وقتی قرار میشود با یکی از حامیان میرحسین موسوی مصاحبه بگیری، و برحسب اتفاق، این مسئول انتخاباتی، «الهه کولایی» است، کار خیلی سختی در پیش نداری؛ الهه کولایی صریح است و حتی وقتی قرار است جواب سؤالی را ندهد، پی نخود سیاه نمیفرستدت و خیلی راحت در مورد قضیهای که همهی اهل سیاست، حتی از نوع عوامزده اش هم از آن خبر دارند، میگوید: «من خبر ندارم، چیزی نشنیدم!»
جالبتر آنکه وقتی با خونسردی کامل، سوالت را در مورد «آغاز تبلیغات موسوی، قبل از زمان قانونی انتخابات« میدهد، بدون رودربایستی از جهتدار بودن سوالت میگوید و انگار که تازه یادش میافتد از سمت و سوی سیاسی «چارقد» بپرسد!

گاهی وقتها که حتی از دور هم دستی بر آتش نداریم، عجیب صاحبنظرانه مینشینیم صدر مجلس و اعتراضهای ریز و درشت و بهجا و نابهجایمان را فریاد میکنیم. انگار که عقل کل شدهایم!
• در مورد سوالات کنکور، برای مثال در درس ریاضی، ۲ نفری که ممکن است هیچ تخصصی هم در رشته ریاضی نداشته باشند، ۳۰ سوال کنکور را انتخاب می کنند.
سرشار از باورهای دنیازدهی باستانی که به عادت همهی ادوار تاریخ، عقل و دل را آلودهی خویش کرده بودند، به سرزمین جدیدی قدم گذاشتم که خوب میدانستم اگر اندکی روح را به امواج زلال آسمانیاش بسپارم، همهی دنیا فراموشم میشود. و این فراموشی حتی اگر لحظهای هم باشد، شکوهش تا همیشه میماند و مرا به ترک دنیا فرا میخواند. آنجا مدرسهی دختران روشندلی بود که امیدشان به خدا و اعتمادشان به خویشتن راه را بر آنان روشن مینمود. آن دریای دلهای روشن را کشیدن نتوان، اما به قدر تشنگی در سبوی قلم خویش به ارمغان لحظههایتان آوردهام، جرعهای همراه شوید: