌شوند و در حالی که صحنه‌هایی از کشتار مسلمانان بی‌دفاع میانمار منتشر می‌شود، زنانی هستند که برای حفظ اسلام و اعتقادات خود میدان المپیک را نشانه رفته‌اند و با درخشش در بزرگ‌ترین عرصه‌ی ورزشی جهان فریاد می‌زنند: «حجاب محدودیت نیست».

امروز بسیاری از ظلم‌هایی که به مسلمانان می‌شود، تحت‌الشعاع المپیک قرار گرفته است و مردم دنیا سرمست و بی‌تفاوت، چشم‌ها را به لندن دوخته‌اند تا ببینند در این شهر چه می‌گذرد و شاید هم دوست ندارند با دیدن صحنه‌های دلخراش و فجیع از کشتار مردم بی‌دفاع، کام خود را تلخ کنند. اما واقعیت این است که حضور بیش از ۲۰ زن مسلمان با حجاب کامل اسلامی در مسابقات لندن و به نمایندگی از ۱۱ کشور، چیزی نیست که رسانه‌های اروپایی به‌راحتی بتوانند از کنار آن عبور کنند و چشم خود را بر روی این موضوع ببندند.

حضور زنان محجبه‌ی ورزشکار از کشورهایی چون افغانستان، برونئی، یمن و سودان گرفته تا عراق، عربستان، بحرین و قطر نشان می‌دهد که زنان محجبه از حضور پررنگ‌تری در المپیک برخوردارند و حجاب جای خود را کم‌کم در میادین بزرگ ورزشی باز می‌کند.

امروز زنان مسلمان تنها به دنبال کسب سهمیه‌ی المپیک نیستند؛ بلکه برای کسب سکوهای قهرمانی تلاش می‌کنند. «الهه احمدی»، بانوی تیرانداز کشورمان از جمله کسانی بود که با کسب عنوان ششمی المپیک در رشته‌ی تفنگ ۱۰ متر، کام ملت ایران را شیرین کرد و باید اعتراف کرد که عنوان او کم‌تر از نشان طلا برای ورزش ایران نیست.

در کنار الهه احمدی باید از «مه‌لقا جام‌بزرگ»، دیگر بانوی تیرانداز کشورمان نیز نام برد که با چادر خود افتخاری دیگر را در لندن رقم زد و توجه بسیاری از رسانه‌ها را به خود جلب کرد و آن‌ها را وادار کرد تا نشان دهند زنان مسلمان در هر شرایطی بر اعتقادات خود راسخ‌اند.

البته باید این نکته را متذکر شد که یکی از افرادی که از نزدیک با این ورزشکار آشنا بود، درباره‌ی او می‌گفت: “آرامش و متانت را می‌توان همیشه در چهره‌ی این ورزشکار دید و زمانی که برای مسابقه آماده می‌شود، هیچ استرس و نگرانی را نمی‌توان در چهره‌ی او دید و خود، دلیل آن را توکل بر خدا می‌داند.”

«ندا شهسواری»، پینگ‌پنگ‌باز ایرانی نیز با درخشش خود و حذف (با وجود شایستگی مقابل نماینده‌ی نیجریه) تشویق تماشاگران را در سالن مسابقه برانگیخت تا ثابت کند که حجاب دست و پای بانوان مسلمان را نبسته و بانوان در صورتی که به آن‌ها اهمیت داده شود، می‌توانند موفقیت‌های بیش‌تری کسب کنند. سایت فدراسیون جهانی پینگ‌پنگ نیز در گزارشی با تمجید از عملکرد وی نوشت که روح المپیک بر اختلافات سیاسی غلبه کرد و انگلیسی‌های حاضر در سالن مسابقه، نماینده‌ی پینگ‌پنگ بانوان ایران را به دلیل بازی زیبایش به‌شدت تشویق کردند.

[ms 1]

در کنار بانوان کشورمان زنان ورزشکار دیگری نیز بودند که با پای‌بندی بر حجاب خود، توجه رسانه‌ها را به‌سمت خود جلب کردند و مسئولان برگزاری المپیک را وادار به تعظیم در برابر آرمان‌ها و اعتقادات خود کردند.

«وجدان شاهرکانی»، جودوکار ۱۶ساله‌ی عربستانی که فشار مسئولان فدراسیون جهانی جودو مبنی بر کشف حجاب برای داشتن اجازه‌ی ورود به میدان مسابقه و نیز تهدید محرومیت یک‌ساله را می‌دید، بدون ترس و واهمه‌ای از این تهدیدها اعلام کرد که تنها در صورتی به مصاف حریفان خود می‌رود که حجاب خود را حفظ کند.

ایستادگی و پای‌بندی این بانوی مسلمان، مسئولان فدراسیون جهانی و المپیک را وادار به تشکیل جلسه کرد و در نهایت در برابر خواسته‌ی این دختر مسلمان سر تعظیم فرود آوردند و با حضور او با حجاب اسلامی موافقت کردند.

[ms 2]

«نور سوریانی مهد طیبی»، تیرانداز مالزیایی نیز، دیگر ورزشکار محجبه‌ی مسابقات است که با وجود بارداری، در المپیک شرکت کرد. وی دلیل حضور در المپیک را اعتقاد به اسلام و تلاوت قرآن دانسته و اظهار داشت که با خواندن قران روحیه‌ام را حفظ می‌کنم.

وی که به دلیل بودن در سی‌وچهارمین هفته‌ی بارداری، در المپیک رکوردشکنی کرده است، بارها تیتر اول رسانه‌ها را به خود اختصاص داد تا حضور بانوان مسلمان در مسابقات المپیک باز هم پررنگ‌تر شود. با این‌که نو سوریانی نتوانست مدالی در رقابت‌ها کسب کند، اما هنگام بازگشت به کشورش با استقبال پرشور مردم و مسئولان مالزی روبه‌رو شد.

در کنار این بانوان مسلمان و ورزشکار، زنان دیگری نیز هستند که با همین اعتقادات به رقابت می‌پردازند تا در نهایت، جهانیان را به‌خاطر ترس و واهمه از تبدیل دختران مسلمان به الگوی بر‌تر دختران جهان در همه‌ی عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی، وادار به تشکیل یک اتاق فکر بسیار گسترده برای جلوگیری از رشد اعتقادات آن‌ها کنند.

شاید از نظر بسیاری از افراد، المپیک تنها یک میدان ورزشی باشد، اما زنان مسلمان آن را میدانی می‌دانند که ارزش و اندیشه‌ی خود را به دیگر زنان نشان دهند و الگویی ارزشمند برای سایرین باشند و ثابت کنند که زن وسیله‌ای ابزاری نیست، بلکه می‌توانند با حفظ شأن خود در همه‌ی میادین، برتر و سرآمد باشد.

کوچک‌ترین المپیکی ایران سالن ژیمناستیک را به‌هم ریخت

[ms 2]

شاید برایتان جالب باشد که بدانید نخستین اعزام تیم ملی بانوان ایران به مسابقات المپیک، مربوط به سال ۱۹۶۴ می‌شود که «جمیله سروری»، نایب‌رئیس کنونی فدراسیون ژیمناستیک به همراه ۴ بانوی دوومیدانی‌کار دیگر راهی توکیو شد.

خاطرات سروری از المپیک بسیار جالب و خواندنی است. وی آن زمان ۱۲ سال داشت و به‌عنوان کوچک‌ترین ورزشکار در المپیک توکیو شرکت کرد و جالب‌تر آن‌که در این رقابت‌ها اولین تجربه‌ی مسابقه‌ی برون‌مرزی‌اش را کسب کرد. وی پس از این مسابقات به عضویت تیم ملی درآمد و آرزوی حضور دوباره در چنین میدان بزرگی را در سر پروراند. شاید به همین دلیل هم در تلاش است تیم ملی ایروبیک بانوان را فعال کرده و با گرفتن مجوز حضورشان با پوشش اسلامی، آن‌ها را آماده‌ی رقابت در المپیک کند.

کوچک‌ترین بانوی المپیکی ایران چند دقیقه‌ای از خاطرات اولین حضورش در المپیک ۱۹۶۴ توکیو گفت و ما نوشتیم.

***

المپیک ۱۹۶۴ توکیو را به‌خاطر دارید؟

بله. آن زمان فدراسیون بین‌المللی ژیمناستیک (FLG) برنامه‌ی اجباری برای حضور ورزشکاران در المپیک داشت که هر کس ورودی مسابقات را می‌گرفت‏، می‌توانست مسافر توکیو شود.

یعنی در مسابقات انتخابی شرکت کردید؟

بله؛ مسابقات انتخابی کشوری که در ۴ وسیله بازی کردم و سه بار انتخابی دادم؛ چون می‌خواستند شخص دیگری را به المپیک اعزام کنند، اما من در سه انتخابی اول شدم.

گویا مشکلات دیگری برایتان درست کردند؟

بله، بعد از این‌که در سه مسابقه‌ی انتخابی اول شدم، سن پایینم را بهانه کردند و گفتند سن تو به حد نصاب نرسیده و نمی‌توانی اعزام شوی.

مگر چند سال داشتید؟ شنیدیم خردسال‌ترین ژیمناست‌کار اعزامی به المپیک بودید.

۱۲/۵ سال داشتم. آن‌ها گفتند ژیمناست‌کارهای کشورهای اسلامی باید حداقل ۱۶ساله باشند که با وساطت و دستور سازمان ورزش به المپیک رفتم و باید بگویم خردسال‌ترین ورزشکار اعزامی بودم.

در مسابقات برون‌مرزی شرکت کرده بودید؟

نه و به‌همین دلیل، این مسابقات برای من که ۱۲ساله بودم و به خارج از کشور نرفته بودم، سطح بسیار بالایی داشت. برای اولین بار در تاریخ ژیمناستیک بانوان به المپیک رفتم.

[ms 1]

از اولین تجربه‌تان در مسابقات المپیک بگویید.

یک مربی چک، ۲ – ۳ سالی بود که در ایران حاضر شده و با تیم ملی ژیمناستیک کار می‌کرد. خانم ویرا به بانوان، و همسرشان به آقایان تعلیم می‌دادند. ایشان سفارش مرا به تیم خودشان کرد تا با آن‌ها تمرین کنم. از طرفی، ژاپن یک مربی به من معرفی کرد که روزها مرا به سالن تمرینات می‌برد و بعد از تمرین به هتل برمی‌گرداند.

اولین تمرین در سالن را به‌خاطر دارید؟

من در ایران در زیر‌زمینی کوچک تمرین می‌کردم و وقتی به سالن بزرگی که امکانات زیادی داشت و همه‌ی قهرمانان برای المپیک تمرین می‌کردند رفتم، ترسیدم و از در دیگر سالن فرار کردم. از طرفی، دو سه روزی بیمار شدم که فکر می‌کنم به دلیل نگرانی و اضطراب حضور در این مسابقات بود.

بالاخره مسابقه دادید؟

بله؛ چون گفتند برای سفر شما به المپیک هزینه شده و در صورتِ ندادن مسابقه باید پاسخگو باشید. من هم بازی کردم. حاضران در سالن به من نگاه می‌کردند و توجهشان به من بود؛ چون خردسال‌ترین ورزشکاری بودم که با ژیمناست‌های باتجربه مسابقه می‌دادم. به همین دلیل، مورد توجه قرار گرفته و خیلی مورد لطف و تشویق کشورهای دیگر قرار گرفتم. من پس از این مسابقات، ملی‌پوش شدم و بعد از من بانوان در چند مسابقه‌ی برون‌مرزی شرکت کردند و بعید می‌دانم بعد از من کسی در المپیک حاضر شود.

درباره‌ی موافقت فدراسیون بین‌المللی ژیمناستیک با حجاب بانوان اقدامی کرده‌اید؟

خیلی تلاش کردم، اما این کار شدنی نیست و فدراسیون جهانی قبول نمی‌کند. اما در رشته‌ی ایروبیک موافقتشان را اعلام کرده‌اند.

یعنی می‌توانیم امیدوار باشیم که بانوان در رشته‌ی ایروبیک به المپیک بروند؟

مسئولان فدراسیون جهانی گفته‌اند می‌توانیم با پوشش در مسابقات رسمی شرکت کنیم، اما مشکل این‌جاست که این رشته در ایران فعال نیست.

چه اقدامی برای فعال‌سازی این رشته کرده‌اید؟

برای نیم‌فصل دوم، تقاضای سه مربی خارجی داده‌ایم تا این رشته را فعال کنیم. آرزو می‌کنم مربیان به ایران بیایند و تحولی را در این رشته ایجاد کنیم؛ چون در حال رکود هستیم و بازیکنانمان بعد از استقبال نکردن کشورهای خارجی برای حضور در ایران و شرکت در مسابقات بین‌المللی، سرخورده و کم‌انگیزه شده‌اند.

المپیک به وقت جوانی

[ms 6]

جشن بدرقه‌ی کاروان المپیکی ایران که هفته‌ی گذشته در کمیته‌ی ملی المپیک برگزار شد، دارای نکات ریز و درشتی بود که نمی‌شود به‌راحتی از آن گذشت. در مراسمی که ورزشکار و خانواده‌های آن‌ها با هر صورتی حاضر شدند و منعی برای چگونگی پوشش آن‌ها وجود نداشت، دیدن چهره‌ی ورزشکاری که با مانتو و مقنعه‌ی کاملا پوشیده و بدون آرایش در این مراسم شرکت کرده بود، ما را ناخودآگاه به‌سمت خود جذب کرد؛ ورزشکاری که بی‌آلایش آمده بود تا از این جشن لذت ببرد و خود را برای حضوری هرچه بهتر در المپیک لندن آماده کند. این ورزشکار قهرمان کسی نبود جز «سوسن حاجی‌پور»، قهرمان تکواندوی ایران که توانسته سهمیه‌ی المپیک ۲۰۱۲ لندن را به‌دست آورد.

سوسن حاجی‌پور تکواندوکار ۲۴ساله‌ی ایران این ورزش را از سال ۱۳۶۹ از سالن هلال احمر بابلسر مازندران آغاز کرده و متولد رودبار است. حاجی‌پور مدال برنز مسابقات قهرمانی آسیا قزاقستان را در سال ۲۰۱۰ به‌دست آورد و در کارنامه‌ی وی مدال برنز مسابقات بین‌المللی جام فجر در اسفند ماه سال ۸۹ دیده می‌شود.

ملی‌پوش رودباری کاروان ایران در المپیک، با کسب مدال طلای تورنمنت آسیایی فدراسیون جهانی تکواندو در بانکوک، سهمیه‌ی حضور در رقابت‌های المپیک را گرفت. او که در وزن ۶۷ کیلوگرم به رقابت با حریفان ‌پرداخت، در فینال، حریف ویتنامی را از پیش رو برداشت و نخستین بانوی تکواندوکار المپیکی تاریخ ایران نام گرفت.

***

کی اعزام می شوید و آخرین وضعیت تمرین شما چگونه است؟

ما بعد از کسب سهمیه در تایلند، تمرینات سخت و خوبی را پشت سر گذاشتیم. یک ماه پیش در اردوی کره شرکت کردیم که این اردو بسیار مفید بود و با استفاده از آن، نقاط ضعف خود را برطرف کردیم. از یکی دو هفته‌ی اخیر نیز صبح‌ها کار بدنسازی و وزنه را انجام می‌‌دهیم و بعدازظهرها فنی کار می‌کنیم. ۱۲ مردادماه نیز اعزام می‌شویم و مسابقات تکواندو از هفدهم آغاز می‌شود و من در دومین روز این رقابت‌ها برابر حریفان خود به میدان می‌روم.

پیش‌بینی شما از المپیک چیست؟

المپیک یک میدان سخت و بزرگ است و هیچ‌چیز در آن قابل پیش‌بینی نیست؛ به‌خصوص در بخش بانوان. در این مدت بهترین تمرینات را داشتم و فدراسیون هیچ چیزی برای بچه‌های المپیکی کم نگذاشته و بهترین امکانات را در اختیار ما قرار داده است. باید از حمایت‌های آن‌ها و خانواده‌ام تشکر کنم. من تلاش می‌کنم تا به‌عنوان یک بانوی ایرانی که نماینده‌ی بانوان ایران است، بهترین نتیجه را کسب کنم و در برابر مردم کشورم سربلند باشم و آن‌ها را خوشحال کنم.

تمام فکرم معطوف به المپیک است. هدفم این است طوری روی شیاپ چانگ بروم که از خودم راضی باشم. مهم نیست چه نتیجه‌ای رقم می‌خورد. مهم این است که مطمئن باشم نهایت توانم همین بوده، طوری که بعدها از یادآوری المپیک، پشیمان و ناراحت نشوم.‌

[ms 7]

چه شناختی از حریفان خود دارید و آن‌ها را آنالیز کرده‌اید؟

در یک هفته‌ی اخیر شناخت لازم از همه‌ی حریفان خود به‌دست آورده‌ام. با چند تا از آن‌ها در مسابقات قبلی مسابقه داده‌ام و از آن‌ها اطلاعات کافی دارم. همین شناخت در المپیک به درد می‌خورد و می‌تواند برایم مفید باشد.

یک سال است که با مربی‌ام کار می‌کنم. همه‌چیز به دور از حاشیه و در آرامش است و امیدوارم با شناخت نسبی که از حریفان دارم، عملکرد راضی‌کننده‌ای در المپیک داشته باشم.

شما تجربه‌ی کمی دارید و اولین المپیک را تجربه می‌کنید. نظر شما در این مورد چیست؟

این المپیک می‌تواند تجربه‌ی بسیار خوبی برای من باشد. خوشحالم که در این سن می‌توانم در المپیک شرکت کنم. حضور در المپیک آرزوی هر ورزشکاری است. در المپیک تجربه خیلی مفید است، اما خیلی از افرادی که مدال المپیک می‌گیرند، اصلا تجربه‌ی المپیکی نداشته‌اند و در اولین حضورشان به مدال المپیک می‌رسند. من هم می‌توانم یکی از همان افرادی باشم که در اولین تجربه‌ی المپیکی‌شان مدال می‌گیرند.

استرس ندارید؟

استرس زیادی ندارم. فقط دوست دارم زودتر المپیک شروع شود تا من هم مسابقات را انجام بدهم و خیالم راحت شود. فدراسیون هم یک روان‌شناس استخدام کرده که حضور این روان‌شناس به ورزشکاران خیلی کمک می‌کند.

ورزش رزمی با داشتن حجاب اسلامی سخت نیست؟

من بارها گفته‌ام که افتخار می‌کنم به‌عنوان یک بانوی مسلمان ایرانی در این مسابقات بزرگ شرکت می‌کنم. انگیزه‌ی من این است که پرچم ایران را در بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان به اهتزاز درآورم و به جهانیان و کسانی که سعی دارند حجاب را سدی در برابر زنان مسلمان معرفی کنند، ثابت کنم بانوان مسلمان می‌توانند بزرگ‌ترین افتخارها را به‌دست آورند.

معمولا در ایران امکاناتی که در اختیار بانوان ورزشکار قرار می‌گیرد، کم‌تر از آقایان ورزشکار است. شما از این نظر مشکل ندارید؟

اتفاقا امکانات خوبی برای من فراهم شده است و نسبت به تمرینات آقایان هیچ‌چیزی کم ندارم. مسئولان فدراسیون تکواندو از سال‌ها قبل برای المپیک برنامه‌ریزی داشته‌اند و همین باعث شده من کمبودی را احساس نکنم. همان‌طور که گفتم، اردوی کره‌ی جنوبی هم بسیار مفید بود.

می‌دَوَم تا به خودم برسم

[ms 0]

ورزش دو و میدانی مادر تمام ورزش‌هاست. از نظر سلامتی هیچ ورزشی به پای پیاده‌روی و دو میدانی نمی‌رسد. این رشته در سال‌های گذشته در کشور ما چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفت و کم‌تر شاهد حضور ورزشکاران کشورمان در رقابت‌های آسیایی و جهانی بودیم. اگر هم دوندگان کشورمان در مسابقات شرکت می‌کردند، کسب مدال طلا از آرزوها بود. اما امروز شاهدیم که این رشته، از اصلی‌ترین ورزش‌ها محسوب می‌شود و در رقابت‌های آسیایی و جهانی، کسب مدال توسط ورزشکاران -به‌ویژه بانوان ورزشکار- امری عادی است.

از نظر علم فیزیک، دویدن با لباس و حجاب اسلامی بسیار سخت‌تر از شرایط معمولی است؛ چراکه افزایش اصطکاک هوا و لباس ورزشکاران سبب می‌شود تا آن‌ها حداقل ۳ ثانیه از سایر دوندگان عقب‌تر باشند. اما نکته‌ی جالب این‌جاست که زنان ورزشکار ما در این رشته حضوری فعال دارند و با وجود پوشش اسلامی، در کنار سایر دوندگان در مسابقات مختلف حاضر می‌شوند و پرچم ایران را به اهتزاز درمی‌آورند. بانوان ما نشان دادند از قدرتی برخوردارند که می‌توانند این زمان را جبران کرده و پیش از سایر دوندگان به نقطه‌ی پایان برسند.

امسال در رشته‌ی دو و میدانی، ایران صاحب ۱۰ سهمیه‌ی المپیک شد که این امر نشان از پتانسیل بالای ورزش دو و میدانی در کشورمان دارد.

***

«مریم طوسی» متولد ۱۳۶۷ تهران و دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه تهران است. وی از سال ۱۳۸۵ به ورزش دو و میدانی مشغول بوده و به‌عنوان اولین قهرمان زن ایرانی در آسیا مطرح شد. او هم‌چنین رکورددار ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر و ۴۰۰ متر ایران است.

طوسی موفق شده عناوینی چون مقام اول ۴۰۰ متر داخل سالن آسیا، مقام دوم ۱۰۰ متر و ۲۰۰ متر غرب آسیا، مقام سوم ۴ در ۴۰۰ متر قهرمانی آسیا در تهران، مقام دوم ۴۰۰ متر و مقام سوم ۲۰۰ متر جام کازانوف در قزاقستان و مسابقات آزاد مالزی را کسب کند.

مریم طوسی در آستانه‌ی کسب سهمیه‌ی المپیک قرار گرفت و با اختلاف زمان ۷صدم ثانیه، سهمیه‌ی المپیک را از دست داد. این بانوی دونده‌ی کشورمان علاوه بر این‌که در میدان ورزشی موفق بوده، در عرصه‌ی تحصیل علم نیز از بانوان موفق محسوب می‌شود. برای آشنایی بیش‌تر با این دونده‌ی کشورمان، مصاحبه‌ی کوتاهی با او انجام داده‌ایم.

از چه زمانی ورزش دو و میدانی را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کردید؟

از ۶ سال پیش، یعنی از سال ۸۵، ورزش دو و میدانی را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کردم و کم‌تر از یک سال بعد، رکورد ایران را جابه‌جا کردم. در حال حاضر نیز رکوردار دو ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر، ۴۰۰ متر و ۴ در ۴۰۰ متر ایران هستم.

همه‌ی پیش‌بینی‌ها بر این بود که شما یکی از المپیکی‌های ایران در لندن هستید، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. در حال حاضر چه برنامه‌ای برای المپیک و بازی‌های آسیایی بعدی دارید؟

من اعتقاد دارم که حضور من در المپیک لندن قسمت نبود؛ چراکه من تمام تلاش خود را برای رسیدن به المپیک لندن انجام داده بودم و این مسئله را از آغاز فعالیت حرفه‌ای خود در نظر داشتم، اما متأسفانه شرایط حضور من در مسابقات انتخابی المپیک در دو ۲۰۰ متر فراهم نشد. در کل، دو مسابقه‌ی انتخابی بیش‌تر انجام ندادم و فقط با ۷صدم ثانیه کم‌تر از حریف، حضور در المپیک لندن را از دست دادم.

من امسال در آستانه‌ی مسابقات انتخابی، مقام‌های زیادی به‌دست آوردم و از عملکرد خود در این مدت راضی هستم. با وجود این‌که سهمیه‌ی المپیک را از دست داده‌ام، باز هم خدا را شاکرم که مقام‌های دیگری در کارنامه‌ی خود ثبت کرده‌ام.

هدف بلندمدت من در حال حاضر، موفقیت در بازی‌های آسیایی کره‌ی جنوبی است؛ چراکه در دوره‌ی قبل و در بازی‌های آسیایی گوانگجو به مرحله‌ی فینال راه یافتم و اعتقاد دارم که در مسابقات کره‌ی جنوبی می‌توانم در جمع سه نفر اول قرار گیرم و پرچم کشور را به‌اهتزاز درآورم.

[ms 3]

امکانات ورزشی کشور را در بخش بانوان چطور ارزیابی می‌کنید؟

خوشبختانه امکانات ورزشی بانوان نسبت به زمانی که من ورزش حرفه‌ای را آغاز کردم بهتر شده و پیشرفت‌های زیادی در این عرصه انجام شده است. زمانی که در یک مسابقه‌ی ورزشی شرکت می‌کنم، افتخار می‌کنم که در مقابل حریف خود، حرفی برای گفتن دارم و می‌توانم برای کشورم افتخارآفرین باشم، اما از مسئولان ورزش انتظار حمایت‌های بیش‌تری دارم.

 

منظور شما از حمایت‌ها، حمایت‌های مالی است؟

به‌نظر من، قهرمان شدن همه چیز را در کنار هم می‌خواهد؛ تمرین و اردوی متمرکز، در کنار حمایت‌های مسئولان ایده‌آل‌ترین شرایط برای یک قهرمان محسوب می‌شود. شغل من ورزش کردن است و تمام زندگی خود را وقف این کار کرده‌ام. در مقابل آن نیز توقع حمایت مسئولان را دارم.

آیا حضور شما در میادین ورزشی با حجاب اسلامی، مانع موفقیت شما نبوده؟

مطمئنا شرایط من با سایر ورزشکاران متفاوت است و باید چند برابر آن‌ها تلاش کنم، اما خوشحالم که با این شرایط و با حجاب کامل اسلامی، به‌عنوان یک زن مسلمان در مسابقات حاضر می‌شوم و می‌توانم پرچم کشورم را برافراشته کنم و توانایی‌های یک زن مسلمان را به جهانیان نشان دهم.

بازخورد حضور شما در میادین ورزشی با حجاب اسلامی، در بین سایر ورزشکاران جهان چگونه بوده است؟

داشتن حجاب اسلامی در سایر ورزش‌ها مانند تیراندازی و ورزش‌های رزمی تفاوت زیادی ندارد، ولی در ورزشی مانند دو و میدانی این مسئله کاملا متفاوت است. برای سایر ورزشکاران تعجب‌آور است که من با این نوع حجاب در کنار آن‌ها مسابقه می‌دهم و حتی از آن‌ها پیشی می‌گیرم و مدال کسب می‌کنم.

حرف آخر؟

تمام موفقیت‌های خود را بعد از لطف خداوند، مدیون پدر و مادرم هستم؛ چراکه آن‌ها برای موفقیت من زحمات زیادی کشیده‌اند.

پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی بانوان، از واقعیت تا خیال

[ms 1]

پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی همواره از دغدغه‌های صداوسیما و هم‌چنین فدراسیون‌های ورزشی بوده و مسئولان فدراسیون‌ها همواره در تلاشند تا با جلب نظر رسانه‌ی ملی و نیز برقراری شرایط لازم برای این موضوع، زمانی از برنامه‌های تلویزیون را به رشته‌ی ورزشی خود اختصاص دهند.

برخی از این تلاش‌ها برای پخش کلیپ و یا معرفی رشته‌ی ورزشی است که با کمک اسپانسرها و نیز رایزنی‌های مشاور رسانه‌ای فدراسیون به نتیجه می‌رسد. اما گاهی خواسته‌ی فدراسیون‌ها فراتر است و کوشش می‌کنند تا بخشی از مسابقات جهانی، آسیایی و حتی لیگ برتر خود را به‌صورت زنده و مستقیم از صداوسیما پخش کنند.

پخش مسابقات آسیایی و جهانی، مانند مسابقات تیم ایران در جام جهانی والیبال و بازی‌های تیم ملی فوتبال در تورنمنت‌های گوناگون، به لحاظ ملی بودن، گاهی بدون نیاز به هماهنگی فدراسیون و صداوسیما پخش می‌شود و در موارد خاص هم اگر بحث مالی مطرح باشد، رسانه‌ی ملی با وزارت ورزش و جوانان رایزنی کرده، مشکل مالی آن را رفع می‌کند.

پخش برخی از رشته‌های ورزشی نیز به‌صورت کلی در سیاست‌های صداوسیما وجود ندارد که پخش مسابقات بانوان نیز جزو این سیاست‌ها می‌شود.

با تلاش‌های صورت‌گرفته درباره‌ی پوشش مسابقات بانوان، در حال حاصر مسابقات تیراندازی و تیراندازی با کمان از تلویزیون پخش می‌شود، اما ورزش‌های با تحرک در این میان جایی ندارند.

بی‌میلی سیمای جمهوری اسلامی ایران به پخش این مسابقات، مربوط به مسائل شرعی و تأکیدات اسلام بر خودنمایی نکردن زنان دربرابر مردان است. این مسئله کاملا منطقی و عقلانی است؛ چراکه با توجه به فیزیولوژی زنان و از آن‌جا که اندام زنان در دید بیش‌تری قرار دارد، پخش این مسابقات ممکن نیست.

هم‌چنین، بر اساس مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، تمرینات و مسابقات زنان باید در اماکن ویژه باشد و مردان اجازه‌ی آمدوشد در این اماکن و دیدن این تمرینات و مسابقات را ندارند. بنابراین، پخش این مسابقات غیرقانونی است.

«مرضیه اکبرآبادی» در این باره گفت: “به لحاظ منع قانونی که درمورد پخش تلویزیونی مسابقات بانوان وجود دارد، زنان علاقه‌مند به رشته‌های مختلف ورزشی می‌توانند این مسابقات را در استادیوم یا سالن ورزشی و از نزدیک تماشا کنند.”

پخش نکردن مسابقات بانوان از تلویزیون سبب شده است تا استقبال اسپانسرها از ورزش بانوان کاهش یابد و این امر، مشکلات اقتصادی زیادی را برای باشگاه‌ها در پی داشته است. همین موضوع سبب شده تا تفاهم‌نامه‌ای میان سازمان تربیت بدنی و تمامی فدراسیون‌های ورزشی امضا شود که طی آن باید حداقل ۴۰ درصد اعتبارات و درآمدهایشان را در حوزه‌ی ورزش زنان هزینه کنند.

پخش تلویزیونی مسابقات زنان علاوه بر این‌که بسیاری از مشکلات مالی باشگاه‌ها را به‌سبب جذب اسپانسر برطرف می‌کند، از نظر روحی نیز تأثیر زیادی در عملکرد بازیکنان دارد.

ممکن است رسانه‌های نوشتاری بر انعکاس اخبار فوتبال بانوان اهتمام ورزند، اما پخش تلویزیونی مسابقات در رسانه‌ی ملی تأثیر بیش‌تری بر انگیزه‌ی بازیکنان دارد و اعتمادبه‌نفس ورزشکار را افزایش می‌دهد. به علاوه با این روش می‌توان در گسترش فوتبال در میان بانوان جوان، گام‌های مثبتی برداشت که اگر این چنین نبود، فدراسیون‌ها برای پخش لیگ‌های خود از سیما تلاش نکرده، به خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها اکتفا می‌کردند.

[ms 0]

هم‌چنین با توجه به این‌که امروزه تلویزیون در تمام خانه‌ها وجود دارد و در دسترس است، برد خبری بیش‌تری در بین رسانه‌ها دارد و در گسترش مخاطبان و علاقه‌مندان این رشته تأثیر زیادی دارد.

اما حالا که امکان پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال بانوان وجود ندارد، چه باید کرد؟ آیا رها کردن این ورزش به حال خودش درست است یا با روش‌های دیگر می‌توان روحی تازه در کالبد فوتبال بانوان دمید؟

خوشبختانه رادیو در کنار سیما، نقش مهمی در جامعه دارد و باید گفت با وجود تحولات گسترده در عرصه‌ی رسانه، رادیو به‌علتِ داشتن ویژگی‌های منحصربه‌فرد مثل در دسترس بودن، گستردگی دامنه‌ی مخاطبان و تغییر کارکرد این رسانه، هم‌چنان جایگاه خود را حفظ کرده و در شمار رسانه‌های ممتاز قلمداد می‌شود.

صدای جمهوری اسلامی ایران این روزها با تأسیس شبکه‌های مختلف، مباحث مهم جامعه را در شبکه به‌صورت مجزا و تخصصی پیگیری می‌‌کند. برای مثال، شبکه‌ی رادیویی ورزش به بررسی تمام زوایای ورزش می‌پردازد و ورزش زنان جایگاه خاصی در میانِ برنامه‌های آن دارد.

این شبکه علاوه بر انعکاس اخبار بانوان، با آموزش گزارشگران زن، مسابقات هندبال و والیبال بانوان را به‌صورت مستقیم از ورزشگاه گزارش می‌کند که این حرکتی مثبت در راستای توجه به ورزش بانوان است.

«مسعود اسکویی»، گوینده و گزارشگر رادیو ورزش، درباره‌ی فعالیت این شبکه‌ی رادیویی در حوزه‌ی بانوان گفت: “موفقیت‌های بانوان محجبه‌ی کشورمان در مسابقات مختلف آسیایی و جهانی نشان داد که این حوزه از ورزش نیاز به توجه بیش‌تری دارد و ما به‌عنوان یکی از رسانه‌ها باید در انعکاسِ هرچه‌بیش‌تر این موفقیت‌ها تلاش کنیم.”

وی در ادامه افزود: “زنان ما در بسیاری از رشته‌های ورزشی حضوری موفق دارند و همان‌گونه که هندبال و والیبال، از این شبکه‌ی رادیویی گزارش می‌شود، اگر شرایط لازم فراهم شود و موانعی برای پخش آن وجود نداشته باشد، این شبکه آمادگی دارد تا با آموزش گزارشگران بانو این مسابقات را به‌صورت زنده از ورزشگاه گزارش کند.”

«مجید ندیری»، مدیر رادیو ورزش نیز گفت: “جایگاه و نقش زنان در سلامت جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است و یک بانوی ورزشکار به‌عنوان یک مادر می‌تواند فرزندان سالم و ورزشکار را به جامعه تحویل دهد.”

وی افزود: “حضور زنان در عرصه‌ی ورزش، تنها به ورزش همگانی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه آن‌ها در رقابت‌های گوناگون بین‌المللی حضور دارند و بارها در رقابت‌های مختلف بر روی سکو‌های قهرمانی ایستادند و پرچم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را به اهتزاز درآوردند.”

مدیر رادیو ورزش خاطر نشان کرد: “بانوان ورزشکار کشورمان امروز در رشته‌های ورزشی مختلف از جمله ورزش‌های رزمی و ورزش‌های توپی مانند والیبال، هندبال و فوتبال، حضوری پُررنگ دارند و ما به‌عنوان یکی از افراد خانواده‌ی ورزش باید شرایط رشد بانون را فراهم کنیم.”

ندیری در پایان گفت: “پخش مسابقات فوتبال بانوان از این شبکه کوچک‌ترین کاری است که می‌توان برای رشد این ورزش انجام داد و به همین دلیل در صورت موافقت با پخش آن از رادیو ورزش، تمام شرایط را برای آن فراهم می‌کنیم.”

رژه‌ی بانوی کماندار ایرانی با قرآن

[ms 0]

با ظهور اسلام، تیراندازی با کمان به‌عنوان سلاحی مؤثر در دفاع از حقانیت این دین جدید مورد توجه پیامبر عظیم‌الشأن (ص) قرار گرفت، تا جایی که ضمن ترغیب و تشویق جوانان به مبادرت به تیراندازی، در این باره می‌فرمایند: «ای فرزندان اسماعیل! تیراندازی کنید که پدرتان تیرانداز بوده است.» و در حدیثی دیگر می‌فرمایند: «تیراندازی را بیاموزید و به فرزندان خود آموزش دهید.»

این رشته‌ی ورزشی و رزمی، از سال ۱۹۳۱ میلادی زیر نظر فدراسیون بین‌المللی رسمیت یافت. این رشته در المپیک باستان مطرح بوده و به همین دلیل با آغاز رقابت‌های المپیک نوین، در شمار مسابقات رسمی وارد شد.

در کشور ما، این رشته در بین زنان طرفداران زیادی داشته، تیم ملی بانوان در کنار تیم مردان در مسابقات مختلف آسیایی و جهانی حضور دارد. از میان این ورزشکاران، «زهرا دهقان» موفق شد در مسابقات جام جهانی آمریکا و انتخابی المپیک لندن، سهمیه‌ی حضور در بزرگ‌ترین رقابت ورزشی جهان را از آنِ خود کند.

زهرا دهقان در ۲۲ بهمن ۱۳۶۶ در شیراز متولد شد و در حال حاضر دانشجوی انیمیشن می‌باشد. این بانوی کماندار کشورمان، از ۶ سال پیش فعالیت خود را در این رشته آغاز کرد و به مدت ۴ سال است که پیراهن تیم ملی را بر تن کرده است. وی در این مدت عنوان قهرمانی در آسیا، کسب سهمیه‌ی المپیک و مدال نقره‌ی تیمی جایزه‌ی بزرگ آسیا را در کارنامه دارد.

[ms 1]

قبل از مسابقات، کسب سهمیه را پیش‌بینی کرده بودید؟

من تمام تلاش خود را انجام دادم تا با آمادگی کامل در این مسابقات حاضر شوم و سهمیه‌ی المپیک و شانس حضور در لندن را به‌دست آورم. برای رسیدن به این هدف، ۴ سال است که تمرینات خود را آغاز کردم تا بتوانم در المپیک بدرخشم، که خوشبختانه لطف خدا هم شامل حال من شد.

شما در مراسم رژه‌ی مسابقات قهرمانی جهان در آمریکا، در حالی که قرآن در دست داشتید حاضر شدید. دلیل این تصمیم شما چه بود؟

این نذری بود که از قبل از شروع مسابقات داشتم و نیت کرده بودم و از خدا خواستم که اگر در مسابقات آمریکا سهمیه کسب کنم، از آن‌جا که قرآن همیشه به من آرامش می‌دهد، آن را در مسابقات همراه خود ببرم. خوشبختانه و به لطف خداوند، سهمیه‌ی المپیک را به‌دست آوردم و این کتاب الهی را که همواره عامل ایجاد صبر و اعتماد به نفس در من بوده است، همراه خود داشتم.

[ms 2]

بازخورد این عمل شما در بین سایر ورزشکاران و رسانه‌ها چه بوده است؟

عکس‌های من در حال رژه با قرآن در بسیاری از رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر شد. در طول مسابقات و هنگام رژه رفتن نیز متوجه نگاه‌های پرسش‌گرانه‌ی سایر ورزشکاران شدم. زمانی که همه‌ی ورزشکاران خود را برای رژه آماده می‌کردند، من نشسته بودم و قرآن می‌خواندم. حتی زمانی که یکی از مسئولان رقابت‌ها من را صدا کرده بود تا به جمع سایر ورزشکاران بپیوندم، متوجه او و اطرافم نشده بودم!

چه برنامه‌ای برای حضور موفق در المپیک دارید؟

امیدوارم بتوانم با تمرکز و آرامش خاطر، تمرینات خود را انجام دهم و در لندن نتیجه‌ی قابل قبولی به‌دست آورم و افتخاری درخور نام ایران و ملت سرفراز کشورمان داشته باشم و بتوانم در این زمان باقی‌مانده تا المپیک، به حداکثر آمادگی دست یابم.

حضور در عرصه‌ی ورزش با حجاب اسلامی برای شما دشوار نیست؟

ممکن است داشتن حجاب تا حدودی بر روی عملکرد من تأثیر گذاشته باشد، اما هیچ‌گاه مانع پیشرفت من به‌عنوان یک زن مسلمان نبوده است. ممکن است یک کار دشوارتر نسبت به سایر ورزشکاران انجام دهیم، اما ثابت کرده‌ایم در هر شرایطی می‌توانیم برای کشورمان افتخارآفرینی کنیم.

شما به‌عنوان یک بانوی ورزشکار چه کمبودهایی را در این حوزه احساس می‌کنید؟

بهتر است مسئولان پابه‌پای سایر بخش‌ها برای موفقیت این رشته نیز تلاش کنند. بودجه‌ی کافی در اختیار بخش بانوان قرار دهند و از مربیان باتجربه استفاده کنند و برنامه‌های تمرینی مناسب در نظر بگیرند. همان طور که برای ورزش مردان اهمیت قائل هستند، به ورزش بانوان نیز توجه کنند و بتوانند به بانوان کمک کنند تا توانایی‌های خود را نشان دهند.

تجلیل و تقدیر از ورزشکاران چه تأثیری بر عملکرد آن‌ها دارد؟

مطمئنا تأثیر زیادی دارد. البته کسی که وارد عرصه‌ی ورزش می‌شود و برای حضور در عرصه‌های ملی و بین‌المللی تلاش می‌کند، نگاه مادی به ورزش ندارد، بلکه بحث معنوی در میان است. من به‌عنوان یک ورزشکار که قرار است در بزرگ‌ترین آوردگاه ورزشی جهان حاضر شوم، می‌خواهم خانواده و ملت خود را خوشحال کنم و نام ایران را در جهان طنین‌افکن کنم و اعتقاد دارم باید نقشی در سرفرازی ایران داشته باشم.

ورزشکاران نیز مانند سایر مردم در زندگی خود با مشکلاتی برخورد می‌کنند که لازم است به لحاظ مادی این مشکلات را برطرف کنند. باید طوری برخورد کرد که این مشکلات قابل حل باشد و ورزشکاری که تمام وقت و ذهن خود را روی ورزش گذاشته، نباید دغدغه‌ی مالی داشته باشد.

ورزشکاری که بیش‌تر زمان خود را صرف ورزش کردن می‌کند، درآمد آن‌چنانی ندارد و با مشکلات زیادی روبه‌رو است؛ حتی برای حضور در کلاس‌های دانشگاه با مشکلات فراوانی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

ورزشکاری که در رده‌ی قهرمانی کار می‌کند، پس از پایان دوران ورزشی خود نباید این دغدغه را داشته باشد که تازه قرار است زندگی خود را از صفر شروع کند. در این صورت، ورزشکار تمام توان فکری و ذهنی خود را به ورزش معطوف می‌کند.

من برای تحصیل با مشکلاتی روبه‌رو هستم و طبق قانون دانشگاه، ورزشکار قهرمان و ملی‌پوش، تنها ۵ جلسه حق غیبت کردن دارد، اما من برای مسابقات کسب سهمیه‌ی المپیک و برای این‌که تمرکز بیش‌تری داشته باشم، مجبور به غیبت‌های مکرر در کلاس‌های خود بودم. البته استادان نیز حق دارند برای حضور منظم دانشجویان سر کلاس سخت‌گیری کنند.

حرف آخر؟

خد را شاکرم و کسب سهمیه‌ی المپیک را مدیون لطف خداوند می‌دانم. امیدوارم بندگی خود را به‌جا آورم و حداقل ذره‌ای از لطف‌های خداوند را جبران کنم.

به دوستان خود توصیه می‌کنم از بدی‌ها دوری کنند تا بتوانند گوشه‌ای از لطف‌های خداوند را جبران کنند. البته لطف‌های خداوند به قدری زیاد است که جبران‌ناپذیر است.

طراحی لباس بانوان فوتبالیست مسلمان توسط شرکت هلندی!

[ms 1]

در روزهایی که دنیای غرب با جبهه‌گیری در برابر حجاب زنان تلاش می‌کند تا حجاب را سدی عظیم در برابر پیشرفت زنان معرفی کند، بانوان ورزشکار مسلمان جهان و ایران، با حضور در عرصه‌های ورزشی نشان دادند که توانایی ایستادن در بالاترین جایگاه را دارند.

در ایامی که در دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی، دختران محجبه را به جرمِ داشتن حجاب اخراج می‌کنند و با توهین به نوع پوششِ آن‌ها می کوشند تا این سنگر حفظ عفت را تخریب کرده، زن را به عنصری تبدیل کنند که با خودآرایی و خودنمایی، تنها غرایز جنسی را برطرف می‌کند، دختران ما برای داشتن حجاب اسلامی و حضور در میادین ورزشی با پوشش کامل، با مسئولان فدراسیون جهانی رایزنی می‌کنند تا حضور خود را تثبیت کنند.

بانوان ورزشکار کشورمان که به دلیل داشتنِ حجاب، زیر هجمه‌های غرب قرار داشتند، با ایستادن بر روی سکوهای قهرمانی آسیا و جهان، بر این باور غلط غربی‌ها خط بطلان کشیدند و تمام نقشه‌های آن‌ها را نقش‌برآب کردند و به تمام جهانیان ثابت کردند که یک زن مسلمان می‌تواند با ایستادگی و پایبندی به اعتقادات و ارزش‌های خود، در بالاترین سطح انسانی و در بالاترین جایگاه ورزشی نیز قرار گیرد.

ورزشکاران محجبه‌ی مسلمان، برخلاف میل غربی‌ها، تحسین جهانیان را برانگیختند، به‌طوری‌که زنان ورزشکار مسلمان، سوژه‌ی اصلی بسیاری از رسانه‌ها هستند و این اعتقادات راسخ، ناخودآگاه توجه جهانیان را به خود جلب کرده است.

با این حال، غربی‌ها در تلاشند که به هر نحوی جلوی پیشرفت زن ورزشکار مسلمان را بگیرند. هنوز از یاد نبرده‌ایم روزی که تیم ملی فوتبال زنان کشورمان به دلیل رعایت حجاب اسلامی و جدیت در پایبندی به اعتقادات خود، در کمال شایستگی از ادامه‌ی حضور در مسابقات انتخابی المپیک ۲۰۱۲ لندن باز ماند و سوژه‌ی اصلی رسانه‌های خارجی شد.

پایبندی فوتبالیست‌های کشورمان به حجاب و واگذاری نتیجه‌ی دیدار ایران مقابل اردن، موضوعی ارزشی و درخور تقدیر است، اما نباید از یاد برد که فراهم کردن شرایط حضور مثبت زنان در مسابقات جهانی و آسیایی فوتبال، وظیفه‌ای خطیر بر عهده‌ی مسئولان است که باید با نگاهی ویژه بررسی شود.

مسئولان فدراسیون فوتبال پس از حذف ناباورانه‌ی ملی‌پوشان کشورمان، رایزنی‌های خود را با مسئولان فیفا آغاز کردند که نتیجه‌ی آن، برگزاری نشست «حجاب اسلامی» در اردن بود.

در این جلسه، بیش‌ترین زمان به موضوع حجاب اختصاص پیدا کرد و رئیس این جلسه که یک خانم استرالیایی بود، یک نمونه از حجاب اسلامی را که شرکت هلندی برای کشورهای اسلامی طراحی کرده بود، تصویب کرد.

ارائه‌ی طرح توسط یک کشور غیر مسلمان موضوعی بود که اعتراض بسیاری از تولیدی‌های ایرانی را برانگیخت؛ چراکه آن‌ها اعتقاد داشتند ایران به‌عنوان یک کشور مسلمان باید در ارائه‌ی طرح پیش‌قدم باشد، اما از نظر بسیاری از مسئولان، مهم این بود که فیفا موافقت اولیه‌ی خود را با پوشش زنان مسلمان اعلام کرد.

***

آیا لازم نبود ایران به‌عنوان اصلی‌ترین کشور پیگیر مسئله‌ی حجاب زنان فوتبالیست در جلسه‌ی اردن، طرحی نیز ارائه می‌کرد؟

«مرضیه اکبرآبادی»، معاون امور ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان، در این باره گفت: “مهم‌ترین مسئله در فوتبال زنان کسب رضایت فیفا و مجوز بود که خوشبختانه در این زمینه موفق بوده‌ایم. طرح، رنگ و کشور تولیدکننده‌ی مدل لباس در اولویت‌های بعدی برای کشور ما قرار دارد. البته ما طرح خود را به فیفا ارائه کردیم و در فصل‌های مختلف نظر فیفا را جلب کرده است.

[ms 0]

همیشه و در زمان‌های مختلف، لباس‌های ورزشی دستخوش تغییرات فراوانی می‌شود، اما مهم این است که مجوز پوشش اسلامی با همت جهموری اسلامی ایران گرفته شده و بهتر است درگیر حاشیه‌ها نشویم.

باید خوشحال باشیم که سایر کشورها هم، در ارائه‌ی طرح و نیز برای جلب رضایت فیفا تلاش می‌کنند و این مسئله، خواست جهان اسلام است و این، در انحصار ایران نیست؛ بلکه مربوط به جهان اسلام است.”

با وجود این‌که خانم اکبرآبادی اعتقاد دارند ارائه‌ی طرح توسط ایران الزامی نبوده، تولیدکنندگان داخلی و برندهای معروف پوشاک ورزشی اعتقاد دیگری دارند.

«مجید اناری»، مدیر یکی از این تولیدی‌ها در این باره گفت: “تولیدکنندگان داخلی نسبت به نوع پوشش زنان ورزشکار آشنایی بیش‌تری دارند و بهتر است با همکاری فدراسیون فوتبال حضور تولیدکنندگان داخلی در حوزه‌ی لباس بانوان فوتبالیست مسلمان افزایش یابد.

[ms 2]

تولیدی‌ها در زمینه‌ی طراحی لباس ورزشی برای بانوان ورزشکار چه اقدامی کرده‌اند؟

با توجه به این‌که کشور ما یکی از مهم‌ترین کشورهای اسلامی منطقه است و بانوان ما در رشته‌های ورزشی مختلف در مسابقات آسیایی و جهانی حضور دارند، تولیدی‌ها لباسی مناسب با فیزیولوژی بانوان و نوع حجاب آن‌ها طراحی کرده‌اند و اکنون بسیاری از بانوان کشورمان از لباس‌‌های ورزشی استاندارد و باکیفیت تولید داخل استفاده می‌کنند.

امروز بحث پوشش بانوان فوتبالیست یکی از دغدغه‌های مسئولان ورزش کشور است و ما به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین تولیدکنندگان داخلی در تهیه‌ی پوشاک ورزشی، این توانایی را داریم که با توجه به شرایط موردنظر فیفا، نه‌تنها لباس ورزشکاران داخلی، بلکه لباس سایر ورزشکاران محجبه‌ی دنیا را تولید کنیم.

برای تهیه‌ی لباس زنان فوتبالیست چه رایزنی‌هایی با فدراسیون فوتبال کرده‌اید؟

فدراسیون فوتبال درباره‌ی تهیه‌ی لباس تیم ملی بانوان صحبتی با ما نداشته و اگر نیاز به تولید‌های داخلی را احساس می‌کنند، باید شرایط موردنظر فیفا را در اختیار ما قرار دهند تا ما طرح‌های مختلف را ارائه دهیم؛ چراکه بدون آگاهی از تفکرات فیفا، تهیه‌ی این لباس ممکن نیست و هزینه‌‌ی زیادی برای تولیدکننده دربردارد.

ناهماهنگی میان فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی سابق یکی از مشکلات تولیدکننده‌ها در ارائه‌ی طرح مناسب برای بانوان فوتبالیست بود و این‌که نایب‌رئیس فدارسیون بانوان، یک طرح را قبول داشته باشد و خانم اکبرآبادی قبول نداشته باشد، کار را برای تولیدکننده مشکل می‌کند و بهتر است در ابتدا به یک جمع‌بندی نهایی برسند و بعد تولیدکننده‌ها وارد عمل شوند.

آیا از پیشنهادهای تولیدکنندگان برای طراحی لباسی متناسب و قابل ارائه به فیفا استفاده می‌شود؟

متأسفانه برخی از مسئولان ورزش پیشنهادهایی می‌کنند که ما به‌عنوان تولیدکننده می‌دانیم که قابل استفاده نیست؛ برای مثال دگمه و کش در لباس ورزشکار، علاوه بر این‌که موجب بروز خطرات زیاد می‌شود، ورزشکار با آن‌ها احساس راحتی نمی‌کند، اما آن‌ها بر استفاده از این وسایل تأکید می‌کنند و ما با این‌که می‌دانیم این طرح عملی نیست، باید آن را انجام دهیم.

کشور ما هنوز هم این فرصت را دارد تا به‌عنوان مهم‌ترین کشور پیگیر حل مسئله‌ی لباس اسلامی فوتبالیست‌ها، علاوه بر ارائه‌کننده‌ی طرح‌های قابل قبول، صادرکننده‌ی لباس ورزشی برای زنان مسلمان نیز باشد. امیدوارم با همکاری متقابل بین فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش و جوانان و تولیدی‌ها این خواسته محقق شود.

در باشگاه ورزشی گران‌قیمت ثبت‌نام کنیم یا ارزان؟

[ms 0]

ورزش همگانی و جایگاه آن در خانواده، یکی از حلقه‌های گم‌شده در جامعه است که نیاز به توجه بیش‌تر مسئولان و خانواده‌ها دارد. کارشناسان زیادی معتقدند که فعالیت زنان در عرصه‌ی ورزش و توجه آن‌ها به فعالیت‌های بدنی، نه‌تنها در سلامت جسمی‌شان اثرگذار است، بلکه با توجه به نقش زنان در تربیت فرزندان، در آینده نسلی سالم خواهیم داشت.

امروزه زنان زیادی در سطح جهان به ورزش‌های مختلف اشتغال دارند. گروهی ورزشکار حرفه‌ای هستند و تعدادی ورزشکار آماتور؛ گروهی به ورزش‌های سبک می‌پردازند و برخی به ورزش‌های سنگین و خشن؛ گروهی از آنان برای رسیدن به مقامات و قهرمانی تلاش می‌کنند و برخی برای حفظ سلامتی و یا تناسب اندام. عده‌ی زیادی از زنان نیز با ورزش و ورزشکار، بیگانه و یا حتی از آن بیزارند.

اما شاید انتخاب یک مجموعه و یا باشگاه مناسب برای عضویت در آن، بیش از هر چیز برای زنان اهمیت داشته باشد. بیش‌تر زنان، نزدیک‌ترین باشگاه ورزشی را انتخاب می‌کنند، اما آیا هر باشگاهی برای استفاده و عضویت در آن مناسب است؟ آیا باید به هزینه‌های استفاده از این اماکن توجه کرد یا نه؟

این سؤال‌ها سبب شد تا به سراغ باشگاه‌های ورزشی برویم و برآوردی از هزینه‌ها و امکانات موجود در باشگاه‌ها داشته باشیم، که به ارقام متفاوتی رسیدیم.

برای کسب این اطلاعات، چند باشگاه ورزشی در مناطق مختلف را انتخاب کردیم و از هزینه‌های ثبت نام در یک دوره از کلاس‌های ورزشی پرسیدیم. همان‌گونه که انتظار داشتیم، مجموعه‌های مختلف شرایط مختلفی برای ثبت نام دارند.

باشگاه‌های بالای شهر و مجموعه‌های آن‌چنانی که خانم‌ها با ماشین‌های شاسی‌بلند در آن رفت‌وآمد می‌کنند، هزینه‌های زیادی را برای حضور در یک دوره از کلاس‌های ورزشی دریافت می‌کردند. در مقابل نیز در مناطق پایین‌تر شهر، باشگاه‌هایی با قیمت مناسب وجود داشت و شرایطی را برای زنان فراهم کرده بودند که با حداقل هزینه به ورزش بپردازند. البته این مسئله تا حدود زیادی نیز قابل پیش‌بینی بود.

اما نکته‌ی قابل توجه این‌جاست که خدمات و شرایطی که باشگاه‌ها برای زنان فراهم می‌کنند، متناسب با میزان ورودی آن‌هاست یا نه؟

پیگیری این موضوع، چندان مورد علاقه‌ی مسئولان باشگاه‌های گران‌قیمت نبود. آن‌ها حاضر به مصاحبه در این باره نشدند و در این میان تنها یکی از مسئولان ثبت نام در مجموعه‌ی انقلاب، که خواست نامش در این مصاحبه برده نشود، اطلاعات زیادی در اختیار ما قرار داد.

خانم ر.ک در گفت‌وگو با ما درباره‌ی هزینه‌های ورزش همگانی در کشورمان گفت: ورزش همگانی در بین زنان، از اهمیت بیش‌تری نسبت به مردان برخوردار است؛ چرا که سلامت هر یک از اعضای خانواده، به‌ویژه زن، مستقیما بر تصویر کلی سلامت خانواده تأثیر می‌گذارد.

نگرش کلی زن نسبت به جسم و عملکرد فیزیکی بدنش، در نگرش‌های کلی او تأثیر مستقیم دارد؛ زیرا سلامت جسم و روان او، روابط اجتماعی وی با دیگران را شکل می‌دهد.

تأمین بهداشت جسم و روان برای زنان که در دوره‌ها و مراحل مختلف زندگی بر مسئولیت خویش مراحلی چون بارداری، زایمان و از همه مهم‌تر، پرورش و تربیت فرزندان را پشت سر می‌گذارد، از اهمیتی والا برخوردار است.

آیا زنان برای ورزش کردن حتما باید به باشگاه‌های ورزشی مراجعه کنند و امکان ورزش کردن در محیط خانه وجود ندارد؟

خوشبختانه امروزه دستگاه‌های مختلف ورزشی در فروشگاه‌ها عرضه می‌شود و امکان فراهم کردن شرایط ورزش کردن در خانه وجود دارد، اما نباید از یاد برد که برخی از دستگاه‌های ورزشی گران‌قیمت هستند و تأمین این هزینه برای بسیاری از خانواده‌ها غیر ممکن است.

به علاوه، این دستگاه‌ها فضای زیادی از خانه را اشغال می‌کنند و در این روزها که فضای خانه‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شود، نمی‌توان فضایی را برای نگهداری این دستگاه‌ها قرار داد.

هم‌چنین نباید از یاد برد که زنان خانه‌دار با حضور در باشگاه‌های ورزشی، بخشی از زمان خود را در اجتماع پر می‌کنند و زیر نظر افراد باتجربه، متخصص و تحصیل‌کرده به تمرینات ورزشی می‌پردازند و ورزش آن‌ها در جهت علمی حرکت می‌کند. به علاوه می‌توانند با حداقل هزینه در مقایسه با خرید دستگاه‌‌های ورزشی، ورزش کنند.

آیا هزینه‌های ورودی باشگاه‌های ورزشی متناسب است با امکاناتی که ارائه می‌دهند؟

مطمئن باشید که باشگاه‌های ورزشی حداقل ورودی را در مقابل خدماتی که ارائه می‌دهند، دریافت می‌کنند. شما همین امروز می‌توانید با ۲۰ هزار تومان در هر کجای ایران که باشید، به‌راحتی در یکی از باشگاه‌های محل خود ثبت نام کنید، که البته این مبلغ، متناسب با نوع رشته‌ی ورزشی متفاوت است، اما زیاد نیست.

البته باشگاه‌های زیادی در کشور وجود دارند که زیر نظر شهرداری‌ها هستند که حداقل ورودی را از متقاضیان دریافت می‌کنند و خانم‌ها می‌توانند به‌راحتی و در محیطی سالم ورزش کنند.

چرا برخی باشگاه‌ها هزینه‌های چندصدهزار تومانی دریافت می‌کنند؟

این باشگاه‌ها و مجموعه‌های ورزشی، مراجعه‌کنندگان خاص خود را دارند که بیش‌تر، افراد متمول جامعه هستند و شاید خانم‌های مراجعه‌کننده به این باشگاه‌ها بیش از این‌که به دنبال ورزش و سلامت خود باشند، به دنبال خودنمایی و نشان دادن مارک لباس‌های ورزشی خود هستند و تجملات را از مهمانی‌های زنانه به باشگاه‌ها کشانده‌اند.

اما درمورد هزینه‌های این باشگاه‌ها باید بگویم که بسیاری از آن‌ها توسط بخش خصوصی اداره می‌شود و همین امر سبب شده است تا قیمت‌های متفاوتی نسبت به باشگاه‌های دولتی داشته باشند. البته به نظر من باز هم این مبالغ در مقابل خدماتی که ارائه می‌دهند، زیاد است.

شما اگر برنامه‌ی باشگاه‌های دولتی را با باشگاه‌های خصوصی مقایسه کنید، می‌بینید که هیچ تفاوتی وجود ندارد و حتی در برخی از کلاس‌های باشگاه‌های خصوصی برای این‌که تعداد بیش‌تری را در یک نوبت ثبت نام کنند، سه گروه در کنار هم در یک سالن زیر نظر یک مربی تمرین می‌کنند. در واقع باید گفت این باشگاه‌ها پول منطقه‌ای را که در آن قرار دارند، می‌گیرند.

یعنی دریافت این مبالغ در برخی مجموعه‌های ورزشی خاص، زیادتر از حد مجاز است؟

بله. وقتی یک باشگاه برای یک دوره کلاس والیبال، علاوه بر هزینه‌ی ورودی، ۳۰۰ هزار تومان می‌گیرد، هرچند هم که بهترین مربیان و دستگاه‌ها را در اختیار داشته باشد، زمانی که در عمل هم هیچ تفاوتی با باشگاه معمولی ندارد، باز هم گران است.

اکنون سرانه‌ی فضای ورزشی در کشور ما چگونه است؟

آمارهای ارائه‌شده نشان می‌دهد که بسیاری از استان‌های محروم و مرزی کشور وضعیت بهتری نسبت به تهران از نظر فضای ورزشی دارند. به طور مثال، در زاهدان به ازای هر نفر ۱۰۸ سانتی‌متر فضای سرپوشیده‌ی ورزشی وجود دارد و در ایلام سرانه‌ی فضای ورزشی برای هر نفر ۶۲ سانتی‌متر مربع است.

این سرانه در کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، مازندران، ارومیه و هرمزگان به ترتیب ۸۲ ،۸۱، ۸۰، ۵۲ و ۵۶ سانتی‌متر مربع است و حتی شهرستان‌های سرپل ذهاب و خاش به ترتیب با سرانه‌ی ۸۱ و ۳۶ سانتی‌متر در جایگاهی بالاتر از تهران قرار دارند.

نکته‌ی جالب این‌جاست که جمعیت بیش از ۱۳ میلیون نفری تهرانی به‌طور کامل نمی‌توانند از این میزان سرانه‌ی فضای ورزشی محدود نیز استفاده کنند، زیرا بسیاری از مجموعه‌های ورزشی مجهز تهران در اختیار فدراسیون‌هاست و از آن‌ها برای برگزاری اردو‌های تیم ملی استفاده می‌شود.

فقر فضای ورزشی در تهران چه عواقبی را به همراه داشته است؟

فقر فضای ورزشی در تهران باعث شده تا ورزشکاران تهرانی برای دسترسی به امکانات مورد نظر با مشکل روبه‌رو و یا متحمل هزینه‌های بالایی شوند.

به‌عنوان مثال یک فرد عادی برای این‌که بتواند فقط وارد مجموعه‌ی ورزشی انقلاب شود، باید ۱۸۳ هزار تومان هزینه‌ی عضویت سالانه پرداخت کند و برای استفاده از هرکدام از امکانات مجموعه نیز هزینه‌ی جداگانه متحمل شود.

حرف آخر؟

خانم‌ها نباید فراموش کنند که مجموعه‌های ورزشی، محل مُد نیست و بهتر است در پوشیدن لباس‌های ورزشی برخی از نکات را مد نظر داشته باشند و در هر شرایط لباسی بپوشند که شأن یک زن مسلمان را حفظ کنند.

شنا در استخرها، خوب یا بد؟

[ms 0]

با نزدیک شدن به فصل تابستان، ورزش شنا بیش از سایر ورزش‌ها مورد توجه خانم‌ها قرار می‌گیرد، چراکه این ورزش برای قلب بسیار مفید است و در کاهش وزن تأثیر زیادی دارد. شاید همین دلایل برای کشاندن خانم‌ها به استخرها کافی باشد. چه چیز بهتر از یک ورزش بانشاط برای کاهش وزن خانم‌ها؟!

تعداد اندکی از خانم‌ها شنا کردن را یک ورزش حرفه‌ای می‌دانند، اما نباید فراموش کرد که حتی قدم زدن در آب می‌تواند یک ورزش محسوب شود. شنا کردن با سرعت زیاد، به دلیل حرکت هم‌زمان دست‌ها و پاها سبب فعالیت بیش‌تر عضلات بدن و در نتیجه عرق کردن می‌شود و با تعریق زیاد، مقدار قابل‌توجهی کالری می‌سوزاند.

شنا را می‌توان به کسانی توصیه کرد که پس از بهبود نسبی از آسیب‌های فیزیکی، ممکن است تا مدت‌ها از انجام تمرینات دیگر محروم شده باشند؛ زیرا با این ورزش می‌توان دوره‌ی نقاهت و درمان را سریع‌تر پیش برد و بهبودی حاصل کرد.

اما آن‌چه باید در این مدت مورد توجه خانم‌ها قرار گیرد، رعایت بهداشت فردی است؛ چراکه میزان آسیب‌پذیری زنان در محیط‌های آلوده بسیار بیش‌تر از مردان است. بسیاری از عفونت‌های ویروسی باعث بروز مشکلات چشمی نظیر «تراخم» و «کونژکتویت» می‌شوند و علت تعطیلی بسیاری از استخرها بروز این مشکلات است.

گاهی پس از شنا کردن، به‌سبب وجود مواد ضدعفونی‌کننده در آب استخرها، چشم‌ها قرمز می‌شوند که برخلاف تصور عمومی، درمان این وضعیت، استفاده از قطره‌هایی که قرمزی چشم را کم می‌کند نیست؛ بلکه درمان صحیح، استفاده از اشک مصنوعی است.

خطر دیگری که شناگران را تهدید می‌کند، این است که هنگام شنا کردن مانند هر ورزش دیگری، آب بدن از دست می‌رود و برخلاف بسیاری از افراد که فکر می‌کنند بعد از استخر نیازی به آب خوردن نیست، باید برای جایگزینی این آبِ ازدست‌رفته، مایعات زیادی مصرف شود. آب و آب‌میوه انتخاب‌های مناسبی در این باره هستند.

به‌طور کلی، از آن‌جا که محیط استخرها بسته است و در مدت زمان محدودی تعداد زیادی از افراد در آن شنا می‌کنند، همیشه احتمال انتقال عفونت از طریق آب آن‌ها وجود دارد؛ حتی اگر آب استخر از هر نظر پاکیزه و مورد تأیید باشد. بنابراین، یادآوری این نکته ضروری است که باید از ضدّعفونی شدن آب استخر با کلر مطمئن باشید.

برای اطمینان بیش‌تر از وضعیت استخرها، سعی کردیم به سراغ مدیران استخرها برویم، اما به دلایل متعدد، از پاسخگویی به سؤال‌های ما سر باز زدند. تا این‌که برای یافتن پاسخ، به سراغ «مهناز قدوسی»، مدرس بین‌المللی نجات غریق، با سابقه‌ای ۳۰ساله رفتیم.

[ms 1]

در حال حاضر وضعیت بهداشت در استخرهای کشور چگونه است؟

خوشبختانه وضعیت بهداشت آب‌ها در استخرها بسیار عالی است؛ چون گاز کلر به‌راحتی و با قیمت مناسب در دسترس استخرها قرار دارد و موارد کمی بیماری بر اثر آلودگی آب استخرها وجود دارد. موارد خاصی هم که دیده شده، حساسیت‌های مربوط به کلر و بدن‌های حساس افراد است.

وزارت بهداشت نظارت دقیقی بر بهداشت آب استخرها دارد  و به محض تماس با وزارتخانه و معرفی استخرهای آلوده، برای رفع موارد غیر بهداشتی خیلی سریع اقدام کرده و در موارد خاص، استخر خاطی را پلمپ می‌کنند. به همبن دلیل، بهداشت آب استخرها کاملا رعایت می‌شود.

آیا محیط خارج از آب نیز، از نظر بهداشتی در بهترین شرایط است؟

متأسفانه موارد زیادی از رعایت نکردن اصول بهداشتی در محیط استخرها دیده می‌شود که مربوط به مدیریت استخرهاست؛ معمولا زیر دوش آب‌ها، آلوده و کثیف است و استخرچه‌های کلر و دستشویی‌ها در شرایط مناسبی نیستند، اما آن‌چه بیش از این مسئله اهمیت دارد، مسائل فرهنگی است که باید رعایت شود. من اعتقاد دارم بیش از این‌که نگرانی آب استخرها مهم باشد، باید نگران مسائل فرهنگی بود.

افراد چگونه می‌توانند آلودگی آب و یا محیط استخر را تشخیص دهند؟

خود شخص تنها می‌تواند ظاهر آب را ببیند که تشخیص آلودگی از روی ظاهر آب ممکن نیست. برای مثال، استخری بود که هر کس به آب آن نگاه می‌کرد، متوجه آلودگی آن نمی‌شد و حتی فکر می‌کردند که بسیار تمیز است، اما واقعیت این نیست.

برای این‌که آشنایی خانم‌ها با انواع آلودگی آب‌ها بیش‌تر شود، باید بگویم که آلودگی آب‌ها را باید به ۲ دسته تقسیم کرد:
اول، آلودگی‌هایی که با چشم دیده می‌شود، که بیش‌تر مربوط به املاح است و در واقع روی کیفیت ظاهری و شفافیت آب اثر می‌گذارد.
دوم، آلودگی‌های قارچی و باکتریالی هستند که با چشم دیده نمی‌شوند. عموم مردم آب کدر را آلوده می‌دانند، اما در حقیقت بسیاری از آلودگی‌ها در اثر باکتری‌هاست که قابل رؤیت نیستند.

[ms 2]

این تصور که استخرهای روباز به‌سبب تابش نور خورشید، تمیزتر هستند، تا چه حد درست است؟

این مسئله تا حدود زیادی بستگی دارد به تعداد افراد حاضر در استخر و به منطقه‌ای که استخر در آن قرار دارد. اگر تعداد افراد استخر زیادتر از دبی ورودی تصفیه‌ی آب باشد، نه‌تنها نور خورشید کافی نیست، بلکه اگر خود «یو وی» هم بالای استخر باشد، پاسخگوی آلودگی آب نیست.

عموما استخرهای روباز می‌توانند بهتر از استخرهای سرپوشیده باشند، اما مشکل این‌جاست که وقتی مردم برای آفتاب گرفتن، به استخرهای روباز مراجعه می‌کنند، یک لایه از چربی روی سطح آب را می‌پوشاند که مانع نفوذ نور خورشید به عمق آب می‌شود.

مشکل دیگری که وجود دارد، این است که کلر آب به‌سبب تابش آفتاب می‌پرد و اگر استخری درست کار نکند،  دستگاه تصفیه‌ی آب آن مدام روشن نباشد و کلر به آب تزریق نکند، از ساعت ۱۳، آب، کلر خود را از دست می‌دهد و در این شرایط، استخرهای روباز بسیار خطرناک‌تر از استخرهای سرپوشیده است.

در تابستان‌ها، استخرهای سرپوشیده به‌خاطر کم‌تر بودن تعداد مراجعه‌کنندگان و نظارت بیش‌تر و نبود مشکل روغن‌های روی سطح آب، برای استفاده‌ی علاقه‌مندان بهتر است.

مسئولان استخرها چگونه می‌توانند افراد بیمار را شناسایی و مانع از ورود آن‌ها به استخرها شوند؟

به جز حصبه و وبا، سایر بیماری‌ها از فضای دور استخرها ایجاد می‌شود. وبا و حصبه نیز بیماری‌هایی هستند که پنهان شدنی نیستند و به محض شیوع آن‌ها سریعا اعلام می‌شود. سایر بیماری‌ها، از جمله عفونت و مشکلات پوستی نیز در درون آب استخرها به دلیل استفاده از کلر از بین می‌روند.

مسئولان استخرها معمولا تذکر می‌دهند که افراد در کنار استخر ننشینند و اگر لباس‌های آن‌ها روی زمین افتاد، از پوشیدن آن‌ها خودداری کنند.

این‌که گفته می‌شود در آب استخر، همراه کلر از وایتکس استفاده می‌شود، تا چه حد صحت دارد؟

کلر از مشتقات وایتکس است و همین امر سبب شده که بوی یکسانی داشته باشند و برخی گمان می‌کنند که از وایتکس در آب استخرها استفاده می‌شود، اما این تفکر درست نیست. به علاوه، وایتکس بسیار گران‌تر از کلر است و استفاده از آن به‌صرفه نیست و کلر خشک و گاز کلر همیشه در دسترس است.

اما نباید این نکته را فراموش کرد که در بسیاری از موارد، از کلر زیادی در آب استفاده می‌شود که دلیل آن، زیاد بودن افراد حاضر در استخر است.

مشکل دیگری که در استفاده از کلر وجود دارد، این است که در زمانی که افراد در آب هستند، کلر می‌زنند. این، وحشتناک‌ترین کارِ ممکن است و حتی ضرر آن بیش‌تر از آلودگی آب استخر است و سبب سرفه و گرفتگی صدای شناگران می‌شود.

آیا راه رفتن خانم‌های باردار در استخرها جایز است؟

در کشور ما خانم‌های باردار به هیچ وجه نباید این کار را انجام دهند، زیرا سقط جنین در ۴ تا ۵ ماهگی بیش از ۶۰ درصد است و آلودگی هوای استخرها و وجود گاز کلر در آب استخر برای مادران باردار بسیار خطرناک است.

اگر استخری وجود داشته باشد بدون این مشکلات و کاملا استاندارد باشد، خانم‌های باردار برای داشتن زایمانی راحت‌تر می‌توانند در آب قدم بزنند، اما من باز هم توصیه می‌کنم که از این کار جدا خودداری کنند.

حرف آخر؟

من اعتقاد دارم که باید روی مسائل فرهنگی استخرها نیز وقت گذاشت؛ چراکه در این بخش کمبودهای زیادی وجود دارد. برای مثال، حضور یک دختر ۱۸ ساله و یک دختر ۴ ساله در استخر کنار هم مشکل‌ساز است.

متأسفانه برخی مدیران برای افزایش درآمد خود، هر کسی را با هر شکل و لباسی و بدون توجه به بیماری‌هایی مانند ایدز، به محیط استخر راه می‌دهند. ممکن است این بیماری از راه آب منتقل نشود، اما تبعات فرهنگی زیادی به همراه دارد.

هم‌چنین مسئله‌ی اعتیاد و استفاده از سیگار در محیط استخرها و گرایش‌های جنسی را نباید فراموش کرد؛ زیرا این مسئله بسیار بدتر از وبا و حصبه است و تأثیرات نامطلوبی بر جامعه دارد.

بانویی که با تصادف، المپیکی شد!

[ms 0]

فدراسیون ورزش‌‌های جانبازان و معلولان تا پیش ‌از انقلاب اسلامی، به‌صورت کمیته‌ای غیرفعال زیر نظر فدراسیون پزشکی کار می‌کرد و مسئولان آن به شرکت در گردهمایی‌های بین‌المللی بسنده می‌کردند. یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این کمیته به فدراسیون تبدیل شد و سال بعد، اولین گروه از معلولان را به مسابقات هلند اعزام کرد تا در نخستین گام علاوه بر کسب تجربه، با قوانین و مقررات جهانی آن آشنا شوند.

مدتی بعد، اولین جشنواره‌ی فرهنگی-ورزشی جانبازان و معلولان با شرکت ۵۰۰ ورزشکار در ۶ رشته‌ی ورزشی جانبازان و معلولان با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، برگزار شد که سخنان ایشان، توسعه و گسترش ورزش معلولان را باعث گردید.

در طول این سال‌ها، حضور زنان معلول در مسابقات مختلف و کسب مدال‌های رنگارنگ آسیایی و جهانی نشان داد که بانوان معلول توانایی تسخیر سکوهای جهانی را دارند.

یکی از بانوان معلول و موفق در عرصه‌ی ورزش، «نیره عاکف» است که علاوه بر حضور در بین ۱۰ ورزشکار بااخلاق کشور، مدال‌های زیادی را در کارنامه‌ی قهرمانی خود دارد و چندین دوره در المپیک حاضر بوده است.

باب آشنایی ما با خانم عاکف در مراسم تجلیل از قهرمانان پارالمپیکی باز شد، تا امروز سوژه‌ی ما به‌عنوان یک بانوی موفق ایرانی باشند.

او که در سال ۱۳۴۳ در شهر مشهد و در یک خانواده‌ی ۵ نفره متولد شده، در یک حادثه‌ی رانندگی در سن ۱۸ سالگی دچار معلولیت شده و سال‌هاست که روی صندلی چرخدار نشسته است.

به سراغ ایشان که رفتم، تحت تأثیر صحنه‌های آزادسازی خرمشهر و اشعار «صابر خراسانی» از حال خود خارج شده بودند و بدون توجه به اطراف، اشک می‌ریختند.

***

از مقام‌ها و فعالیت‌های ورزشی‌تان برای ما بگویید.

در رشته‌های پینگ‌پنگ و بسکتبال، در رده‌های کشوری مقام‌هایی کسب کردم. از سال ۷۷ به ورزش تیراندازی روی آوردم و بعد از قهرمانی در کشور، به تیم ملی تیراندازی بانوان معلول دعوت شدم. در سال ۱۹۹۹ در مسابقات استرالیا سهمیه‌ی مسابقات پارالمپیک سیدنی ۲۰۰۰ را به‌دست آوردم و در همان رقابت‌ها مدال برنز در رشته‌ی تپانچه‌ی بادی را از آنِ خود کردم و اولین بانوی معلول ایرانی بودم که مدال پارالمپیک و جهانی را به‌دست آورد.

در سال ۲۰۰۱ در مسابقات آزاد اروپا که در دانمارک برگزار شد، صاحب مدال برنز شدم. در سال ۲۰۰۲ در رقابت‌های جهانی سئول کره‌ی جنوبی، در رشته‌ی تپانچه‌ی بادی مدال نقره را از آنِ خود کردم و مقام دوم تیمی در رشته‌ی تپانچه‌ی بادی به همراه مقام سوم تیمی در رشته‌ی تفنگ را نیز در کارنامه دارم.

در سال ۲۰۰۳ در مسابقات آزاد مونیخ، مدال نقره‌ی تپانچه‌ی بادی را به‌دست آوردم. در همان زمان، رشته‌ی تپانچه‌ی آزاد ۵۰ متر هم به مسابقات اضافه شد و در سال‌های بعد در این رشته هم مدال‌های زیادی به‌دست آوردم.

در مسابقات ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ استرالیا هم صاحب مدال شدم. در جام ترکیه در سال ۲۰۰۸ مدال نقره گرفتم و پس از پایان مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن از عرصه‌ی قهرمانی خداحافظی کردم.

چگونه وارد عرصه‌ی ورزش شدید؟

پس از معلولیت حدود ۷ تا ۸ سال درگیر درمان بودم و در این مدت به کشورهای مختلفی برای درمان رفتم. همین امر سبب شد از درس و زندگی و جامعه فاصله بگیرم تا این‌که با ورزش معلولین آشنا شدم. پس از آن نگاه من به زندگی تغییر کرد و بار دیگر وارد اجتماع شدم. درسم را ادامه دادم. کار کردم و حتی متوجه شدم که می‌توانم رانندگی کنم.

در ابتدای آشنایی‌ام با ورزش، رشته‌ی بسکتبال را تجربه کردم. بعد وارد پینگ‌پنگ شدم و درنهایت در دانشگاه به تیراندازی دعوت شدم و فهمیدم در این رشته استعداد بیش‌تری نسبت به سایر رشته‌ها دارم و آن را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کردم.

[ms 2]

چه چیزی باعث شد که توانستید با شرایط سختی که داشتید، کنار بیایید؟

در آن زمان فکر می‌کردم زندگی برایم تمام شده است و باید بنشینم و گذشت زمان را نظاره‌گر باشم، ولی وقتی وارد محیط ورزش شدم، دیدم خانم‌هایی با شرایط بدتر از من ورزش می‌کنند و همین شد که پذیرفتم من هم می‌توانم دوباره به زندگی برگردم.

حضور شما در مسابقات جهانی با حجاب اسلامی چه بازخوردی داشته است؟

خیلی از زنان کشورهای دیگر در مسابقات آسیایی و جهانی درباره‌ی حجاب ما می‌پرسیدند و فکر می‌کردند ورزش کردن با حجاب اسلامی سخت است، اما واقعیت این است که حجاب برای من هیچ محدودیتی ندارد و با وجودِ داشتن حجاب اسلامی (که جزئی از اعتقادات من است) همیشه در مسابقات شاخص بوده‌ام و بهترین عناوین را به‌دست آورده‌ام.

امکانات ورزشی برای حضور بانوان معلول را چطور می‌بینید؟

نایب‌رییس هیئت تیراندازی استان خراسان رضوی گفت: در حوزه‌ی امکانات، همیشه کمبودهایی وجود داشته و دارد. البته از آن‌جا که هیئت‌های تیراندازی، سلاح و سیبل و ساچمه را در اختیار معلولان قرار می‌دهند، هزینه‌ی زیادی بر گردن ورزشکاران نیست، اما اگر این امکانات به‌روز باشد، نتیجه‌های بهتری به‌دست می‌آید. مسئولان درمورد فراهم کردن بهترین امکانات، قول‌های زیادی به ما داده‌اند.

معلولان برای ورود به این ورزش هیچ هزینه‌ای نباید بپردازند و به‌راحتی می‌توانند وارد این عرصه شوند و از امکانات ورزشی استفاده کنند. ورزش تأثیر زیادی در روحیه‌ی معلولان دارد.

[ms 1]

اگر این معلولیت برایتان پیش نمی‌آمد، فکر می‌کنید زندگی شما شرایط بهتری داشت؟

من به‌وجود آمدن این معلولیت را برای خودم یک موهبت الهی می‌دانم؛ چراکه اگر این مشکل برایم پیش نمی‌آمد، مانند خیلی از زن‌ها یک زندگی معمولی در انتظارم بود، ولی الان حکمت این کار خدا را درک می‌کنم.

چه عواملی باعث شد تا شما به‌عنوان یک زن در سه عرصه‌ی خانه، جامعه و ورزش به موفقیت دست پیدا کنید؟

در اولین قدم، لطف و کمک خدا و بعد هم پشتکار خودم بود که توانستم با وجود معلولیتی که داشتم، نقش خود را به‌عنوان یک زن در تمام عرصه‌های زندگی ایفا کنم. هم‌چنین تشویق اطرافیان، دوستان و آشنایان باعث ایجاد انگیزه در من شد تا به موفقیت برسم.

به نظر شما، ورزش چقدر می‌تواند در زندگی اجتماعی زنان تأثیرگذار باشد؟

مادر خانواده -به‌عنوان رکن اصلی خانواده- اگر ورزش کند، مسلما به سلامت خود و خانواده کمک زیادی خواهد کرد. مادری که ورزش می‌کند، هم خودش سالم است و هم با تشویق فرزندانش به ورزش، افراد سالمی را به جامعه تحویل خواهد داد. ضمن این‌که شخصا به بانوان ورزش، تیراندازی را پیشنهاد می‌کنم، به این علت که باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفس، خودباوری و تمرکز می‌شود و این می‌تواند به یک زن کمک زیادی بکند.

شما اکنون به چه کاری مشغول هستید؟

من دوره‌های آموزشی مربوط به آژانس‌های هواپیمایی را گذرانده‌ام. با اخذ مدرک لازم یک آژانس مسافرتی افتتاح کردم و علاوه بر فعالیت در هیئت تیراندازی خراسان، به دنبال حضور در عرصه‌ی مربی‌گری تیراندازی هستم.

در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور به‌طور غیرحضوری لیسانس گرفتم. در سال ۸۲ بود که ازدواج کردم و یک پسر ۸ ساله به نام امیراردشیر دارم که بسیار علاقه‌مند به تیراندازی است.

حرف آخر؟

از مسئولان می‌خواهم توجه بیش‌تری به رشته‌ی تیراندازی داشته باشند؛ چون بانوان و معلولان به‌راحتی می‌توانند در این رشته فعالیت کنند و در رقابت‌های آسیایی و جهانی بدرخشند و قهرمانان زیادی را به ورزش کشور معرفی کنند.

پارو زدن تا المپیک، با یک قایق سوراخ!

[ms 0]

سابقه‌ی قایق‌رانی در ایران به بیش از ۷ دهه قبل برمی‌گردد که در همان زمان اولین باشگاه قایق‌رانی در مسجدسلیمان و هم‌زمان با حضور انگلیسی‌ها به‌وجود آمد. در ۵۰ سال قبل نیز اولین باشگاه بادبانی با عنوان یات‌کلاب در آبادان راه‌اندازی شد. در اوایل دهه‌ی ۴۰ هجری شمسی، چند قایق از نوع k1 و k2 وارد ایران شد و در دریاچه‌ی سد امیرکبیر (سد کرج) در فاصله‌ی ۷۵ کیلومتری شمال غرب تهران به آب انداخته شد. بدین ترتیب، اولین پایگاه قایق‌رانی زیر نظر تربیت‌بدنی و تفریحات سالم به‌وجود آمد.

با ادامه‌ی روند روبه‌رشد ورزش قایق‌رانی، زنان نیز حضور پُررنگ‌تری در این ورزش پیدا کردند. طی سال‌های اخیر، این حضور رنگ و بوی آسیایی و جهانی نیز گرفت، به‌طوری‌که امروز بانوان کشور برای حضور در مسابقات بین‌المللی در کمال آمادگی قرار دارند و به دنبال کسب سکوهای المپیک هستند.

«آرزو حکیمی» از بانوان موفق در رشته‌ی قایق‌رانی است که در ۲۹ فروردین ۷۴ در همدان به‌دنیا آمده. او که توسط تست‌های استعدادیابی فدراسیون قایق‌رانی شناخته شد، در مسابقات قهرمانی آسیا آب‌های آرام در تهران با کسب ۳ مدال طلا و یک مدال برنز به‌عنوان ستاره‌ی مسابقات معرفی شد تا با توجه به سنّ پایینش، از امیدهای قایق‌رانی کشورمان باشد.

حکیمی که پس از مسابقات قهرمانی آسیا، در کنار «آرزو معتمدی» به‌عنوان شانس‌های حضور در المپیک مطرح بود، در تست انتخابی قایق‌ران المپیکی آب‌های آرام موفق شد با کسب بهترین رکورد، جواز حضور در مسابقات را کسب کند.

استعداد و انگیزه‌ی بالای این قایق‌ران باعث شد تا «دنیا مالی»، رییس فدراسیون قایق‌رانی در وصف او بگوید: “شرایط آرزو حکیمی شبیه برگرید فیشل، قایق‌ران آلمانی است که ۴ بار مدال المپیک را کسب کرد و آخرین بار نیز درحالی‌که یک دختر ۱۲ ساله و یک پسر ۱۰ ساله داشت، توانست در سال ۲۰۰۴ آخرین مدال خود را کسب کند.”

شاید آرزو به لحاظ تجربه با این قهرمان قابل مقایسه نباشد، اما از نظر انگیزه، چیزی از فیشل کم ندارد و می‌تواند با توجه به سنش ۴ المپیک را تجربه کند.

مصاحبه با حکیمی بسیار جذاب بود و لبخندهای او هنگام پاسخ به سؤال‌ها نشان می‌داد که خیلی اهل صحبت کردن نیست و دوست دارد از حاشیه‌ها دور باشد.

[ms 1]

صحبت کردن با او در شرایطی که به‌سختی تمرین می‌کند و این موضوع از صورت آفتاب‌سوخته‌اش کاملا مشخص بود، راحت نبود و برای مصاحبه مجبور شدیم در مراسم تقدیر از ورزشکاران المپیکی به سراغش برویم. البته این اتفاق چندان هم بد نبود، چون پدر و مادرش هم در کنارش بودند و باعث شد تا با خانواده‌ی او هم آشنا شویم. به علاوه، شرایط مصاحبه‌ی ما را با مصاحبه‌های عادی متفاوت کرده بود.

نگاه‌های پدر و مادرش نشان می‌داد که به داشتن چنین دختری افتخار می‌کنند و از این‌که زحماتشان به‌ثمر نشسته، احساس رضایت دارند. پدر آرزو در ابتدای صحبت خواست تا شرایط مصاحبه به گونه‌ای باشد که دخترش درگیر حاشیه‌ها نشود. وی تأکید کرد که دخترش در این مدت تمرینات زیادی انجام داده و با حداقل امکانات در همدان توانسته است به تیم ملی راه پیدا کند.

حکیمی درباره‌ی تمرینات و چگونگی حضورش در تیم ملی گفت: من ۶ سال در تیم شنا بودم. ۳ سال پیش با طرح استعدادیابی خانم عابدین فیروزی، با رشته‌ی قایق‌رانی آشنا شدم و تمریناتم را زیر نظر ایشان آغاز کردم. من قایق‌رانی را در شرایطی آغاز کردم که با یک قایق سوراخ در یکی از استخرهای همدان تمرین می‌کردم و اکنون بیش از ۲ سال است که به عضویت تیم ملی درآمده‌‌ام.

در حال حاضر بیش از ۲۰ مدال کشوری و رتبه‌ی چهارمی جهان را در کارنامه دارم و تمام هدف زندگی‌ام قهرمانی در المپیک است که امیدوارم به‌زودی به این هدف بزرگ دست یابم. مدال طلای تمام مسابقات برگزارشده طی دو سال اخیر، مدال طلای مسابقات شبه آسیایی، ۳ مدال طلا و یک برنز کایاک ۴نفره‌ی آسیایی تهران و مقام چهارم قهرمانی جهان (آلمان) را که برای اولین بار توسط بانوان ایرانی کسب شد، در کارنامه‌ی خود دارم.

چطور شد که به‌عنوان نماینده‌ی ایران در المپیک ۲۰۱۲ انتخاب شدید؟

پس از مسابقات قهرمانی آسیا، برای برگزاری اردو عازم مالزی شدیم. در این مدت تمرینات زیادی را انجام دادم تا برای برگزاری مسابقه‌ی انتخابی المپیک آماده شوم. در مالزی به‌علت گرمای هوا، در مسافت ۱۰۰۰ متر و ۵۰۰ متر رکوردهای خوبی نداشتم و بیشتر تمرینات استقامتی انجام دادم و بیشتر در مسافت‌های طولانی رکورد داشتم.

پس از بازگشت به ایران و در روزهای اول سال، از دوم فروردین تمرین می‌کردم و این در حالی بود که مربی ما یک هفته آغاز سال را به ما استراحت داده بود، ولی من تنها روز اول عید استراحت کردم و تمام مدت، تنهایی در دریاچه‌ی آزادی تمرین می‌کردم.

این مسابقات با حضور تمام ملی‌پوشان برگزار شد و من در مسافت ۲۰۰ متر توانستم سهمیه‌ی المپیک را که آرزو معتمدی به‌دست آورده بود، بگیرم. مسئولان برگزاری مسابقه اعلام کردند که اگر در ۵۰۰ متر نتیجه برعکس شود، به بازی سوم کشیده می‌شود که خوشبختانه در این مسافت هم من موفق شدم و جواز حضور در المپیک را به‌دست آوردم.

[ms 2]

چه عاملی سبب شد تا شما در مسابقه‌ی انتخابی موفق شوید، درصورتی‌که سهمیه را معتمدی به‌دست آورده بود؟

حکیمی استفاده از تعطیلات عید و تمرین در این مدت را مهم‌ترین عامل موفقیت خود دانست و گفت: با توجه به تمریناتی که پس از قهرمانی آسیا انجام دادم، فکر می‌کردم که بتوانم برنده‌ی مسابقه باشم، اما صددرصد مطمئن نبودم. خوشبختانه مزد زحماتم را گرفتم و بابت این‌که تلاش‌هایم نتیجه داد، از خودم راضی هستم.

البته در مسابقات قهرمانی آسیا که معتمدی سهمیه گرفت، من در رده‌ی جوانان بودم و با توجه به این‌که خانم معتمدی با مقام چهارم، سهمیه را به‌دست آورد و از نظر زمانی فاصله‌ی زیادی با من نداشت، من نیز می‌توانستم سهمیه را بگیرم.

حضور شما در المپیک با این سن کم چه تأثیری در آینده‌ی ورزشی شما دارد؟

تجربه‌ی المپیک در این سن، تجربه‌ی بسیار پُرارزشی است و تمام تلاشم را خواهم کرد تا بتوانم بهترین نتیجه را در این رقابت‌ها کسب کنم. خوشحالم که این فرصت را دارم که در صورت تمرینات مداوم در سال‌های دیگر و با تجربه‌ای بهتر به المپیک اعزام شوم.

فکر می‌کنم جوان‌ترین ورزشکار در المپیک هستم و خوشحالم که می‌توانم در چنین سنی المپیک را تجربه کنم. هدفم این است که بهترین نتیجه را در این رقابت‌ها به‌دست بیاورم. البته قول مدال گرفتن در المپیک لندن بسیار سخت است، اما در دوره‌های بعدی با تجربه‌ی بیشتری شرکت می‌کنم و نیم‌نگاهی به مدال خواهم داشت.

تا به حال نشان داده‌ام که به آن‌چه توانایی‌اش را دارم، خواهم رسید. در المپیک هم تمام تلاشم را برای کسب بهترین نتیجه می‌کنم و می‌خواهم برای کشورم افتخارآفرین باشم.

هدف من این است که در این المپیک، تجربه‌های خوبی به‌دست آورم و به المپیک بعدی فکر کنم و سعی دارم در مسابقات قهرمانی جوانان جهان، مدال کسب کنم.

تا آغاز مسابقات المپیک، چه برنامه‌ای دارید؟

برای آمادگی بیشتر و کسب بهترین نتیجه در المپیک، مسابقات کاپ جهانی را قبل از المپیک، پیش رو داریم. کاپ جهانی فرصت خیلی خوبی است تا حریفان خود را در المپیک بشناسم و رقابت با آن‌ها را تجربه کنم.

شما در المپیک با حجاب اسلامی حضور دارید. آیا حجاب مانع رسیدن به هدفتان بوده است؟

اصلا این‌طور نیست. خیلی خوشحالم که در بزرگ‌ترین میدان ورزشی جهان، به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی با حجاب اسلامی شرکت می‌‌کنم و شأن بالای یک زن مسلمان را به جهانیان نشان می‌دهم.

زنان مسلمان در ورزش نیز مانند سایر بخش‌ها حضور موفقی دارند. من و تمام بانوان ورزشکار حاضر در کاروان ورزشی ایران، ثابت خواهیم کرد که حجاب مانعی برای زنان نیست و قله‌های افتخار زیر پای ماست.

حرف آخر؟

از آرزو معتمدی تشکر می‌کنم، چراکه تلاش‌های او باعث شد تا ایران در این رشته صاحب سهمیه شود و برای او و تمام ورزشکاران کشورم آروزی موفقیت می‌کنم.

تلاش سه تکواندوکار ایرانی برای راهیابی به المپیک لندن

[ms 0]

سه بانوی تکواندوکار ایرانی که کاندیدای حضور در المپیک لندن هستند، برای مجاب کردن سرمربی خود، برای رسیدن به المپیک تمام تلاش خود را می‌کنند. این هدف از صدای فریادهای بلندشان کاملا مشخص است. آنها توجه هر رهگذری را ناخودآگاه به خود جلب کرده و لرزه بر اندامشان می‌اندازند.

اردوهای آماده‌سازی‌شان از ششم دی‌ماه در خانه‌ی تکواندو استارت زده شده و سوسن حاجی‌پور، بانوی المپیکی ایران با فاطمه روحانی، راحله آسمانی، سمانه شش‌پری، نفیسه مخلصی و دینا پوریونس تمرینات سختی را زیرنظر سرمربی کره‌ای تیم انجام می‌دهند.

مربی سخت‌گیر و تندخو که جملات تحسین‌آمیز و تبسم را به‌ندرت در تمرینات از او می‌بینی. گویا تکواندوکاران هم دل خوشی از او ندارند، اما ترجیح می‌دهند فعلا سکوت اختیار کنند تا مبادا از ترکیب تیم ملی در رقابت‌های مختلف آسیایی کنار بمانند. به‌نظر آنها همه چیز خوب است و مربی کره‌ای نیز بهترین مربی تکواندو ایران است. حتی دینا پوریونس که مدت‌ها قبل به دلیل بدرفتاری و کتک خوردن از او شکایت کرده بود، حالا تمرین می‌کند و در این باره سکوت می‌کند.

این اردو گویی برای سوسن حاجی‌پور اهمیت بیشتری دارد. وی که سهمیه‌ی المپیک ۲۰۱۲ لندن را به‌دست آورده، باید برتری‌اش را در اردوها و مسابقات قهرمانی آسیا در ویتنام نشان دهد تا فاطمه روحانی و راحله آسمانی جای او را نگرفته و مسافر لندن نشوند.

زهرا سروی، نایب‌رییس بانوان فدراسیون تکواندو با اشاره به اعزام تیم ملی در سه نوبت به مسابقات قهرمانی آسیا در ویتنام می‌گوید: گروه اول اعزامی تیم ملی پومسه بود که با ۱۵ ورزشکار راهی هوشی مینه ویتنام شد. تیم ملی نوجوانان نیز در قالب گروه دوم اعزامی با ۸ ورزشکار به این مسابقات رفت و در نهایت تیم ملی بزرگسالان در ۶ وزن، روز شنبه راهی ویتنام شده است.

[ms 1]

وی از احتمال برگزاری  مسابقات انتخابی برای مشخص شدن مسافر المپیک خبر می‌دهد و می‌افزاید: سهمیه‌ی المپیکِ گرفته‌شده متعلق به وزن است نه فرد. به همین دلیل قصد داریم بهترین تکواندوکار را انتخاب و راهی لندن کنیم. عملکرد روحانی، آسمانی و حاجی‌پور در مسابقات ویتنام و رقابت‌های جهانی هلند و آسیایی تایلند ارزیابی می‌شود. از طرفی، اگر نتوانیم بهترین فرد را در ویتنام شناسایی کنیم، انتخابی دیگری برگزار می‌کنیم.

با نگاهی به عملکرد سه گزینه‌ی انتخابی المپیک، آسمانی و حاجی‌پور شرایط به نسبت یکسانی دارند. راحله آسمانی مدال نقره‌ی مسابقات آسیایی ۲۰۱۰ گوانگ ژو را در کارنامه دارد و به گفته‌ی کادر فنی، از توان و پتانسیل بالایی برخوردار است. حاجی‌پور نیز اگرچه سهمیه‌ی المپیک را در مسابقات المپیک قاره‌ی آسیا کسب کرد، نتایج خوبی در مسابقات جهانی هلند به‌دست نیاورد و اگر در ویتنام هم ناکام بماند، شاید شانس حضور در این میدان بزرگ را از دست بدهد.

سروی نتایج ضعیف حاجی‌پور در هلند را طبیعی قلمداد می‌کند، چراکه ممکن است عوامل مختلفی دست به دست هم دهد تا ورزشکاری در روز و شرایط مناسبی قرار نگیرد. حاجی‌پور به زعم ما و کادر فنی، از لحاظ فنی در شرایط ایده‌آلی بود، اما شاید روز مسابقه نتوانست حاجی‌پور بماند.

از طرفی از آن‌جایی که تیم ملی تکواندو دختران بعد از مسابقات آسیایی گوانگ‌ژو نتوانست نتایج درخشانش را تکرار کند و حاشیه‌هایی از درون اردوها به گوش می‌رسید، شایعه‌ی قطع همکاری فدراسیون با سرمربی کره‌ای قوت گرفت که سروی این شایعات را تکذیب می‌کند و می‌گوید این مربی پس از مسابقات ویتنام نیز در کنار تیم ملی می‌ماند.

اما این روزها تکواندوکاران، بی‌توجه به حاشیه‌ها و شایعات، سخت تمرین می‌کنند. به‌ویژه سوسن حاجی‌پور که دوست ندارد حضور در المپیک و سهمیه‌ی دلچسب این بازی‌ها را به‌راحتی از دست بدهد. وی می‌گوید: برای گرفتن بهترین نتیجه در مسابقات آسیایی ویتنام و المپیک تمرین کرده‌ام و امیدوارم نتایج خوبی به‌دست آورم. ویتنام مسابقه‌ی خوبی است و من با تمام توان تلاش می‌کنم تا با کسب بهترین نتیجه، جایی برای مسابقه‌ی انتخابی نگذارم.

این بانوی پرتوان و باانگیزه، نتایج ضعیفش در مسابقات جهانی هلند را آماده نبودن و قرار نداشتن در شرایط مسابقه می‌داند و اظهار می‌کند: پس از کسب سهمیه‌ی المپیک در تایلند، بلافاصله تمریناتم را آغاز کردم و شرایط تمرینی خوبی داشت، اما زمانی که در تورنمنت هلند شرکت کردم، برای شرکت در این مسابقات، بازی تدارکاتی و آماده‌سازی نداشتم و به آمادگی صددرصد نرسیده بودم و نتوانستم آن‌طور که باید ظاهر شوم.

[ms 2]

حاجی‌پور که در وزن پنجم مبارزه می‌کند، معتقد است که در این وزن می‌تواند نتیجه‌ی بهتری کسب کرده و به خوش‌رنگ‌ترین مدال آسیایی دست یابد. به هر روی، این بانوی موفق تکواندوی ایران، هم اکنون در آمادگی کامل به‌سر می‌برد و برای کسب بهترین نتیجه و خوش‌رنگ‌ترین مدال به ویتنام می‌رود.

وی در خصوص انتخاب گزینه‌ی نهایی برای حضور در المپیک می‌گوید: پدرم مربی تکواندو بوده و از کودکی آموزش‌هایی به من داده که برای حضور در رقابت‌های المپیک بوده است. هدفم از ابتدا حضور در این مسابقات است.

وی در ادامه‌ی صحبت‌های خود تأکید می‌کند: سهمیه‌ی المپیک را خودم کسب کرده و برای آن زحمت بسیاری کشیده و سختی دیده‌ام تا امروز به اینجا برسم. امیدوارم با دعای خیر مردم و تلاش خودم به المپیک لندن بروم.

راحله آسمانی، رقیب سرسخت بانوی تکواندوکار سخت‌کوش ایران است. حاجی‌پور درباره‌ی این رقیبش اظهار می‌کند: من از ابتدا با اعضای تیم ملی تمریناتم را ادامه دادم و امیدوارم هم‌تیمی‌هایم بهترین نتیجه را در مسابقات آسیایی کسب کنند. اگر پس از مسابقات آسیایی ویتنام، انتخابی برای اعزام فرد مورد نظر به المپیک هم برگزار کنند، من مشکلی ندارم، چون همیشه با مسابقات انتخابی تیم ملی وارد شده و نتیجه گرفته‌ام.

راحله آسمانی نیز که رؤیای مبارزه در المپیک را در سر می‌پروراند، اعتقاد دارد: چهره‌ی فرد المپیکی پس از مسابقات انتخابی مشخص می‌شود. البته اگر انتخابی بگذارند! وی آرزو می‌کند، بتواند المپیکی شده و با کسب مدال زرین ویتنام رقابت در المپیک را تجربه کند.

اما فاطمه روحانی، دیگر رقیب حاجی‌پور در این وزن نیز کارنامه‌ی پرمدالی دارد و برگزاری مسابقات انتخابی را منوط به نتایج ضعیف گزینه‌ی اصلی المپیک و تصمیم مربیان می‌داند. وی می‌گوید: تلاشم را برای حضور موفق در این مسابقات می‌کنم و امیدوارم با شکست رقبای المپیکی‌ام صاحب مدال شوم.

سوسن حاجی‌پور، تکواندوکار وزن پنجم ایران در رقابت‌های قهرمانی آسیا در ویتنام که قول مدال را داده بود، دور از انتظار ظاهر شد و در دور نخست برابر نماینده‌ی چین تایپه شکست خورد و حذف شد.

راحله آسمانی، نماینده‌ی وزن ششم ما نیز در این مسابقات کم‌فروغ ظاهر شد و در اولین دیدار خود برابر تکواندوکار ژاپنی با نتیجه‌ی ۱۱ بر ۶ شکست خورد و از گردونه رقابت‌ها کنار رفت.

فاطمه روحانی از میان این سه تکواندوکار، نتایج بهتری را کسب کرده و توانست در رقابت‌های آسیایی ویتنام به مدال برنز برسد.

باید دید در مجموع و با نظر سرمربی کره‌ای تیم ملی، از بین سوسن حاجی‌پور، فاطمه روحانی و راحله آسمانی کدام یک بلیت پرواز به لندن و شرکت در رقابت‌های المیپک را از آنِ خود می‌کنند.

 

قله‌های افتخار زیر پای زن مسلمان خواهد بود

رهبر معظم انقلاب:
بخش‌هاى قهرمانى کوه‌نوردى و صعود کوه‌نوردان به قله‌هاى مرتفع جهان باید بتواند مردم را به اصل این ورزش ترغیب کند و اصولا مهم‌ترین تأثیر و هنر ورزش قهرمانى این است که به‌عنوان یک الگوى رفیع بتواند مردم را به‌سوى دامنه‌هاى ورزش فرابخواند. عزم و اراده‌ی کوه‌نوردان بر انگیزه‌هاى درونى، از امتیازات برجسته و ممتاز این رشته‌ی ورزشى است و از مسئولان ورزش می‌خواهم که براى همگانى کردن این ورزش و نیز انعکاس جهانى دستاوردهاى آن، اهتمام و تلاش بیشترى به‌کار ببندند. حضور بانوان با حجاب اسلامى در میدان‌هاى ورزشى در واقع بیان‌کننده‌ی پیام معنوى به دنیایى است که تلاش گسترده‌اى براى مقابله با معنویت و ارزش‌هاى دینى در آن انجام مى‌گیرد.

آغاز فعالیت بانوان در رشته‌ی صعودهای ورزشی مربوط به برگزاری یک دوره آموزش آکادمیک در فروردین ۱۳۷۴ در همدان است و نخستین تیم ملی بانوان کشور نیز دو سال بعد با میزبانی ایران برای برگزاری مسابقات قهرمانی آسیا تشکیل شد. اولین اعزام برون‌مرزی تیم ملی صعودهای ورزش بانوان مربوط به مسابقات اندونزی در سال ۸۴ است که از آن پس بانوان کشورمان هر ساله به‌عنوان یکی از تیم‌های شرکت‌کننده در رقابت‌های آسیایی مطرح بوده است و هر ساله میزبان یکی از رقابت‌های مهم در این رشته می‌باشد. با تلاش مسئولان ایرانی و نایب‌رئیس بانوان این فدراسیون، مجوز حضور بانوان ایرانی در رقابت‌های آسیایی با حجاب اسلامی صادر شد و فدراسیون آسیایی، لباس ورزشکاران ایرانی را مورد تأیید قرار داده است.

[ms 0]

عصر آخرین روز فروردین ماه سال ۹۱ بود که بالاخره فرصتی پیدا شد تا بتوانیم با دو بانوی سنگ‌نورد کشورمان مصاحبه کنیم. بعد از کلی ترافیک در خیابان پاسداران، به محل فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی رسیدم و در ابتدای ورودمان، با ساک‌های کوهنوردان و رفت‌وآمد مسئولان فدراسیون برای هماهنگ کردن برنامه‌های اعزام تیم ملی سنگ‌نوردی کشور به مسابقات قهرمانی آسیا در چین، مواجه شدیم. بعد از نزدیک به دو ساعت انتظار و پایان صحبت‌های رئیس فدراسیون، «الناز رکابی» و «فرناز اسماعیل‌زاده» برای مصاحبه در دفتر روابط عمومی فدراسیون کنار ما نشستند تا به سؤال‌های ما پاسخ دهند.

الناز رکابی متولد تیرماه سال ۶۸، و فرناز اسماعیل‌زاده متولد اردیببهشت ۶۷ و هر دو اهل زنجان هستند. این دو سنگ‌نورد که از دوستان قدیمی محسوب می‌شوند، راه یکسانی را برای حضور به تیم ملی داشتند. الناز و فرناز از سال ۸۰ وارد رشته‌ی سنگ‌نوردی شدند و یک‌سال بعد در دو رشته‌ی متفاوت در کشور، به عنوان قهرمانی دست یافتند. نکته‌ی جالب این‌جاست که این دو سنگ‌نورد از خانواده‌ای ورزشی هستند و فرناز به غیر از برادرش که سنگ‌نورد حرفه‌ای است، پدرش هم از کوهنوردهای طراز اول کشور محسوب می‌شود. الناز نیز به‌واسطه‌ی نایب‌قهرمانی برادرش در مسابقات قهرمانی آسیا در سال ۸۰ وارد این رشته شده است.

الناز رکابی که دانشجوی زمین‌شناسی دانشگاه زنجان است، درباره‌ی تمرینات خود گفت:
شش روز در هفته و هر روز سه ساعت تمرین می‌کنم. البته این شانس را هم داشته‌ام در شهری تمرین کنم که امکانات خوبی در رشته‌ی سنگ‌نوردی دارد. از سال گذشته نیز با حمایت‌های مدیر تربیت بدنی استان زنجان، صاحب یک سالن اختصاصی شده‌ایم که همین امر، شرایط بهتری برای تمرین کردن ما به‌وجود آورده است.

[ms 1]

چارقد: آیا سنگ‌نوردی با داشتن پوشش اسلامی برای یک بانوی ورزشکار، مانع محسوب می‌شود؟

الناز رکابی: من همیشه اعتقاد داشته‌ام که زن مسلمان دارای چنان قدرتی است که هیچ چیزی مانع آن نمی‌شود، چه برسد به حجاب که جزیی از اعتقادات اوست. من به‌عنوان یک زن ایرانی و مسلمان، خود را متمایز از سایر زن‌ها می‌دانم و هیچ‌گاه حجابم را نخواهم فروخت. ما ورزشکاران مسلمان می‌خواهیم ثابت کنیم که قله‌های افتخار زیر پاهای ما خواهد بود. البته ورزشکاران خارجی از دیدن پوشش ما تعجب می‌کنند، چون سنگ‌نوردی با لباسِ پوشیده نسبت به لباس آنها سخت‌تر است، ولی همه‌ی این سختی‌ها را به جان می‌خریم.

فرناز اسماعیل‌زاده که دانشجوی رشته‌ی گیاه‌شناسی است، درباره‌ی این سؤال گفت:
حضور ما با پوشش اسلامی در رقابت‌ها سبب شد که سال گذشته، ورزشکاران روسی و لهستانی که در مسابقات قهرمانی فجر در ایران شرکت کرده بودند، تصمیم بگیرند با حجاب اسلامی در رقابت‌ها شرکت کنند و در شرایط یکسان به رقابت بپردازند. البته ورزشکاران اندونزی هم با حجاب اسلامی در مسابقات شرکت می‌کنند، ولی نوع پوشش آنها کمی بازتر از ماست.

[ms 2]

چارقد: امکانات سنگ‌نوردی ایران در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟

فرناز اسماعیل‌زاده: نسبت به خیلی از کشورها امکانات خوبی داریم، ولی نسبت به کشورهای طراز اول و صاحب‌نام سنگ‌نوردی، از امکانات کمتری برخورداریم. ما حتی یک دیواره‌ی استاندارد سرعت در کشور نداریم. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا حداقل یک دیواره‌ی سرعت در تهران داشته باشیم و رکوردهای خود را بهبود ببخشیم.

چارقد: آیا مربیان ما با آخرین دانش سنگ‌نوردی آشنا هستند؟ میزان علم آنها در این باره چگونه است؟

الناز رکابی: سؤال خوبی بود؛ چراکه مربیان ما از نظر اطلاعات تئوری در سطح پایینی قرار دارند. ممکن است از نظر قدرت بدنی، کمتر از ورزشکاران دیگر نباشیم، ولی متأسفانه مربی نداریم و اصول خوب تمرین کردن را بلد نیستیم. اتریش به‌دلیل داشتن امکانات، تجربه و مربی، علم سنگ‌نوردی بالایی دارد. امیدوارم با استفاده از مربیان آنها بتوانیم سطح مربیان داخلی را بالا ببریم.

چارقد: با این همه تلاش و تمریناتی که انجام می‌دهید، چرا این رشته و ورزشکاران آن در جامعه ناشناخته‌اند؟

الناز رکابی: ما نسبت به بازیگران و حتی سایر ورزشکاران گمنام هستیم. حتی رسانه‌ها نیز علاقه‌ی چندانی به پوشش فعالیت بانوان سنگ‌نورد ندارند. بهتر است مسئولان این رشته را که باعث افزایش روحیه‌ی ورزش همگانی و تربیت جسم می‌شوند، به مردم معرفی کنند تا رسانه‌ها را جذب کرده و باعث بهبود ورزش کشور شوند.

فرناز اسماعیل‌زاده: افزایش تعداد مسابقات سنگ‌نوردی و میزبانی ایران برای مسابقات آسیایی می‌تواند علاوه بر جلب رسانه‌ها، تماشاگران زیادی را نیز جذب کند و با تبلیغات تلویزیونی و روشن کردن ابعاد ورزش سنگ‌نوردی، باعث جذب مردم به این رشته‌ی ورزشی شود.

چارقد: ازدواج کردن تأثیری در ادامه‌ی ورزش قهرمانی شما دارد؟

فرناز اسماعیل‌زاده: همه چیز بستگی به هدف درونی انسان دارد و هر کسی باید برای خود مشخص کند که تا کجا می‌خواهد ورزش را ادامه دهد. اگر این مسیر مشخص باشد، هیچ‌چیز مانع رسیدن به هدف نمی‌شود. ما حتی زنانی را در مسابقات دیده‌ایم که با وجود بارداری، به فعالیت خود در این رشته ادامه دادند و صاحب عنوان قهرمانی شدند.

چارقد: هوش و ذکاوت در این رشته تاثیری دارد؟

الناز رکابی: در مسابقات سنگ‌نوردی، قبل از صعود، طراحان یک مسیر را روی دیواره طراحی می‌کنند که سنگ‌نورد، با هوش و تجربه‌ای که دارد باید در مدت شش دقیقه مسیرخوانی کند و زمانی که صعود خود را آغاز می‌کند، باید با استفاده از همین هوش و تجربه، در کمترین زمان ممکن تصمیم‌گیری کرده و حرکت اشتباه خود را تصحیح کند تا بتواند «کراکس» را که سخت‌ترین قسمت سنگ‌نوردی است، پشت سر بگذارد. زمانی که مسیر را به انتها می‌رسانیم، حس می‌کنیم که تمرینات سختی که انجام داده‌ایم، نتیجه داده و به‌عنوان یک ورزشکار به خود افتخار می‌کنیم.

فرناز اسماعیل‌زاده: همه‌ی ورزش‌ها در افزایش استعدادهای فردی تأثیرگذار است، اما سنگ‌نوردی به‌واسطه‌ی مسیرخوانی در کمترین زمان، سرآمد تمام رشته‌هاست. به‌پایان رساندن یک مسیر سنگ‌نوردی چنان احساسی دارد که قابل وصف نیست و هر کسی باید خودش آن را تجربه کند.

چارقد: استرس خود را قبل از مسابقه چگونه کم می‌کنید؟

فرناز اسماعیل‌زاده: توکل به خدا و آرامشی که یاد خدا به من می‌دهد، باعث می‌شود استرسم در مسابقات کمتر شود و از خدا می‌خواهم با کمکی که به من می‌کند، تلاشم به نتیجه برسد و بتوانم نتیجه‌ی دلخواه را گرفته و مزد زحماتم را بگیرم.

چارقد: و اما سؤال آخر: از مسئولان ورزش چه انتظاری دارید؟

فرناز اسماعیل‌زاده: از مسئولان به‌خاطر حمایت‌هایی که از ورزش بانوان داشته‌اند، تشکر می‌کنم و خواهش می‌کنم توجه بیشتری به ورزش بانوان داشته باشند و اعزام‌های برون‌مرزی در رشته‌ی سنگ‌نوردی را بیشتر کنند تا بتوانیم با کسب تجربه‌ی بیشتر و استفاده از امکانات ورزشیِ روز دنیا و با کسب عنوان‌هایی درخور نام ایران، پاسخ اعتماد آنها را بدهیم.

الناز رکابی: یک ورزشکار، ۵۰ درصد از عمر خود را صرف قهرمانی می‌کند. امیدوارم مسئولان شرایطی را فراهم کنند که این نیمه از عمر ما سودمند باشد و هم‌چنین امیدوارم تا به امکاناتی که نیاز داریم، مانند مربی که نداریم و اطلاعات علمی در این رشته که متأسفانه پایین است، برسیم.

 

قانون منع ورود دختران تنها به پیست اسکی؛ خوب یا بد؟

[ms 0]

در روزهای گذشته انتشار خبری مبنی بر اینکه دختران تنها و بدون سرپرست قانونی مثل پدر، همسر، مادر و یا برادر حق ورود به پیست‌های اسکی را ندارند، بازتاب‌های وسیعی در کشور داشت و به سرعت مطالب انتقادی در خصوص این قانون منتشر شد.

برخی سایتها این اقدام را نوعی توهین به زن دانستند و معتقد بودند که این قانون برای اینکه مشکل و مفسده‌ای در پیست ها رخ ندهد، برای نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان محدودیت ایجاد کرده است و معتقد بودند که این مردان هستند که اغلب با مزاحمت‌هایشان برای دختران مشکلاتی را بوجود می‌آورند. پس چرا باید از ورود زنان جلوگیری شود و نه مردان؟

گروهی نیز بر این باور بودند که این قانون نوعی توهین به جامعه مردان است و مردان را موجوداتی بی‌اختیار توصیف کرده است که برای مهار آنها باید از حضور زنان در کنار آنها جلوگیری کرد.

برای پاسخگویی به این موضوع باید قضیه را از چند بعد و از زوایای مختلف بررسی کرد:
در وهله اول باید توجه داشت که طبق این قانون از ورود زنان بطور مطلق جلوگیری نشده است و این انتقاد بسیار غیرمنصفانه است چراکه فقط از زنان و دختران خواسته‌اند که به تنهایی به این اماکن نیایند و اگر دختری یا زنی به همراه مادر، همسر، پدر و یا برادر خود برای استفاده از پیست اسکی بیاید هیچ مشکلی برای ورود نخواهد داشت. خب آیا این بد است؟

آیا کسی با اینکه از دختران خواسته شده تنها به این اماکن که معمولا مختص متوملین و طبقه ثروتمند جامعه است نیایند، مشکلی دارد؟! کسانی که این قانون را نمی‌پسندند همان کسانی هستند که دقیقا قصد بوجود آوردن ناهنجاری را دارند و می‌خواهند با حضور در این اماکن و رفتارهای زننده خود در مقابل جنس مخالف، نیازهای روحی و نیاز به دیده شدن را در خود ارضاء کنند.

شاید برخی بگویند پدر و مادر ما مسن هستند و هیچگاه به پیست اسکی نمی‌آیند که باید در پاسخ به این افراد یادآور شد که حضور در پیست اسکی تنها برای اسکی کردن نیست بلکه مکانهایی برای استراحت، صرف غذا و تماشای پیست در نظر گرفته شده و کسانی که تمایل به انجام این ورزش ندارند می‌توانند آنجا باشند.

کسانی هم که معتقد بودند این قانون در واقع مردان را بی‌حرمت کرده است و شخصیت مردان را به گونه‌ای ترسیم کرده است که از خود اختیاری ندارند و باید از ورود زنان برای نلغزیدن مردان جلوگیری کرد باید بدانند که اگر اینطور بود پس چرا در سطح جامعه اجازه حضور زن و مرد در کنار یکدیگر داده شده است و در تمام کشورها زنان و مردان حتی بصورت همکار در کنار یکدیگر مشغول به فعالیت اجتماعی هستند.

[ms 1]

بهتر است فراموش نکنیم که منع ورود به یک مکان و یا به عبارت دیگر تبعیض جنسیتی در نوع ورود به برخی اماکن چیزی نیست که در کشور ما تازگی داشته باشد تا جایی‌که این جلوگیری خیلی اوقات در مورد مردان مجرد نیز اعمال شده است اما مردان اعتراضی نداشته‌اند. مثلا در سینماها و برخی از رستورانها در طبقه دوم و یا در بخشی که از کل آن مجموعه جدا شده است کلمه «لژ خانوادگی» را بر روی تابلویی دیده‌ایم و خوب می‌دانیم که ورود افراد مجرد به این قسمت ممنوع است، البته فقط مردان مجرد. یعنی اگرچه مخاطب آن تابلو کلیه افراد مجرد هستند اما دختران حتی اگر مجرد هم باشند می‌توانند به راحتی از این قسمت‌ها استفاده کنند اما پسران مجرد خیر. اما پسران هیچگاه این موضوع را توهین تلقی نکرده‌اند و پذیرفته‌اند که این کار به نوعی ایجاد آرامش فکری و آسایش برای خانواده‌‌ها است. در مورد پیست اسکی نیز موضوع به همین شکل است و از دختران تنها و مجرد جلوگیری شده است و علت آن نیز رفتارهای زننده و حرکات شرم‌آور برخی دختران است.

فارغ از این مطالب اصلا پیست اسکی جایی است که قشر خاصی توان استفاده از آن را دارند و کلا اسکی در زمره ورزشهای گران و مختص ثروتمندترهای جامعه قرار می گیرد. حال جامعه ما را چه شده است که اینقدر علیه قانونی که در جهت جلوگیری از ناهنجاری وضع شده جبهه می‌گیرد و خواستار لغو این قانون هستند؟!

موضوع دیگر اینکه کلا باید برای رفع این معضلات بصورت ریشه‌ای چاره‌اندیشی بشود. برای رسیدن به نقطه‌ای که مفسده و مشکلات در اماکنی که هم زنان و هم مردان هستند بوجود نیاید باید ببینیم کشورهای دیگر که حجاب آنچنانی و پایبندی به اصول دینی چندانی هم ندارند چه کرده‌اند که برایشان مشکل و مزاحمتی بوجود نمی‌آید؟ تنها دلیل موفقیت آنها را می‌توان در اجرای صحیح و دقیق قوانین و سد شدن قانون در مقابل متخلفین خلاصه کرد.

بی تردید آنچه واضح است این است که در ایران خلاء قانونی و عدم اجرای صحیح قانون وجود دارد. وگرنه کسی نباید حق مزاحمت و یا حریم‌شکنی داشته باشد. البته قانون‌شکنی و مزاحمت را نباید فقط از جانب مرد دانست زیرا دختری که خلاف شئونات و دستورات و قوانین دینی و عرفی کشور لباس بپوشد یا رفتار کند در واقع به نوعی ایجاد مزاحمت برای اجتماع و به مخاطره انداختن سلامت اخلاقی به حساب می‌آید.

نا گفته نماند که بخشی از جلوگیری‌ها هم برای پیشگیری است و قانونگذار و تصمیم‌گیرنده به این نتیجه رسیده است که تا زمانیکه خلاء قانونی حل نشده و شاهد عدم اجرای دقیق قوانین در کشور هستیم برای پیشگیری از مشکلات و ممانعت از بروز مفسده، باید به دنبال راهکارهای کوتاه مدت بود تا بتوان شرایط فعلی را حفظ کرد و در عین حال برای برنامه‌های بلند مدت نیز برنامه‌ریزی کرد.

به بیان دقیق‌تر سیاستگذاران تلاش کرده‌اند با تزریق مسکن سعی کنند بطور موقت درد را از جامعه بگیرند و در عین حال بدنبال حل این مشکلات بصوریت اساسی و ریشه‌ای در بلندمدت باشند که این اقدامی شایسته به نظر می‌آید.