اعتراض

نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم؛ از کجا باید بگم از دل خستگی‌هام، از سوال‌هایی که هر روز و هر ثانیه ذهنمو به خودش مشغول می‌کنه، از جواب‌هایی که یک جورایی برای قانع کردن خودم به خودم می‌گم؛ از کجا باید شروع کرد؟

حرفم را از اعتراضاتی که نسبت به همه چیز و همه کس دارم شروع می‌کنم؛ مثل یک چشم به هم زدن گذشت. سه نسل گذشته و حالا ما رو نسل سومی خطاب می‌کنند. از اون سال‌ها خیلی گذشته. خیلی تغییر کردیم. خیلی چیزها رو به دست آوردیم و خیلی چیزها را از دست دادیم. افتخاراتی کسب کردیم که عین اون تو دنیا خیلی کم، هر روز در حال جستجو و در حال کسب کردنیم. به دست میاریم و از دست می‌دیم.

ولی می‌دونید چرایی ذهن من کجاست؟ می‌دونید اعتراض من به چیه؟ بد نیست به گذشته برگردیم؛ به سال‌هایی که همه در کنار هم بودند، همه با هم متحد بودند، زمانی که همه غم همو می‌خورند، زمانی که آدم‌ها حاضر بودند جون‌شونو برای هم بدند.

ادامه اعتراض

از پارلمان سبز تا انتخاباتی رو سفید با خط قرمزهای یک خبرنگار

فکرش را بکنید؛ مخالفت‌های خانواده از یک طرف، توصیه‌های برادری بزرگ‌تر که تو را به تحصیل و تحقیق و تدریس می‌خواند و سخت‌تر از همه، شرط اولیه‌ی همسر برای عدم اشتغال به کار خبرنگاری، انگیزه‌ای برای «کوه خضری» شدن باقی می‌گذارد؟ این همدلی و همراهی‌های صمیمانه!! را بگذارید کنار آن نگاه سنتی رایج میان خانواده‌های ایرانی که اصل کار کردن دخترها را خارج از خانه نمی‌پذیرد؛ چه رسد به این‌که این کار کردن، خبرنگاری باشد؛ با آن حاشیه‌های هیجانی دردسر آفرینش!
خبرنگار امور مجلس واحد مرکزی خبر، هفته‌ی آخر بهار ۱۳۶۰ به جغرافیای خاکی و پر مخاطره‌ی زمین قدم نهاد و از همان کودکی، علاقه‌ی وافری به اخبار و سایر متعلقاتش نداشت که هیچ! به شدت هم روی‌گردان بود!! کارشناس علوم اجتماعی است و ۴ سالی می‌شود زیر سقفی در یکی از محلات شرق تهران، ثانیه‌های زندگی‌اش را باهمسر مهربانششریک شده است. و البته یک ماشین شخصی هم داشتند که خبرنگار ما عید پارسال با هنر رانندگی‌اش آن را به آهن پاره‌ای تبدیل فرمودند! همین و دیگر‌… هیچ که نه‌! باقی‌اش را از زبان خودش بخوانید:

ادامه از پارلمان سبز تا انتخاباتی رو سفید با خط قرمزهای یک خبرنگار

سیاست جنسیتی در اسلام

چند وقت پیش که طبق معمول داشتیم اخبار ۲۰:۳۰ رو می‌دیدم، ویژه برنامه‌ی جالبی داشت که خیلی توجهم رو به خودش جلب کرد.

مصاحبه با بعضی از کاندیداهایی که توی انتخابات مجلس سری قبل شرکت کرده بودند!

مصاحبه با نفر اول: (پدری حدودا ۶۰ ساله با لهجه‌ای شیرین)

– ببخشید پدر جان برنامه‌ی شما چیه؟

– برنامه ی من اینه که کاری کنم نانوایی‌ها ساعت ۶ صبح مشغول به کار بشن!

مصاحبه با نفر دوم: آقایی که یک کتاب قانون چند صفحه‌ای نوشته بودند به امید این‌که در پیشبرد اهداف‌شون و کمک به کشورش از اون استفاده کنند!

مصاحبه با نفر سوم: بنده خدا یادشون رفته بود چه برنامه‌ای دارند و به چه منظوری شرکت کردند. البته سعی هم کردند توی برگه‌هایی که دست‌شون بود پیداش کنند ولی متاسفانه موفق نشدند.

ادامه سیاست جنسیتی در اسلام

مجلس هفتم در حوزه زنان «چند مرده حلاج» بود؟

اشتیاق کمتر از ۸ درصدی زنان به عنوان نیمه پنهان جامعه برای ورود به جایگاه قانون‌گذاری و نمایندگی از تمام اقشار زنان در حالی است که مسابقه‌ی عجیبی میان مردان بدون چانه زدن بر سهم خود در خانه‌ی ملت این روزها برقرار است. وقتی کارنامه‌های مکتوب و غیر مکتوب ادوار مختلف مجلس را تورق می‌کنی یا می‌شنوی، باید بسیار چشم و گوشت به لغت زنان حساس باشد تا شاید واژه‌ای، عکسی، نوشته‌ای و یا نانوشته‌ای بیابی وگرنه هیچ‌گاه گزارش داوطلبانه‌ای از نمایندگان در این حوزه ارائه نمی‌شود؛ آن هم نمایندگانی که سبد آن‌ها به همان میزان که از آرای مردانه پر است و شاید بیشتر، آرای زنانه در خود جای داده است. شاید اگر زمان بگذرد دیگر نتوان جست وجو و کشف کرد که عملکرد چهار ساله‌ی یک مجلس در حوزه مسائل مربوط به زنان چیست؟ چرا که به جرات می‌توان گفت هیچ آرشیوی چنین رویکردی را تا‌کنون سند نکرده است. بهترین زمان برای بررسی عملکرد مجلس همین روزها است که تقریبا یک دوره کامل از عمر آن می‌گذرد و دیگر همه چیز از مرز شعار و وعده گذشته، اخبار هر آن‌چه که مجلس کنونی یعنی مجلس هفتم انجام داده موجود است و تا به تاریخ و آرشیوهای دور از دسترس نپیوسته می‌شود فهمید که نمایندگان مجلسی که نام اصولگرایی را بر خود نهاده در حوزه زنان «چند مرده حلاج» بوده‌اند.
مجلس هفتم با تشکیل کمیته زنان و خانواده به عنوان یکی از کمیته‌های فرعی کمیسیون فرهنگی مجلس و تشکیل فراکسیون زنان هر چند منتقدان بسیاری از درون و بیرون مجلس عملکرد آن‌ها را سنجیده و نمره چندان مثبتی نداده‌اند اما اراده و حساسیت خود را ولو در نام به موضوع زنان نشان داد.

ادامه مجلس هفتم در حوزه زنان «چند مرده حلاج» بود؟

من یک چهره‌ی سیاسی ناشناخته‌ام

«این چه وضع مملکته؟ هیچ چیز سر جاش نیست، اون از اتوبوس‌های شلوغ، مینی‌بوس‌های پر از دود، تاکسی‌ها با کرایه‌ی زیاد، موتورها که یک دفعه می‌پیچند تو پیاده رو، دوچرخه که فقط آقایون حق استفاده دارند، اونم از کفش،کفش!

مگه نمی‌بینی قیمت را می‌زنند ۱۶ هزار تومن، میگی قیمت مناسبِ حداقل یک سال شمسیه! می‌خری می‌شه یک ماه، درب و داغون! می‌مونی مگه اصطکاک کفش با زمین چقدر بود که این بلا سر کفش آمده! خوبه فقط چند بار مهمانی رفته باشی، اونم کوچه پشتی!

کفش که این طور؛ کیف رو نگو، کیف که می‌گی هر چه گران‌تر، بهتر! ‌می‌خری می‌بینی ای بابا بر عکس بوده، باز لااقل اگر ارزان بود می‌گفتی ارزان است، گران بود و خود به خود فرسوده شد، رنگش هم که با اولین باران بهاری از مشکی به خاکستری و با دومین باران به مسی تبدیل شد، کجای ممکلت درسته؟!

می‌خوای یک پرس غذا را بیرون بخوری، باید کلی پول تو جیبی‌های یک ماهه را یک شبه بدی که تازه از کجا معلوم کیفیت غذا خوب باشه؟ برنجش شفته و خورشتش شور نباشه! ساندویج که هیچی از بس فلفلیه که آدم می‌مونه پول فلفل داده یا پول ساندویچ!

ادامه من یک چهره‌ی سیاسی ناشناخته‌ام

هیلاری؛ فمینیست یا طرفدار حقوق مردان؟

با نامزدی هیلاری کلینتون برای ریاست جمهوری آمریکا باز هم همان زخم کهنه و قدیمی تبعیض جنسیت سر باز کرده و رفتارهای دوگانه هیلاری موجب شده طرفداران و منتقدان وی موضوع جنسیت و یا فمینیست بودن یا نبودن وی را دستاویزی برای مخالفت و یا موافقت خود قرار دهند. زن بودن هیلاری کارش را سخت کرده. چرا که وی مجبور است بسیار بیشتر از رقبای انتخاباتی مرد خود محتاطانه عمل کند تا بتواند توجه عموم را به خود جلب نماید.

ادامه هیلاری؛ فمینیست یا طرفدار حقوق مردان؟

بشور، بساب، بپز!

– میترا: من می‌گم باور اکثر مردها اینه که ما ناتوان‌تر از اون‌ها هستیم و از عهده‌ی انجام کارهای مهم سیاسی بر نمیایم و به هر نحوی که شده می‌خوان جلو ما رو بگیرن تا وارد کارهای سیاسی نشیم. اصلا چشم ندارن ببینن ما ازشون بهتریم.

– فخرالسادات: ببینم اصلا تو دنبال چی هستی؟ می‌خواهی وارد کارهای سیاسی بشی چون واقعا دلت می‌خواد یا فقط می‌خواهی ثابت کنی می‌تونی از مردها بهتر باشی.

– میترا: هر دوش؛ ولی اول از همه می‌خوام ثابت کنم می‌تونم از مردها برتر باشم.

– فخرالسادات: خیلی خب! آیا درسته که برای اثبات توانایی‌هات از بی‌راهه بری؟ مثلا برای رفتن به جنوب به سمت جاده‌ی شمال حرکت کنی؟

– میترا: نه خب! درست نیست.

ادامه بشور، بساب، بپز!

از جامدادی تا سیاست

کل کلای من و سهیلا تمومی نداشت. همیشه سر همه چیز با هم اختلاف نظر داشتیم. سمانه که میومد با پا در میونی اون بحث‌های ما دو نفر هم تقریبا جمع‌بندی می‌شد چون پخته‌تر فکر می‌کرد و حرف می‌زد.

این دفعه بحث من و سهیلا سر این قضیه بود که آیا زن‌ها می‌تونن و باید در امور سیاسی و سیاست دخالت کنن یا نه! آیا حضور اون‌ها در عرصه‌های سیاسی زیان‌باره یا لازم‌؟

ادامه از جامدادی تا سیاست

مادر! فریاد بزن حقت را

۱- مادر! صدای گام‌های ژرفت را شنیدم که به طواف مزار پدر همه‌ی تاریخ آمده بودی! اشک می‌ریختی و می‌خواندی! چه خوب به خاطر دارم ابتدای شعرت را؛ که آمیخته با حزن غریب تو بود؛ آمیخته با شکوائیه از اهریمن، مادر! تو می‌خواندی و علی‌(ع‌) اشک می‌ریخت و فرزندانت تکرار می‌کردند تا به خاطر بسپارند تا پس از قرن‌ها این صدای مظلومیت تو به گوش همچون منی برسد.

ادامه مادر! فریاد بزن حقت را

ما حامیان حقوق بشر شدیم!

گفتند شفاف‌سازی! روزی سه بار، صبح، ظهر، شام و … شاید هم بیشتر! در روزنامه‌ها، مجلات، صداوسیما، سخنرانی‌ها و …؛ کم کم باورمان شد باید همه جا و همه چیز شفاف باشد. ما هم شروع کردیم به شفاف سازی. دیوارها مزاحم بودند؛ تا آن جا که می‌شد برشان داشتیم؛ همه جا اُپن شد!

پنجره‌ها را بزرگ کردیم. رو به رو. مشرف به هم… . مباد که متهم شویم به شفاف نبودن.
از خانه‌های یکی دو طبقه، اشراف کامل نبود. خراب‌شان کردیم. جای‌شان برج سبز شد؛ هر روز بالاتر از دیروز؛ و وسعت دیدمان عجیب زیاد شده بود.
شفاف‌سازی داشت کامل می‌شد. کافی بود اراده کنی تا از پنجره‌ی خانه‌ات تک تک همسایه‌ها را بررسی کنی.

ادامه ما حامیان حقوق بشر شدیم!

کن کووور زن وسیاست!؟

۱٫ یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح می‌دهد؟
الف – جمهوری کمونیستی
ب – جمهوری فمینیستی
ج – هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشه
د – جمهوری کیلو چنده! شوهر منیژه سالی دو بار منیژه رو می‌بره دوبی اون وقت من باید صب تا شب بشینم کنج این خونه مملکت رو اداره کنم.

۲٫ نام نخست وزیر فقید پاکستان که چند وقت پیش به قتل رسید. ….. بوتو
الف – بی نظیر بوتو
ب – کم نظیر بوتو
ج – یه دختر دارم تا نداره بوتو
د – بابا همه جا ریخته! بوتو

۳٫ کدام گزینه زیر را مسبب اصلی ترور خانم بوتو می‌دانید!
الف – گزینه ب
ب – گزینه جیم
جیم – گزینه دال
د – علی دایی!

ادامه کن کووور زن وسیاست!؟

عکس خورشید

۱
همیشه هستم/ آن روز…/ آفتاب زده بود که رفتم پشت بام و مادر را دیدم. رنگ و رویش زرد شده بود. کاش می‌شد به او سر بزنم‌! عصر قرار است استاد حسن بیاید گوشه حیاط حمام بسازیم. خدا لعنت کند این قلدر را که دستور داد چادر از سر ما بکشند. صبح گوهر مدرسه نرفت؛ شاید دیگر هم نرود. پرسیدم چرا نمی‌روی؟ توی چشم‌هایم نگاه کرد و گفت: «قرار است عکاس باشی بیاید از ما عکس بگیرد. بدون حجاب!».

ادامه عکس خورشید

پارادوکسی لطیف

زنان ایران زمین سال‌ها الگوی رفتاری خود را بر اساس آن چه در طول اعصار گذشته با آن خو گرفته بودند برنامه‌ریزی می‌کردند. بر اساس این انگاره‌ها، زنان سال‌‌ها بدون هیچ حق و حقوق مدنی فقط متعلق به حوزه‌ی خانواده بودند و راز عزت زن در فرمان‌برداری بی‌چون و چرای او بود.

اقدامات چندی که زنان در جریان انقلاب مشروطه از خود نشان دادند، باعث شد حاشیه‌نشینی زنان قانونی شده و طبق ماده ۱۰ و ۱۳ قانون انتخابات مصوب، جامعه زنان از حق رای و حق انتخاب شدن محروم شدند. در زمان پهلوی اول با کشف حجاب، زنان دو گروه شدند؛ گروهی به دلیل کشف حجاب خانه‌نشین شده و گروهی برای فاصله‌گیری از سنت به سمت جامعه و فعالیت‌های بیرون از منزل رو آوردند. این شکاف در دوران پهلوی دوم به اوج خود رسید. و باز این دوران نیز قادر به برآورده کردن خواسته‌های قانونی و حقوقی جامعه زنان نشد.

ادامه پارادوکسی لطیف

سیاست زور

سیاست در لغت به معنای تدبیر، برای انجام کاری به بهترین نحو ممکن است. اما سیاست در معنای امروزی آن و در عمل یعنی رسیدن به هدف، از هر روش و به هر قیمت‌. و در این معناست که سیاست‌، امروزه بیشتر در ردیف بازی است تا یک علم. که این تعریف مغایر با اخلاق، انصاف و تعالیم دینی است. در این سیاست یا به تعبیر بهتر در این بازی هر چیزی ممکن است به عنوان وسیله مورد استفاده سیاستمداران و سیاست‌بازان قرار گیرد و از آن جمله است‌: اعتقادات‌، آرمان‌ها، عواطف‌، احساسات و حتی شرف و حیثیت و آبرو و …

زن و مرد به عنوان موجودی الهی که مرکب از عقل و احساس‌اند، به تناسب ظرفیت و توانایی خود در پیشبرد اهداف، رفع نیازها و شکوفایی تمدن بشری نقش ایفا کرده و می‌کنند. آن‌چه وجه تمایز زن و مرد در تاریخ پیشرفت بشریت است، ذات و اصل وجودی آن دو نیست؛ بلکه نسبت عقل و احساسی است که در عملکرد خود در این راه به کار می‌برند. زنان به خاطر این‌که عواطف‌، روابط و احساسات، نقش تعیین‌کننده‌تری در تشخیص‌ها و تصمیم‌گیری آنان دارد، متفاوت از مردان هستند که شاید یکی از فلسفه‌های آفرینش انسان از دو جنس متفاوت، همین باشد. این ویژگی اگر چه نقطه قوت و امتیاز زنان در برابر مردان بوده است، اما همواره دستاویزی برای سیاست‌مداران در جهت جلب حمایت و نظر زنان بوده است.

ادامه سیاست زور