کل کلای من و سهیلا تمومی نداشت. همیشه سر همه چیز با هم اختلاف نظر داشتیم. سمانه که میومد با پا در میونی اون بحثهای ما دو نفر هم تقریبا جمعبندی میشد چون پختهتر فکر میکرد و حرف میزد.
این دفعه بحث من و سهیلا سر این قضیه بود که آیا زنها میتونن و باید در امور سیاسی و سیاست دخالت کنن یا نه! آیا حضور اونها در عرصههای سیاسی زیانباره یا لازم؟
۱- مادر! صدای گامهای ژرفت را شنیدم که به طواف مزار پدر همهی تاریخ آمده بودی! اشک میریختی و میخواندی! چه خوب به خاطر دارم ابتدای شعرت را؛ که آمیخته با حزن غریب تو بود؛ آمیخته با شکوائیه از اهریمن، مادر! تو میخواندی و علی(ع) اشک میریخت و فرزندانت تکرار میکردند تا به خاطر بسپارند تا پس از قرنها این صدای مظلومیت تو به گوش همچون منی برسد.



مگر جز اینست که می خواهیم خود را همیشه مسئول بدانیم و در انجام وظیفه به صحنه های جامعه یاریگر باشیم ؟ مگر جز اینست که می خواهیم تاثیرات سیاسی زنان را هم در مشارکت فعالیتهای محوری جامعه مان داشته باشیم ؟ مگر مهم است که آیا ما زنان هم در مرکزیت این سیاست قرار داشته باشیم ؟ مگر آکادومیک زنان چه میزان و اندازه ای تحمل و درک ایفای عمل یک فعالیت سیاسی را دارد ؟ یا اصلا مگر بناهایی چون امور مشارکت زنان که حتی به تغییر نامی ، مرکز امور زنان و خانواده ، ماهیت یافت کم چارچوبی بوده ست ؟ مگر برانادازان ، گروه منافقی که مرتب در پی ایجاد شبهه برای زنان ماست ، نباید تسلیم شود که مراد اکثزیت زنان ما از فعالیت سیاسی ، تاثیر داشتن حضوری مثبت و مفید ست نه محض حضور در مقامات اولیه دولت ؟ مگر در کشورمان ارگانی وجود دارد که حق داشته باشد تبعیض جنسیتی قائل شود در مشارکتهای سیاسی ، که زنان فمینیستی کشورمان دم از (( پیش به سوی عدالت جنسی )) می زنند ؟ قرار گرفتن در رده های اول کشور ما بد نیست ، بحثی ست که باید بیشتر مورد بحث قرار گیرد ، ولی چه جای مقایسه با زنان غربی ؟