در این روزهای تبلیغات، هر کدام از حامیان ویژگی هایی دارد که می توان آنها را برشمرد. در این پست سعی می کنم ویژگی های حامیان میرحسین را تبیین کنم. این پست برای خوب یا بد جلوه دادن حامیان میرحسین نیست بلکه تنها تحلیل مشاهدات من از این گروه می باشد.
«همه ی دره دهاتیا به احمدی نژاد رای می دن»
این حرفی بود که از دختری در مترو شنیدم. وقتی تعدادی از هواداران میرحسین موسوی را با دستبندهای سبز و شال های سبز، جوان و خوش تیپ، با اعتماد به نفس و لبخند به لب در تلاش برای تبلیغات، می دید.
یکی از ویژگی های حامیان میرحسین انحصارطلبی آنها است. این انحصارطلبی از همان آغاز با بستن دستبندهای سبز، نشان داده شد و اینگونه خود را از دیگران جدا کردند. بعد از آن هم در برخورد با دیگر حامیان، با قرار دادن خود در موضع برتر، تحقیرشان کردند و می کنند. حامیان میرحسین معمولا افراد ِ رای دهنده به احمدی نژاد را، عامی می دانند.
از جمله مسائلی که در جامعه ی ما به عنوان یک معضل اجتماعی از آن یاد می شود، رواج گسترده جراحیهای زیبائی است که به صورت فراگیر در تمام اقشار جامعه قابل مشاهده است. روند استقبال روزافزون ازجراحیهای پلاستیک علی رغم تلفات بیشمار آن، لزوم تأمل پیرامون این مسأله وبررسی علل آنرا روشن می سازد.
جراحیهای زیبائی به عنوان یک پدیدار جمعی، در برهه ای از زمان در ایران رواج پیدا کرد.
روند صعودی آمار جراحیهای پلاستیک را می توان به عنوان یک » مد » درنظر گرفت. که نشأت گرفته از شرایط اجتماعی- فرهنگی خاص خود است.
«جورج سیمل» معتقد است که «مد» عبارت است از تغییر غیر متمرکز جنبههای فرهنگی زندگی انسان که از یک تنش اساسی و پایهای در وضعیت اجتماعی انسانها ناشی میشود.
مصاحبه های چارقد با شاعران و نویسندگان جوانی است که شاید دارای چهره شناخته شده ای نباشند اما دارای پتانسیل بالا برای خلاقیت هنری وادبی هستند . همین امر موجب گردید که به سراغ اهالی با ذوق ادب وفرهنگ این سرزمین رفته و با آنان مصاحبه ای کوتاه از نواوری ونوع فعالیت های آنان داشته باشیم. آنچه در ذیل می خوانید مصاحبه با خانم زهرا ابراهیم پور است.
خانم ابراهیم پور از اینکه وقت خود را در اختیار مجله چارقد قرار دادید تشکر می کنیم. سوالات ما کوتاه و بیتر در زمینه آشنا سازی مخاطبان با فعالیت و نوع گفتار شعری شماست.
ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند؛ و آنان که توان جنگ دارند، درآموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت ، و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحوارزشمندی که دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمی آورد و دل دشمنان وجاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می لرزاند، اشتغال دارند. و ما مکرردیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه – علیها سلام الله – فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خودگذشته و مفتخرند به این امر؛ و می دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است ، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.
…
با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا ازخدمت خواهران و برادران مرخص ، و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم . و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم . و از خدای رحمان و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.
و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی ها و قصور و تقصیر ها بپذیرند و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سد آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر درخدمتند، والله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است .
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین و رحمه الله و برکاته
«بسم الله الرحمن الرحیم. اناللهواناالیهالراجعون. روح بلند و ملکوتی امام به ملکوت اعلی پیوست . به همین مناسبت ……»
تپش قلب میلیونها نفر در ایران و سراسر جهان بعد از این خبر به گوش می رسد. بیست سال پیش، در چنین روزی آنچه بر مردم گذشت وصف ناشدنی بود. اینکه چه کردند و چگونه کوچ مولا و مقتدایشان را تحمل کردند، در بیان نمیگنجد.
اما در این میان، افرادی بودند که با آن شدت تاثر و ناراحتی، میبایست بر اشک و اندوه خود غلبه کرده و در جلوی چشمان میلیونها نفر ظاهر شوند.
و از جملهی آنها میتوان به گویندگان خبر اشاره کرد. در گفتگویی که میخوانید به سراغ دو تن از گویندگان قدیمی و با سابقهی خبر رفته و حال و هوای آن روزها را مرور میکنیم.
صحبت های حضرت امام (ره) برای بسیاری از ما نا آشنا نیست! کلامی که در هر جا می توان نمونه ای از آن را یافت و شاید به دور از واقع نباشد که ادعا کنیم، با اینکه بیست سال از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می گذرد، هنوز هم می توان، در اکثر موارد، برای یافتن راه مستقیم، جملاتی را از ایشان یافت، چراکه سخنان جامعشان به گونه ای است که در بسیاری از موارد جملاتی را بیان فرموده اند! گفتاری که هم ذهن را از ظاهر به لایه های باطنی هدایت می کند و هم مسیر را می نمایاند.
وقتی برای اولین بار، کتاب جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(ره) را دیدم، به تصورم، همان جملات کلیشه ای و همیشه گی آمد! همان که در همه جا شنیده می شود، این که زنان چقدر خوب هستند و چقدر در حقشان در طول زمان های گذشته ظلم شده است و قدری هم هندوانه های ذی قیمت!
در حالی که دسترسی به جوامع گذشته و آگاهی ازوضعیت زندگی آنان به روشنی مشخص نیست، کتابها و دستونشتههای آن دوران بهترین گواه برای بیان تصویری از زندگی گذشتگان است.
در این میان کتابهای شعر به دلیل صراحت در بیان، منابع خوبی به شمار میآیند که البته خود آنها نیز به خاطر خلاقیت شاعر موجب نارسایی در فهم درست آنها میشود. غنای ادبیات فارسی امکان ارزیابی نظام قوانین وارزشهای اجتماعی و فرهنگی مردم آن روزگار را فراهم میآورد.
یکی از این قبیل کتابها «دیوان حافظ شیرازی» است که در اینجا گزارشی از وضعیت گروههای اجتماعی در شعر حافظ مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی این گروهها و تحولات آنان در فهم و درک موقعیت فعلی گروه بندیهای اجتماعی موثر است. موقعیت اجتماعی فقیران، حاکمان، ثروتمندان، عارفان و … در شعر حافظ با تمثیل آمده است.
یکی از مباحثی که در انتخابات این دوره، بیش از دورههای قبل به چشم میخورد و به گوش شنیده میشود، صحبت از زنان است و اینکه باید حقوق طبیعی و اجتماعی آنها بیش از پیش استیفا شود و خلاصه اینکه زنان، را قدر خواهیم نهاد، یکی از صحبتهای پایهای است که در طول انتخابات بسیار قابل مشاهده است.
اما در این بین، صحبتی که بسیار جای تامل دارد، بحث کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است، کنوانسیونی که طرفداران برخی از کاندیداها به صراحت اعلام میکنند که به محض روی کار آمدن، آن را امضا کرده و به سرعت عضو آن میشوند، تا در مورد زنان حق را تمام کرده و از حقوقشان به طور کامل دفاع کنند، خانم رهنورد در جمع دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی این برنامه را از مهمترین اهداف دولت میرحسین موسوی در صورت انتخاب شدن عنوان کرد و نوید جایگاههایی بالاتر و بهتر از کابینهی دولت شدن را به همگان داد، چراکه این دولت طرفدار سعادت بشری است و زن و مرد دو بال پرواز یک پرنده هستند. هیچ پرنده ای با بال شکسته نمی تواند پرواز کند!
ادبیات جنگ در سال های اخیر نسبت به سال های نزدیک تر به جبهه تفاوتی عمیق داشته است.. یکی از داستان های متفاوت با ادبیات قدسی جبهه ، مجموعه داستان « من قاتل پسرتان هستم » نوشته احمد دهقان است. احمد دهقان از نویسندگان دوران جنگ است که به نوعی دست به تابو شکنی در ادبیات دفاع مقدس می زند. دو اثر وی با نام «سفر به گرای ۲۷۰ درجه » و « من قاتل پسرتان هستم» در سال های قبل به چاپ رسید. در نمایشگاه امسال نیز اثر جدید این روایتگر نوین جنگ با نام «دشتبان» از سوی انتشارات نیستان روانه بازار کتاب شد.در این داستان دیگر رزمنده یک تیپ ایده ال نیست بلکه به فردی عادی و غیر قدسی بدل شده که گناهان انسانهای عادی از او سر می زند وگاه برای امرار معاش فضای قدسی جبهه را به ابزاری در این راه مبدل کرده است.(داستان تمبر و بلیط)
رزمنده که در فضای جبهه یک اسطوره تلقی می شد دیگر آن هاله مقدس و ماورایی رابه دور خود ندارد و یک انسان عادی است در دنیای متغییر و واقعی؛ داستان ها خالی از صحنه های اسطوره ای جبهه و رزمنده هاست به گونه ای که هر کس مسئول کار و عمل خویش است . جنگ در مجموعه داستان« من قاتل پسرتان هستم» ، نه با دشمن بیگانه و خارجی که جنگ بر سر آرمان ها و باورهای قدسی جبهه و آرمان ها و باور های دنیای مادی بعد از دوران جنگ است. بعد از این اثر، دشتبان با نگاهیی متفاوت به بازگویی دنیای جنگ برای مخاطبانی که تجربه نزدیکی با جنگ نداشته اند ، پرداخته است.
رمان داستان جنگ اززبان نوجوانی ، ساکن شهرهای غربی کشور که شغل پدرش دشتبانی است ووظیفه مراقبت از مزارع و جالیزهای اطراف شهر را برعهده دارد.
در رمان دشتبان ، نویسنده تصویری خلاقانه و بکراز روایتگری در دوران جنگ را ارائه می دهد. این داستان بیان روابط انسان هایی است که در هجوم روابط تحمیلی جنگ در سال های ابتدایی جنگ ، دچار بحران در روابط ذهنی خود شده اند. احمد دهقان ، دشتبان را روایتی کامل و حقیقی از جنگ می داند.و در راستای هدف خود که همان تلاش برای نشان دادن معنای کامل و واقعی ، دست به خلق داستان «دشتبان» زده است.
نوجوان وخانوادهاش، با آغاز حملات هوایی ارتش متجاوز صدام، از شهر خود کوچ میکنند وماجراها و وقایع پیش روی این خانواده، محوریت این رمان را تشکیل میدهند.
چارقد- روزنامه انگلیسی گاردین با سیاهنمایی از وضعیت اخلاقی جامعهی ایران، مدعی رواج عمل ترمیم پرده بکارت نزد طیف وسیعی از دختران و زنان ایرانی شد.
روزنامه انگلیسی گاردین طی گزارشی که توسط ««ژانت آفاری» گزارشگر این روزنامه از تهران تهیه شده است با سیاه نمایی از وضعیت اخلاقی جامعه ایران، مدعی رواج عمل «هینمو پلاستی» یا ترمیم پرده بکارت نزد طیف وسیعی از دختران و زنان ایرانی شده است.
در بخشی از این گزارش آمده است: «این بار دیگر قضیه رجوع به جراحان برای انجام عمل جراحی ترمیم پرده بکارت، رجوع قربانیان تجاوز به عنف یا روابط جنسی میان محارم در بین نبود؛ بلکه بسیاری از مراجعان، زنان فریب خورده و از توهم بیرون آمدهای بودند که دوستان پسر سری و پنهانیشان آنان را ترک کرده بودند، یا زنانی بودند که به تازگی در اداره یا شرکتی استخدام شده بودند، از قبیل منشیها و پرستاران، که با روسایشان سر و سری پیدا کرده بودند، اما متوجه شده بودند هیچ امیدی به ازدواج با آنان وجود ندارد.
پیوسته و به تکرار شنیدهایم که محبت به اهلبیت اکسیری است که جوهرهی وجودی هر انسانی را فضیلت بخشیده و آن را زرین میسازد. به عنوان ضمیمه موضوع دیگری طرح میشود که در کنار محبت میبایست رفتار آن بزرگواران را الگو قرار داد تا به سرمنزل مقصود رسید. خلاصه این دوگزاره پیشنهادی برای مدل زندگی موفق و دیندارانه، محبت به معصومین همراه با تبعیت در رفتار آنهاست. بر فرض پذیرش این دو نکته که اتفاقا از مسلمات شیعه هم هست، این پرسش مطرح میشود که به طور کلی سرچشمه محبت و پذیرش فرد یا افرادی به عنوان الگو و اسوه چیست؟
در گذشته، به زن سرکوفت ناقص بودن میزدند و او را مجبور میکردند برای کم جلوه کردن نقص خویش، همیشه خود را محتاج مرد و زیر سایه او بداند و سعی کند تا میتواند کاری کند که مردها از او راضی باشند و در نتیجه، همواره در کنجخانه مانده، از کمال علمی و معنوی محروم شود و بدین روی، خود نیز باور کرده بود که عضو ناقص اجتماع است و خود را مستحق شخصیت و حقوق نمیدانست.
اما آنچه اسلام در مورد زن میگوید، با آنچه که در قدیم و حتی در جوامع انسانی کنونی، در مورد زن مطرح میشود کاملا متفاوت است.
اسلام زن را همانند مرد، انسانی بزرگ با شخصیتی مستقل میداند که تا اوج ملکوت میتواند پرواز کند. اسلام با قرار دادن محور تقوا برای سنجش انسانها، ملاک برتری افراد را نسبت به دیگران، صرفا داشتن تقوای بیشتر میداند.
خلقت انسان
قرآن خلقت انسان را به هفت مرحله تقسیم میکند. «.. به این ترتیب نخستین مرحله، مرحله تراب و خاک است. مرحله دوم، مرحله نطفه که مربوط به همه انسانهاست جز آدم و حوا. مرحله سوم، مرحلهای است که نطفه تکامل یافته و رشد قابل ملاحظهای نموده و به صورت یک لخته خون بسته در آمده است. پس از این مرحله «مضغه» (چیزی شبیه به گوشت جویده) و مرحله ظهور اعضا، مرحله حس و حرکت است که در اینجا چهارمین مرحله را مرحله تولد جنین ذکر میکنند و مرحله پنجم را مرحله تکامل قدرت و قوت جنسی که قرآن از آن تعبیر به «بلوغ اشد» کرده است.»
خلقت زن در ادیان آسمانی
کاتولیکها: «روح مرد با روح زن فرق دارد و تنها مریم در میان زنان دارای روح معادل با مردان است و روح بقیه زنان حالتبین انسان و حیوان دارد.»
یهودیان: «حوا از آخرین دنده چپ آدم آفریده شده است»و نیز در تورات (تحریف شده) آمده است: «خدا گفت: درست نیست آدم تنها بماند لذا حوا را آفرید …»
نظر اسلام در خلقت زن
قرآن کریم در آیات متعددی این موضوع را مطرح کرده است؛ از جمله آیه ۲۱ روم، ۲۷ نحل، ۱۱ شوری، ۴۹ ذاریات، و آیه ۱ سوره نساء. به عنوان نمونه و رعایت اختصار، به تفسیر و توضیح آیه اول سوره نساء پرداخته و نظریات مختلف مفسران و دانشمندان را در این مورد، بررسی مینمایم: « یایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها…»؛ تعدادی از مفسران و دانشمندان اهل تسنن اعتقاد دارند که زن از دنده چپ مرد آفریده شده است. از جمله طبری پس از اینکه در تفسیر خود نظرات مختلف محدثین را در این مورد میآورد، به بررسی آنها میپردازد. هرچند که در آخر نظر خود را بیان نمیدارد، اما آنچه از شواهد به دست میآید این است که او هم این نظریه را بیشتر قبول دارد و حتی در تاریخ خود (تاریخ طبری) اینگونه میآورد.
مفسران و علمای شیعه نیز همانند علمای اهل تسنن در مسأله خلقت زن، نظرات مختلفی دارند: علامه طبرسی (ره) در تفسیر مجمع البیان نظر مفسران مبنی بر آفریده شدن حوا از ضلعی از اضلاع آدم را مطرح کرده است: «ذهب اکثر المفسرین انها خلقت من ضلع من اضلاع آدم»؛ ولی در تفسیر جوامع الجامع نظر خود را بیان داشته و در ذیل آیه اول سوره نساء مینویسد، منظور از «خلقکم من نفس واحدة»: «فرعکم من اصل واحد و هو نفس آدم ابیکم» و منظور از «خلق منها زوجها»: «خلق حواء من ضلع من اضلاعها»است.
علامه طباطبائی (ره) در مورد این آیه در تفسیر «المیزان» درباره کلمه «زوج» میفرمایند: «بنا به گفته راغب، به معنای همسر است یعنی این کلمه در مورد هر دو قرین که یکی نر و دیگری ماده باشد، استعمال میشود هم به نر «زوج» گفته میشود و هم به ماده…»
سپس در مورد خلقت حوا میفرمایند: «ظاهر جمله مورد بحث میخواهد بیان کند که همسر آدم از نوع خود آدم بود و انسانی بود مثل خود او. و این همه افراد بی شمار از انسان که در سطح کره زمین منتشر شدهاند همه از دو فرد انسانی مثل هم و شبیه هم منشا گرفتهاند. بنابراین «من» نشویه خواهد بود و عبارت مورد بحث همان نکتهای را میرساند که آیات زیر در صدد افاده آن است: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها»، «و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا…» پس اینکه در بعضی تفسیرها آمده که همسر آدم از بدن خودش درست شده صحیح نیست هرچند که در روایاتی آمده، لیکن از خود آیه استفاده نمیشود و در آیه چیزی که بر آن دلالت کند وجود ندارد.»
تفسیر نمونه نیز در مورد خلقت زن اظهار میدارد که: «خدا آدم را آفرید و سپس همسرش را از باقیمانده گل او خلق کرد»و این جمله که میگوید همسر آدم از او آفریده شد، بعضی مفسرین از این تعبیر چنین فهمیدهاند که همسر آدم (حوا) از بدن آدم آفریده شده و پارهای از روایات غیر معتبر را که میگوید حوا از یکی از دندههای آدم آفریده شده، شاهد بر آن گرفتهاند… این سخن بیاساس است و از بعضی روایات اسرائیلی گرفته شده و هماهنگ با مطالبی است که در فصل دوم از سفر تکوین تورات تحریف شده آمده است. و از این گذشته بر خلاف شاهد و حس میباشد؛ زیرا طبق این نظر که حوا از یکی از دندههای آدم آفریده شده، باید مردان در طرف چپ، یک دنده کمتر داشته باشند در حالی که میدانیم هیچ تفاوتی میان تعداد دندههای مرد و زن وجود ندارد؛ و این تفاوت یک افسانه بیش نیست.
ولی با توجه به سایر آیات قرآن، هرگونه ابهامی از تفسیر این آیه برداشته میشود و معلوم میشود منظور از آن این است که خداوند همسر او را از جنس او آفرید: «… جعل لکم من انفسکم ازواجا» ؛ خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد (نه از اعضای بدن شما). و طبق روایتی که از امام باقر(ع) در تفسیر «عیاشی» نقل شده است، آفریده شدن حوا از یکی از دندههای آدم شدیدا تکذیب شده و تصریح شده که حوا از باقیمانده گل آدم آفریده شده است.»
«علاقهمندان برای دریافت اطلاعات بیشتر و آشنایی با منابع تحقیق، با چارقد تماس حاصل فرمایند.»
چارقد- ماهنامه سپیدهدانایی در شماره ۵۴ خود طی گفتگویی با صدیق سروستانی و نفیسه حمیدی ضمن معرفی حجاب به عنوان عامل گسترش بیماریهای متعدد در میان جوانان به ترویج خودنمایی و نمایش دادن بدن دختران و زنان پرداخته است .
در این مطلب که تحت عنوان زیبایی از حقوق شهروندی افراد است به رشته تحریر درآمدهاست، میخوانیم: «خانمی که در جامعه غربی است میتواند لباسی را که دوست دارد بپوشد و آرایش مویی را که میخواهد داشته باشد، صورتش هم همینطور.در مستند دماغ به سبک ایرانی یک دختر نوجوان به یک نکته جالبی اشاره میکند و میگوید مو بسیاری از ایرادات چهره را میپوشاند، اگر افراد جامعه ما روی بینیشان متمرکز شدهاند، دلیل سادهای دارد … به نظر من خودنمایی حق شهروندی هر فردی است. ببینید در کشورهای دیگر، حتی در مالزی که من در آنجا زندگی کردم، همه بدن انسان قابل خودنمایی و نمایش دادن است. یعنی انسان میتواند از اندامش امتیاز بگیرد، در کشور ما این امتیاز محدود به صورت است، پس چرا اجازه نمیدهیم که آدمها با این قسمت از بدنشان خودنمایی کنند.»
ماهنامه سپیدهدانایی از اردیبهشتماه سال ۱۳۸۶ فعالیت خود را به مدیرمسئولی محمود گلزاری آغاز کردهاست. این نشریه پس از انتشار ۶ شماره به دلیل درج برخی مطالب تند نظیر نگاههایی که قامت خم میکنند و تندرویهای نشریه در مورد انتقاد از گشتهای ارشاد و .. دچار تغییرات اساسی شد.